به گزارش روابط عمومی پژوهشکده تبلیغ و مطالعات اسلامی باقرالعلوم(ع)، در ابتدای این نشست، دکتر محمدینیا، سخنان خود را در چند محور اصلی سامان داد و به تبیین اصول و قواعد کنش اجتماعی و سیاسی پسران، بررسی میزان تناسب این اصول با مراحل مختلف رشدی، آسیبشناسی کنشگری اجتماعی و سیاسی و در نهایت ارائه راهکارهایی برای مواجهه با مسائل و چالشهای بالفعل و بالقوه در این عرصه پرداخت.
وی با تأکید بر ضرورت آمادگی پیشدستانه پدران تصریح کرد: میخواهیم علاج واقعه را قبل از وقوع انجام دهیم و خود را برای شرایطی که هنوز پیش نیامده اما احتمالاً پیش خواهد آمد، آماده کنیم.
دکتر محمدینیا در ادامه با تشریح سه اصل اساسی در تنظیم رابطه پدر و پسر، نخست بر «اقتدار» بهمثابه مفهومی متمایز از سرکوبگری تأکید کرد و گفت اقتدار در ادبیات روانشناسی تعریفی روشن دارد و با کنترلگری و فشار تفاوت اساسی دارد.
وی در تشریح اصل دوم، «حضور عاطفی بیقیدوشرط» را ضروری دانست و افزود: حضور پدر در کنار فرزند نباید وابسته به نمرات، درآمد یا موفقیتهای ظاهری باشد، بلکه پسر باید در هر شرایطی احساس ارزشمندی کند
این پژوهشگر حوزه خانواده در معرفی اصل سوم، بر «تناسب رفتار با مراحل رشدی» تأکید کرد و یادآور شد که پسران در هر مرحله تحولی، نیازها و اقتضائات خاص خود را دارند و راهبرد تربیتی نیز باید متناسب با همان مرحله تنظیم شود.
دکتر محمدینیا در بخش مهمی از سخنان خود، رابطه پدر و پسر را به باغی تشبیه کرد که باید در فصول مختلف مراقبت شود و گفت: اگر این رابطه محکم نباشد، هیچ خواسته دیگری از جمله موفقیت تحصیلی، انتخاب شغل و همسر، یا کنش سیاسی و اجتماعی به درستی شکل نخواهد گرفت. این رابطه مثل نوزادی است که اگر رها شود، به تدریج آن را از دست میدهیم.
وی همچنین به اصول پایداری همچون «گوش دادن فعال» برای فهمیدن و نه قضاوت کردن و نیز «گفتوگوی بدون ترس از سرزنش» اشاره کرد و این موارد را از الزامات رابطه سالم پدر و پسر برشمرد.
در ادامه، با تقسیمبندی سیر رشد به سه دوره، نخست به دوره کودکی اول (تولد تا ۷ سالگی) پرداخت و نیازهای اصلی این مرحله را دلبستگی، اعتماد و بازی دانست و نقش پدر را «پناهگاه امن» و «همبازی» معرفی کرد و تأکید داشت آشنایی اولیه کودک با جهان اجتماعی از مسیر بازی شکل میگیرد.
وی سپس دوره دوم، یعنی کودکی دوم یا پیشنوجوانی (۷ تا ۱۲ سالگی) را «دوره شایستگیها و مرزها» خواند و آن را عصر طلایی یادگیری مهارتهای عملی و اجتماعی دانست؛ دورهای که در آن آموزش دوستیابی، وفاداری، کار تیمی و سپردن مسئولیتهای واقعی مانند خرید و انجام برخی امور مشخص، نقش مهمی در شکلگیری شخصیت و مسئولیتپذیری پسران ایفا میکند.
دکتر محمدینیا در این بخش نسبت به مقایسه کردن، سرزنش مداوم و انتظارات بیش از توان هشدار داد و تأکید کرد: شکست خوردن بخشی از یادگیری است؛ نباید اجازه دهیم شرم مزمن در کودک شکل بگیرد.
