به گزارش روابط عمومی پژوهشکده تبلیغ و مطالعات اسلامی باقرالعلوم(ع)، در این نشست، نسبت عرفان با عقاید، مناسک و اخلاق، تفاوت قرائتهای عرفانی در شیعه و اهل سنت، نسبت عرفان و شریعت، ظرفیت معنویت برای تقریب مذاهب و گفتوگوی ادیان، امکان شکلگیری دیپلماسی معنوی و ضرورت بازتعریف و کاربردیکردن عرفان برای انسان امروز مورد بحث قرار گرفت.
حجتالاسلام علیجانزادهروشن، دبیر علمی نشست، در آغاز جلسه با اشاره به برگزاری سلسله نشستهای پیشهمایش «امتداد اجتماعی عرفان در ساحت تمدنی و نسبت آن با حکمرانی جمهوری اسلامی ایران؛ چالشها و فرصتها» اظهار کرد: پس از اتفاقات اخیر و شهادت رهبر عظیمالشأن انقلاب، ظهور جریانهای اسلامی در کنار جریان مقاومت، افق جدیدی را پیش روی جمهوری اسلامی قرار داده و پرداختن به گفتوگوی بین ادیان بر محور معنویت، بهویژه عرفان، ضروری است.
وی با اشاره به ظرفیتهای معنویت در جهان اسلام افزود: موضوع معنویت میتواند زمینهای برای اتصال مؤمنان و نزدیکشدن جهان اهل سنت و جهان شیعه باشد و باید ظرفیتهای این موضوع، چالشهای پیشرو و امکان رسیدن از این گفتوگو به خروجی مشخص بررسی شود.
دبیر علمی نشست همچنین با اشاره به عرفان بهعنوان علم توحید و خداشناسی، درباره نسبت عرفان با مسئله شناخت عالم ماورا، مبدأ و معاد انسان و مسیر حرکت او و همچنین تأثیر قرائتهای شیعه و سنی بر این دانش پرسشهایی را مطرح کرد.
عرفان در کنار عقاید و مناسک، انسان را به اخلاق میرساند
حجتالاسلاموالمسلمین دکتر سیدمهدی علیزاده موسوی در ادامه نشست با اشاره به تقسیم دین به سه حوزه عقاید، مناسک و اخلاق اظهار کرد: نمیتوان گفت یکی از این سه حوزه بر دیگری برتری دارد، بلکه کلام و مناسک یا فقه، مقدمات سازنده حوزه اخلاق و معنویت هستند.
وی با بیان اینکه اگر عقاید در جان انسان بنشیند و مناسک نیز جایگاه واقعی خود را پیدا کند، ثمره این دو، ایجاد انسان اخلاقی، انسان متعالی و انسان ولایی است، تأکید کرد: عقاید و مناسک باید در جان انسان اثر بگذارند تا زمینه شکلگیری اخلاق و تعالی انسان فراهم شود.
این استاد حوزه و دانشگاه با انتقاد از کمتوجهی به اخلاق در زندگی دینی امروز گفت: آنچه باید ثمره عقاید و مناسک باشد، به حاشیه رفته و گاهی جزئی از تزیین و فانتزی زندگی انسان شده است. وی برای توضیح این مسئله، نماز، دروغ و غیبت را مثال زد و گفت ممکن است فرد مراقب باشد نمازش قضا نشود، اما نسبت به دروغ و غیبت چنین حساسیتی نداشته باشد.
حجتالاسلاموالمسلمین علیزاده موسوی با بیان اینکه عرفان در حوزه ایمان خود را نشان میدهد، اظهار کرد: عمل، معنویت، اخلاق و عرفان انسان، مرتبه ایمان او را بالا میبرد و جایگاه انسان را ترقی میدهد.
