بخش اوّل: تصویر کلّی
واژه حلقههای میانی نخستین بار در سخنرانی تفسیری آقا از بیانیه گام دوم در 1 خرداد 98 از سوی ایشان به کار رفته است. از حلقههای میانی تفسیرهای متعدّدی شده است. برخی آن را گروههای مردمی برای حلّ مسائل کشور میدانند. برخی آن را نهادی واسط میان حاکمیّت و ملّت میدانند. از همه عجیب تر تفسیرهایی است که حلقههای میانی را به عنوان نظریۀ جدیدی در حکمرانی یا عبور آقا از ایده دولتسازی برای جامعهسازی و امثال این سخنان میدانند. اینکه چرا این تفسیرهای متعدّد را داریم نیاز به بررسی مستقلّی دارد.
برای تفسیر درست ابتدائا باید نگاهی کنیم به بیانیه گام دوم. بیانیه گام دوم هم توصیف دارد و هم توصیه. خود آقا در 4 محور خلاصه این بیانیه را میفرمایند:
1. «عظمت حادثهی انقلاب»
2. «عظمت راه طیشده و کارکرد انقلاب تا امروز»
3. «عظمت چشماندازی است که باید به آن برسیم»
4. «عظمت نقش نیروی جوان متعهّد»
توصیه این بیانیه هم دعوت جوانان متعهّد به نقشآفرینی مؤثّر و مسئولانه در گام دوم انقلاب اسلامی است که در انتهاء این بیانه جهتگیری های اساسی را ذیل 6 سرفصل مطرح میکنند.
سخنرانی آقا در دیدار 1 خرداد 98 در واقع پرداخت به محور چهارم است. ایشان حرکت به سوی اهداف عالی را نیازمند یک حرکت عمومی میدانند همان که در بیانیه میفرمایند: «اراده ملی جانمایه پیشرفت همهجانبه و حقیقی است.»
جوانان متعهّد در واقع عناصر اصلی این حرکت عمومی هستند. در این سخنرانی حضرت آقا بعد از توضیح چشمانداز و نیاز به حرکت عمومی و نقش جوانان متعهّد میفرمایند:
«خب، حالا یک سؤال اینجا مطرح میشود و آن، این است که فرایند ورود جوانان به این حرکت عمومی چیست؟ ... این، آن مطلبی است که من یادداشت کردهام که به شما عرض بکنم.»
یعنی مسئله اصلی این سخنرانی پاسخگویی به این چالش است. و طرح بحث حلقههای میانی در همین راستا است. در ادامه ایشان تقویت این حرکت به نحو معقول و منضبط را مستلزم 4 عنصر میدانند. شناخت صحنه، امید، جهتگیری درست و راهکارهای عملی. در ادامه ایشان میفرمایند:
«مسئلهی راهکارهای عملی باشد، احتیاج دارد به هدایت، تمرکز، پیگیری، فعّالیّت پیدرپی و لحظهبهلحظه برای اینکه بتواند این کاروان عظیم جامعه را و مهمتر از همه جوانهای جامعه را به پیش ببرد. این کارِ چه کسی است؟ این تمرکز، این ایجاد برنامهی کار، پیدا کردن راهکار، ارائهی راهکار، برنامهریزی، به عهدۀ جریانهای حلقههای میانی است.»
در اینجا حلقههای میانی چه کاری دارند؟ کار برای پیشرفت کشور؟ خیر! منظور از این راهکارها، راهکارهای عملی در جهت فرآیند ورود جوانان به حرکت عمومی کشور است. یعنی کار اصلی حلقههای میانی هدایت جریان انسانی است. به جز عبارت زمینهساز ورود بحث و همین عبارت، این عبارت در پایان بحث نیز گویا است. میفرمایند:
«پس بنابراین این سؤال که جوان چگونه میتواند وارد میدان این حرکت عمومی بشود، به نظر من پاسخهای روشنی دارد که من یک مقداری از آنها را گفتم»
بنابراین جریانهای حلقههای میانی سؤال فرآیند ورود جوانان به حرکت عمومی کشور را پاسخ میدهند. موضوع کار و مأموریت اصلی جریانهای حلقههای میانی در زمینه هدایت و راهبری جریان انسانی است نه حل مسئله یا واسطه گری بین نهاد مردم و حاکمیت.
تا اینجا تقریبا چارچوب کلّی فلسفه وجودی حلقههای میانی روشن میشود. امّا حضرت آقا مثالهای متنوّعی در ضمن این بحث میزنند که باید نسبت این مثالها هم روشن شود.
آقا در سخنرانی خود در تبیین حلقههای میانی، چند مثال از حلقههای میانی میزنند. ایشان «نخبگان فکری در میان جوانان و مسئولان»، «مجموعههای باتجربه در زمینههای فرهنگی و فکری» و «تشکّلهای دانشجویی» را به عنوان سه مثال در این زمینه مطرح میکنند.
در ادامه این سخنرانی حضرت آقا مثالهای عینی از راهکارهای عملی میزنند. میفرمایند: «خب حالا نمونههایی را من اینجا یادداشت کردهام، نمونههایی از کارهایی که میتواند نسل جوان را در نقش و شأنِ محور بودنِ حرکت عمومی جامعه کمک کند و ظرفیّت لازم را به آنها بدهد.»
باید توجّه کنیم که در اینجا آقا خود در مقام یک حلقه میانی ظاهر میشوند و شروع به ارائه راهکار میکنند. مثال های که آقا در ادامه میزنند مانند: کارگروههای فرهنگی، گروههای فعالیت سیاسی، برقراری کرسیهای آزاداندیشی، گروههای نهضتی، گروههای علمی ... اینها مثالهای حلقههای میانی نیستند بلکه مثالهایی برای راهکارهایی هستند که یک حلقه میانی مانند تشکّل دانشجویی میتواند از طریق آنها دانشجویان دانشگاه را وارد حرکت عمومی کشور و خدمترسانی به پیشرفت کشور کند.
بنابراین به طور خلاصه رسالت جریانهای حلقههای میانی «موقعیّتآفرینی و هدایتگری مستمر و عینی جوانان متعهّد» است.