در ادامه، دوره سوم یعنی نوجوانی (۱۳ تا ۱۸ سالگی) بهعنوان مرحله آغاز کنشگری اجتماعی و سیاسی جدیتر معرفی شد؛ دورهای که با نزدیکشدن به سن رأیدادن و امکان مشارکت در انتخابات، هویت اجتماعی و سیاسی نوجوان شکل عینیتری مییابد. وی اصل طلایی این مرحله را «آزادی کنترلشده» دانست و تأکید کرد نقش پدر در این سن از «رئیس» به «مشاور» تغییر میکند.
دکتر محمدینیا در توضیح این رویکرد خاطرنشان کرد: «در این دوره باید هم به نوجوان استقلال بدهیم و هم امنیت عاطفی او را حفظ کنیم؛ نه آنچنان آزاد که احساس تنهایی و رهاشدگی کند و نه آنچنان محدود که دچار احساس خفگی شود.»
وی بر لزوم مدیریت هوشمندانه نرمافزار و سختافزار در عین احترام به حریم خصوصی تأکید کرد و گفت: نوجوان نباید احساس کند مدیریت پدر، نقض حریم خصوصی اوست.
دکتر محمدینیا در ادامه، مهمترین موانع پیشروی این دوره را برشمرد و به تعارض میان اقتدار پدر و استقلالطلبی پسر، شکلگیری شکاف نسلی و بروز واکنشهای تند و خشمگینانه اشاره کرد. وی همچنین نصیحتهای مکرر را ـ که آن را نوعی اعمال خشم پنهان دانست ـ از آسیبهای رایج این مرحله برشمرد و تأکید کرد رفتارهایی همچون تمسخر، طعنه و متلک باید در رابطه پدر و پسر به صفر برسد. به گفته او، کنترلگری شدید و بیاعتمادی نیز از جمله عواملی است که میتواند این دوره حساس را با تنشهای جدی مواجه کند.
درادامه نشست، دکتر محمدینیا به وضعیت خانوادههایی پرداخت که فرزندشان در گروههای اجتماعی ناسالم فعالیت دارد یا احتمال میدهند در معرض چنین آسیبهایی قرار گیرد و بر ضرورت مواجههای هوشمندانه و پیشگیرانه تأکید کرد.
وی در تبیین اصول برخورد صحیح، «آمادگی پیشدستانه» را نخستین گام دانست و خاطرنشان کرد نباید منتظر بروز بحران ماند؛ بلکه آمادگی قبلی، خود موجب حفظ طمأنینه و آرامش والدین میشود.
او همچنین بر «تشخیص بهموقع» نشانههای خطر، «برقراری ارتباط بدون قضاوت» و ایجاد فضای امن برای گفتوگو تأکید کرد و در نهایت، «مدیریت هوشمندانه» را راهبرد اصلی برشمرد؛ رویکردی میانه که نه به سختگیری افراطی میانجامد و نه به سهلانگاری و رهاسازی.
ایشان در این خصوص تأکید کرد: آمادگی برای شرایط خاص لزوماً به معنای وقوع همه مشکلات نیست، اما این آمادگی، حس امنیت و طمأنینه را در هنگام مواجهه با بحران به خانوادهها خواهد داد.
دکتر محمدینیا در جمعبندی نهایی تأکید کرد که تربیت پسرانی با کنش اجتماعی ـ سیاسی سالم، نیازمند نگاهی مرحلهمند و مستمر است؛ بدین معنا که در کودکی باید رابطه را بر پایه عشق و بازی بنا کنیم، در پیشنوجوانی به آموزش مهارتها و ترسیم مرزها بپردازیم و در نوجوانی با رویکرد «آزادی کنترلشده» و ایفای نقش مشاور، آنان را همراهی کنیم. وی همچنین یادآور شد پدر باید همواره پناهگاه امن فرزند باقی بماند، از موانعی همچون مقایسه، تمسخر و کنترلگری پرهیز کند و برای مواجهه با شرایط بحرانی، از پیش آمادگی لازم را در خود ایجاد سازد.