وی تأکید کرد: باید عرفان و معنویت در گام نخست بهعنوان یکی از اصول مسلم اسلام در نظر گرفته شود؛ مسئلهای که چندان مورد توجه قرار نگرفته و باید جایگاه اصلی خود را پیدا کند.
وی در ادامه گفت: عرفان، معنویت و تصوف، با هر نامی که از آن یاد شود، راهی است که بعد از کلام و فقه آغاز میشود و باید انسان را به اوج و کمالات عالی برساند.
حجتالاسلاموالمسلمین علیزاده موسوی میان اثبات عقلی خدا و درک قلبی او نیز تفاوت گذاشت و گفت: ممکن است انسان در مقام استدلال بتواند وحدانیت خدا را ثابت کند، اما در مقام دل و قلب هنوز به مرحلهای نرسیده باشد که بتواند خدا را با قلب خود احساس کند و جایگاه خدا را در قلب خود بیابد.
عرفان و شریعت؛ از تفاوت قرائتها تا مرزهای مشترک
پژوهشگر و متخصص در حوزه کلام تطبیقی با اشاره به تنوع قرائتها در حوزه عرفان و معنویت اظهار کرد: این تنوع هم در داخل دین اسلام و هم در خارج از آن وجود دارد.
وی با اشاره به تعدد فرقههای صوفیه در میان اهل سنت گفت: در میان اهل سنت فرقههای بسیار زیادی از متصوفه وجود دارد و در مصر بیش از ۷۲ یا ۷۳ فرقه صوفیه ثبت شده است. در میان شیعیان نیز سبکها و انواع سلوک وجود دارد که میتوان از سیدعلی قاضی، حیدر آملی، حسنزاده آملی، علامه طباطبایی و آیتالله بهجت نام برد.
حجتالاسلام والمسلمین علیزاده موسوی با تأکید بر ضرورت عبور از تفاوتهای ظاهری قرائتهای عرفانی گفت: اگر بیاییم از پوسته عرفان و تصوف رد شویم و در حقیقت به ماهیت آن توجه کنیم، میتوانیم یک قدر مشترک برای عرفان و تصوف در میان تمام ادیان، حتی فرق داخل شیعه، پیدا کنیم.
وی قدر مشترک عرفان را عشق به خدا، ولایت به معنای نزدیکی به خدا، تواضع، خشوع و سکوت دانست و گفت: همه جلوههایی که انسان را از حیوان جدا میکند میتواند نماد عرفان باشد. در عین حال عرفان نباید با شریعت تضاد داشته باشد و اگر عرفانی موجب تضعیف شریعت یا شریعتستیزی شود، این مسئله عرفان و تصوف را با چالش و آسیب مواجه میکند.
نماینده مقام معظم رهبری در کشور بنگلادش درباره برداشتهای نادرست از تصوف در میان اهل سنت نیز اظهار کرد: گاهی به دلیل اینکه تعبیر مناسب و درستی از تصوف در شیعه نداریم، همان تصور را به تصوف اهل سنت نیز سرایت میدهیم؛ در حالی که تصوف اهل سنت همان عرفانی است که علمای ما در شیعه دارند. تصوف یا طریقت، نامی است که در داخل عرفان برای آن به کار میرود و باید ارتباط و اشتراک موجود میان این مفاهیم را دید.
این پژوهشگر در ادامه با تأکید دوباره بر نسبت عرفان و شریعت گفت: حقیقت عرفان از شریعت جدا نیست و نباید عرفان را چیزی خارج از مجرای شریعت دانست.
وی با اشاره به برخی برداشتهای انحرافی گفت: گاهی این تصور مطرح شده است که با رسیدن انسان به مقام شهود، تکالیف از او برداشته میشود و دیگر نماز موضوعیت ندارد؛ این انحراف هم در گذشته گزارش شده و هم امروز وجود دارد.
