به گزارش روابط عمومی پژوهشکده تبلیغ و مطالعات اسلامی باقرالعلوم علیهالسلام، نشست علمی «بازخوانی شیوه اندیشهورزی شهید مطهری در نهضت اسلامی» صبح چهارشنبه ۸ بهمنماه با ارائه حجت الاسلام محمدمهدی حسینزاده، نقد حجتالاسلام والمسلمین استاد امین اسدپور و دبیری علمی حجتالاسلام حسین پورعلیرضا، در دانشگاه باقرالعلوم علیهالسلام قم برگزار شد.
تبیین ضرورت بازخوانی شیوه اندیشهورزی شهید مطهری
در ابتدا، حجتالاسلام حسین پورعلیرضا، دبیر علمی نشست، با اشاره به نقش دانشگاه بهعنوان محل تلاقی اندیشهها، تأکید کرد که برخورداری از یک تفکر منسجم، یک ضرورت بنیادین برای فضای علمی و فکری است. به گفته وی، یکی از چهرههایی که پرداختن به اندیشه و روش فکری او در این زمینه اهمیت ویژهای دارد، شهید آیتالله مرتضی مطهری است.
وی با بیان اینکه شهید مطهری دستکم دارای دو ویژگی برجسته است، گفت: نخست آنکه ایشان یک اندیشمند متفکر و صاحبنظر بود و دوم اینکه نقش مهمی در بنیانگذاری و ساماندهی اندیشه اسلامی در مواجهه با جریانها و نظریههای نوپدید ایفا کرد.
تبیین مسئلهمحور اندیشه شهید مطهری در بستر نهضت اسلامی
در ادامه نشست، حجتالاسلام محمدمهدی حسینزاده، پژوهشگر پژوهشکده تبلیغ و مطالعات اسلامی باقرالعلوم علیهالسلام و ارائهدهنده موضوع نشست، با بیان اینکه ورود به اندیشه شهید مطهری نیازمند تعیین زاویه دید روشن است، تأکید کرد: بررسی اندیشه شهید مطهری را میتوان از منظرهای مختلفی دنبال کرد، اما نگاه این ارائه، نه صرفاً بزرگداشت تاریخی شهید مطهری بهعنوان یکی از چهرههای انقلاب، بلکه ورودی مسئلهمحور است.
وی با اشاره به دغدغه اصلی خود تصریح کرد: مسئلهای که امروز در جامعه احساس میشود، نوعی تهیشدن تدریجی مفهوم «تفکر اصیل انقلابی» از محتوا و معناست. بهتدریج واژه «انقلابی» دچار تکثر معنایی شده و هرچه فاصله زمانی ما با دوره نهضت اسلامی بیشتر میشود، این واژه از بستر تاریخی و معنایی اولیه خود دورتر میگردد. از اینرو، مسئلهمندی امروز ما میتواند پنجرهای برای ورود به اندیشه شهید مطهری باشد.
حسینزاده با طرح بحث روششناسی مطالعه اندیشه، توضیح داد: در مواجهه با اندیشه شهید مطهری، یک روش متعارف آن است که از مسیر تحلیل منطقی و فلسفی، مبانی هستیشناختی، انسانشناختی، معرفتشناختی و دینشناختی ایشان بررسی شود و سپس شیوه اندیشهورزی استخراج گردد. هرچند این روش معتبر و رایج است، اما برای پاسخ به مسئله امروز جامعه، کفایت نمیکند؛ چراکه این شیوه غالباً اندیشه را از بستر تاریخی و اجتماعیاش جدا میکند.
وی در ادامه، رویکرد جامعهشناختی صرف را نیز ناکافی دانست و گفت: در این رویکرد، اندیشه بهمثابه برساختهای اجتماعی دیده میشود و ذات معرفتی آن نادیده گرفته میشود. در چنین نگاهی، یا صرفاً روابط، کنشها و ساختارهای اجتماعی بررسی میشوند یا سیر تقویمی آثار و زندگی اندیشمند ارائه میگردد؛ در حالی که این روشها نیز بهتنهایی قادر به تبیین شیوه اندیشهورزی شهید مطهری نیستند.
ارائهدهنده نشست با اشاره به «روش تحلیل بنیادین» توضیح داد: در این روش تلاش میشود میان مبانی معرفتی و بسترهای غیرمعرفتی مانند شرایط فرهنگی، اجتماعی و سیاسی جمع شود. با این حال، نکته مغفول در بسیاری از این تحلیلها، «مسئله» بهعنوان نقطه کانونی شکلگیری اندیشه است. زمینههای معرفتی و غیرمعرفتی بهتنهایی نظریه تولید نمیکنند، بلکه این «مسئله» است که در ذهن اندیشمند شکل میگیرد و او را به صورتبندی نظری سوق میدهد.
وی برای تبیین این مدعا، به مقایسه میان شهید مطهری و برخی دیگر از همدرسها و همدورههای ایشان اشاره کرد و گفت: با وجود شباهتهای گسترده در زمینههای معرفتی و شرایط اجتماعی، خروجی اندیشهها یکسان نیست؛ چراکه مسئلهای که هر اندیشمند با آن درگیر میشود، متفاوت است. بنابراین، باید دید اندیشمند چگونه شرایط را میفهمد و مسئله خود را چگونه صورتبندی میکند.
حجتالاسلام حسینزاده با تأکید بر اینکه «مسئله، امری تاریخی و نسبی است»، افزود: مسئله در نسبت با فرهنگ و احساس ناهماهنگی در جامعه شکل میگیرد. حتی اگر از منظر مبانی حکمی، یک موضوع حلشده تلقی شود، اما تا زمانی که در فرهنگ عمومی به حلوفصل نرسیده، همچنان یک مسئله اجتماعی محسوب میشود.
وی در ادامه با اشاره به عنوان نشست، خاطرنشان کرد: تأکید بر «بستر نهضت اسلامی» از آنرو اهمیت دارد که اندیشه شهید مطهری را نمیتوان بهصورت مطلق و فارغ از بزنگاه تاریخی انقلاب اسلامی فهم کرد. نهضت اسلامی یک نقطه عطف تاریخی بود که اندیشه شهید مطهری نیز در نسبت مستقیم با آن شکل گرفت و تحول یافت.
این پژوهشگر با نقد رویکردهایی که نسبت اندیشه شهید مطهری با انقلاب را به چند اثر محدود میکنند، تصریح کرد: اندیشه شهید مطهری در نسبت با انقلاب اسلامی، محدود به یک یا دو کتاب نیست، بلکه در منظومه فکری و اغلب آثار ایشان قابل ردیابی است. فهم این نسبت، بدون لحاظ جایگاه امام خمینی(ره) در اندیشه و کنش شهید مطهری، ناقص خواهد بود.
وی سپس مسئله محوری شهید مطهری را «علل انحطاط مسلمانان» دانست و گفت: این مسئله در آثار شهید مطهری از سه پنجره اصلی صورتبندی میشود؛ نخست، این پرسش که آیا اسلام و مبانی اسلامی عامل عقبماندگی مسلمانان است؛ دوم، آسیبشناسی وضعیت خود مسلمانان و انحرافات فکری، روشی و اجتماعی آنان؛ و سوم، نقش عوامل بیگانه و بیرونی مانند استعمار در وضعیت نامطلوب جوامع اسلامی.
حسینزاده تأکید کرد: بخش قابلتوجهی از آثار فلسفی شهید مطهری، از جمله مباحث مربوط به قضا و قدر، در پاسخ به شبهاتی شکل گرفته است که اسلام را عامل رکود و انفعال معرفی میکردند. در کنار آن، نقد جریانهایی مانند اخباریگری، خوارج و آسیبشناسی نهاد روحانیت نیز در چارچوب تحلیل وضعیت مسلمانان معنا پیدا میکند.
وی با ذکر نمونههایی مانند ورود شهید مطهری به بحث حقوق زن و انتشار مقالات در مجله «زن روز»، خاطرنشان کرد: انتخاب مخاطب برای شهید مطهری امری آگاهانه و مسئلهمحور بود. ایشان با شناخت دقیق بستر فرهنگی و اجتماعی زمانه، وارد میدان گفتوگو با جریانهای اثرگذار میشد و از این طریق، اندیشه دینی را بهصورت فعال و مسئولانه در عرصه عمومی مطرح میکرد.