حجتالاسلام والمسلمین علیزاده موسوی با اشاره به برخی اندیشههای عرفانی در میان بزرگان اسلامی گفت: وحدت وجود در اندیشه محییالدین، رویکرد انسانشناسی و خودشناسی در اندیشه مولانا، برخی مباحث انسانشناسی و هستیشناسی حافظ و مباحثی مانند حرکت جوهری ملاصدرا را نمیتوان صرفاً ذوق شخصی دانست و این دیدگاهها میتوانند در کنار شریعت قرار گیرند و به فربهی شریعت کمک کنند.
وی در توضیح تفاوت میان اصل شریعت و برداشتهای عرفانی به داستان «فیل در تاریکی» مولانا اشاره کرد و گفت: عینکهایی که انسان با آنها به حقیقت نگاه میکند متفاوت است؛ مانند نماز و قنوت. اصل نماز و قنوت، شریعت است، اما اینکه انسان در دعای قنوت خود چه بگوید، میتواند متفاوت باشد.
در ادامه، حجتالاسلام علیجانزادهروشن با طرح پرسشی درباره نسبت شریعت، فقه و عرفان گفت: اگر شریعت را صرفاً به معنای فقه و مجموعه احکام و تکالیف بدانیم، این پرسش مطرح میشود که رابطه فقه با حقیقتی که انسان باید به آن برسد چیست و آیا همه ادراک و حقیقت مورد نیاز انسان را میتوان از طریق فقه دریافت کرد.
حجتالاسلام والمسلمین علیزاده موسوی در پاسخ اظهار کرد: شریعت، «ما جاء به النبی» است؛ یعنی مجموعه گزارههایی که دین اسلام را تشکیل میدهد و نمیتوان شریعت را صرفاً به حوزه احکام و تکالیف محدود کرد.
وی قرآن را متنی مشخص و تفسیرهای آن را خوانشهای مختلف دانست و گفت: گاهی تفسیر عرفانی، گاهی تفسیری اثری و خبری و گاهی نیز تفسیری فقهی، کلامی و اعتقادی ارائه میشود. «ما جاء به النبی» مشخص است؛ اما اینکه انسان چگونه آن را میخواند و تفسیر میکند، میتواند متفاوت باشد.
استاد حوزه و دانشگاه همچنین گفت: عرفان را نمیتوان به مجموعهای از گزارههای دینی محدود کرد؛ زیرا در این صورت، آن لطافت، ملایمت و حسی که در فرد وجود دارد و میتواند در ارائه این معانی نقش داشته باشد، از بین خواهد رفت.
حجتالاسلام علیجانزادهروشن در ادامه با اشاره به جریانهای ظاهرگرا در جهان اهل سنت و نیز اخباریگری در میان شیعیان، درباره پیامدهای این رویکردها و نسبت آنها با توسعه علم عرفان پرسش کرد.
حجتالاسلام والمسلمین علیزاده موسوی در پاسخ گفت: اختلاف میان عقل و نقل و نزاع بر سر روش رسیدن به حقیقت، تنها به عرفان و تصوف اختصاص ندارد و از صدر اسلام در حوزههایی مانند کلام و فقه نیز وجود داشته است.
وی با اشاره به مناقشه میان معتزله و اهل حدیث، اختلاف اهل رأی و اهل حدیث، جریان اصولیان و اخباریان و نیز اختلاف میان عقلگرایی و نقلگرایی گفت: این اختلاف در نهایت به این پرسش بازمیگردد که راه رسیدن به حقیقت چیست؛ عقل، نقل، کشف و شهود یا تجربه.
این پژوهشگر و استاد دانشگاه در ادامه با اشاره به جایگاه قلب در قرآن گفت: عقل و نقل بهتنهایی نمیتوانند همه مسیر را توضیح دهند و قلب و فطرت نیز در شناخت خداوند جایگاه دارند.