عضو کارگروه تاریخ و سیره پژوهشکده تبلیغ و مطالعات اسلامی باقرالعلوم علیهالسلام در پایان تصریح کرد: اندیشه شهید مطهری بر محور یک مسئله کانونی شکل گرفته و اغلب آثار ایشان را میتوان ذیل سه پنجره اسلام، مسلمانان و عوامل بیگانه صورتبندی کرد. بازخوانی این شیوه اندیشهورزی میتواند برای مواجهه با مسائل امروز جامعه نیز الهامبخش باشد.
بازخوانی روششناسی اندیشه شهید مطهری در بستر تحولات اجتماعی انقلاب اسلامی
حجتالاسلام والمسلمین استاد امین اسدپور، ناقد نشست و استاد حوزه و دانشگاه، در ادامه این نشست علمی با تبریک ایام ماه شعبان و اعیاد پیشرو، این ایام را مقدمهای برای ورود به ضیافت معنوی ماه مبارک رمضان دانست و ضمن قدردانی از دانشگاه باقرالعلوم علیهالسلام بابت حمایت از طرح پژوهشی ارائهشده، تلاشهای علمی محمدمهدی حسینزاده را در پیشبرد این پژوهش ارزشمند ارزیابی کرد.
وی در مقام نقد علمی ارائه، با اشاره به اهمیت بازخوانی شیوه اندیشهورزی شهید مطهری در بستر نهضت و انقلاب اسلامی، اصل پرداختن به این موضوع را ضروری و قابل دفاع دانست، اما تأکید کرد که در چنین پژوهشهایی لازم است میان روایت تاریخ اندیشه و تحلیل جامعهشناختی اندیشه تفکیک روشنی صورت گیرد.
این استاد حوزه و دانشگاه افزود: هرچند جامعهشناسی تاریخی میتواند به فهم تاریخ اندیشه کمک کند، اما تاریخ اندیشه خود نیازمند صورتبندی نظری مستقل است؛ حوزهای که در علوم انسانی معاصر کمتر مورد توجه قرار گرفته است.
وی با اشاره به برخی نگرانیها نسبت به تاریخمندی اندیشه و هراس از نسبیگرایی، اظهار داشت: همین نگاه باعث شده تاریخ اندیشه در ادبیات علمی ما تضعیف شود، در حالی که شهید مطهری خود از پیشگامان توجه به بسترهای تاریخی شکلگیری اندیشه دینی بوده است.
استاد اسدپور با اشاره به آثار شهید مطهری، بهویژه مباحث مربوط به «اجتهاد زنده»، تصریح کرد: مطهری بر ضرورت درک زمان، مکان و شرایط اجتماعی در فهم مسائل دینی تأکید داشته و این نگاه، بنیان یک رویکرد تاریخاندیشهای در علوم اسلامی را شکل میدهد.
وی در ادامه نقد خود، با تبیین پیوند میان فلسفه تاریخ، نظریه فطرت و نظریه اعتباریات در اندیشه شهید مطهری، این دستگاه فکری را ظرفیتی مهم برای جمع میان اصول ثابت دینی و تحولات تاریخی و اجتماعی دانست و خاطرنشان کرد: چنین چارچوبی میتواند علوم اعتباری را از سقوط در نسبیگرایی مصون بدارد.
حجتالاسلام والمسلمین اسدپور ضمن تمجید از بهرهگیری پژوهش ارائهشده از روش تحلیل بنیادین، پیشنهاد کرد که روششناسی پژوهش تا حد امکان از دل آثار خود شهید مطهری استخراج شود، چراکه بسیاری از مؤلفههای این روش ریشه در اندیشه مطهری دارد و بازسازی آن از درون آثار وی میتواند به غنای علمی پژوهش بیفزاید.
این استاد حوزه و دانشگاه در بخش پایانی نقد خود، مسئله محوری پژوهش را ناظر به نوعی افول عقلانیت اجتماعی انقلاب اسلامی دانست و تأکید کرد: آنچه امروز بیش از هر چیز در معرض آسیب قرار دارد، عقلانیتی است که انقلاب اسلامی در آغاز خود تولید کرده بود. بازخوانی اندیشه متفکرانی چون شهید مطهری میتواند به احیای این عقلانیت و بازتولید گفتمان اصیل انقلاب اسلامی کمک کند.