حجتالاسلام والمسلمین علیزاده موسوی با اشاره به تجربه شخصیتهایی مانند امام محمد غزالی و فخر رازی و نیز برخی اشعار عرفانی و سخنان امام خمینی (ره) گفت: در تجربه برخی از بزرگان، پس از سالها بحث و استدلال، توجه به راه دل و معنویت برجسته شده است.
وی تأکید کرد: عرفان نظری نباید آنقدر درگیر مقدمات و مباحث مدرسهای شود که خود به مانعی برای رسیدن به عرفان عملی تبدیل شود.
از نزاع عقل و نقل تا ضرورت پیوند عرفان نظری و عملی
حجتالاسلام علیجانزادهروشن در ادامه درباره امکان تعریف جدیدی از عرفان، توسعه دانش نظری آن و ایجاد ارتباط میان عرفان و رشتههای دیگر، از جمله دیپلماسی، پرسش کرد.
استاد علیزاده موسوی گفت: برخی علوم مانند پزشکی و شیمی ارتباط روشن میان نظر و عمل دارند، اما در علومی مانند فلسفه این ارتباط کمتر است. یکی از مشکلات اساسی عرفان امروز این است که حوزه نظر از حوزه عمل جدا شده است و عرفان نظری باید از میدان و شرایط واقعی زندگی انسان اثر بگیرد تا بتواند نظریهای متناسب با شرایط تولید کند.
علیجانزادهروشن به مراکز درمانی و مراقبه در برخی کشورها اشاره کرد که برای معنویت و خودمراقبتی شکل گرفتهاند و درباره امکان تعریف سازوکارهایی برای گفتوگوی معنوی با این کشورها پرسید.
حجتالاسلام والمسلمین علیزاده موسوی در پاسخ هشدار داد که نباید شأن عرفان و معنویت را تا حد مراقبه برای درمان بیماریها پایین آورد؛ چراکه تجربههایی مانند کاهش برخی بیماریها از طریق این مراکز، نهایت ظرفیت عرفان نیست؛ مسئله اصلی تعالی و کمال انسان است.
وی با اشاره به «عصر بحران» و نیاز انسان امروز به معنویت گفت: با وجود گسترش عرفانهای نوظهور و جریانهایی مانند اوشو و اکنکار، این جریانها نیز بهتدریج جایگاه خود را از دست میدهند و انسان همچنان به دنبال یک عرفان متعالی است.
نماینده رهبر معظم انقلاب در کشور بنگلادش با بیان اینکه مواد خام عرفان اسلامی فراوان است، گفت: مشکل این است که «آجر و مصالح» داریم، اما «مهندس» نداریم؛ یعنی نظامی که بتواند این مواد را کنار هم قرار دهد، شکل نگرفته است.
وی بر ضرورت شکلگیری «نظام عرفانی» تأکید کرد و گفت: چنین نظامی باید برای انسان از دوران کودکی تا سالمندی برنامه داشته باشد و برای مسائل واقعی زندگی، راهکار ارائه کند.
استاد و پژوهشگر حوزوی به مشکلاتی مانند طلاق اشاره کرد و با تأکید بر لزوم ارائه مسیر و برنامه مشخص برای مسائل واقعی زندگی تصریح کرد: عرفان ما در قالب توصیه هست نه تجویزی. باید تجویزش کنیم، نسخه بدهیم.
حجتالاسلام والمسلمین علیزاده موسوی در ادامه از «شک مدرن» و «نسبیت مدرن» بهعنوان یکی از مسائل انسان امروز یاد کرد و گفت: انسان معاصر با شرایطی مواجه است که بسیاری از تکیهگاههای پیشین برای او تضعیف شدهاند. کلام و فقه با ماهیت استدلالی و فقهی خود، بهتنهایی نمیتوانند آن یقینی را که انسان امروز به دنبال آن است ایجاد کنند و عرفان و معنویت میتوانند در این شرایط نقش داشته باشند.
ظرفیت عرفان و معنویت برای تقریب و دیپلماسی معنوی
حجتالاسلام علیجانزادهروشن با اشاره به دیدگاه آیتالله جوادی آملی درباره گفتوگوی ادیان و مذاهب، این پرسش را مطرح کرد که چگونه میتوان بدون شناخت ظرفیتهای عرفانی ادیان، به گفتوگویی مؤثر رسید.
استاد علیزاده موسوی گفت: هرجا مشترکات بیشتری وجود داشته باشد، زمینه برای تقریب و نزدیکی بیشتر است. در حوزه عقاید و فقه، اختلافها در بسیاری از موارد بیشتر میشود، اما در حوزه عرفان، اخلاق و معنویت، اشتراکات فراوانی وجود دارد.
وی از عشق، ولایت به معنای نزدیکی، تواضع، خشوع، سکوت، ذکر، نوعدوستی، کرامت انسانی و عدالت بهعنوان مفاهیمی یاد کرد که میتواند زمینه ارتباط میان انسانها و ادیان را فراهم کند.
حجتالاسلام علیزاده موسوی برای توضیح این ظرفیت، با اشاره به تجربه معابد سیکها در دوران کرونا که درهای معابد خود را باز کرده بودند و به فقرا غذا میدادند، گفت: اینگونه مفاهیم انساندوستی و کرامت انسانی میتواند زمینه ارتباط ایجاد کند.
حجتالاسلام علیجانزادهروشن در ادامه درباره «دیپلماسی معنوی» و تفاوت آن با گفتوگوی ادیان پرسید.
استاد علیزاده موسوی توضیح داد: گفتوگوی ادیان، گفتوگوی صاحبنظران درباره گزارههای دین است؛ مانند اینکه هر دین درباره خدا، وحدانیت یا تثلیث چگونه میاندیشد، اما دیپلماسی معنوی باید فراتر از تبادل این گزارهها، به حل معضلات و مسائل جوامع بشری و کاهش منازعات میان ادیان، مذاهب و کشورها توجه کند.
وی گفت: گسترش مادیگرایی، تکنولوژی و فضای مجازی، انسان امروز را بیش از گذشته در معرض عوامل بیرونی قرار داده است و بخشی از نیاز معنوی او به سمت عرفانهای نوظهور و عرفانهای سکولار هدایت شده است.
حجتالاسلام والمسلمین علیزاده موسوی با اشاره به تجربه حضور چهرههای عرفانی در دهههای اخیر، از آیتالله بهاءالدینی، آیتالله کشمیری و امام خمینی (ره) نام برد و گفت: این شخصیتها در همین فضای معاصر حضور داشتند و اثرگذاری آنان تنها به دانش و موقعیت علمی محدود نبود.
در ادامه، حجتالاسلام علیجانزادهروشن درباره ارتباط آیتالله بروجردی با الازهر مصر پرسید که آیا این تجربه را میتوان از مصادیق دیپلماسی معنوی دانست.
استاد علیزاده موسوی گفت: این تجربه بیشتر در حوزه دیپلماسی دینی و تقریب مذهبی و فقهی قرار میگیرد و به نقش علامه محمدتقی قمی، چاپ برخی آثار تفسیری و برگزاری جلسات فقهی، تفسیری و کلامی اشاره کرد.
وی در عین حال گفت: تجربههای تقریب صرفاً از مسیر مباحث کلامی شکل نمیگیرد و در برخی موارد، ابعاد معنوی و عرفانی شخصیتها عامل ایجاد ارتباط شده است.
این استاد حوزه و دانشگاه با اشاره به سفرهای خود به کشورهای مختلف گفت: در برخی کشورها، مخاطبان خارجی از معرفی امام خمینی (ره) صرفاً بهعنوان یک چهره سیاسی انتقاد کردهاند و بر جنبه عرفانی ایشان تأکید داشتهاند.
وی همچنین با اشاره به علامه طباطبایی (ره) و ارتباط او با هانری کوربن و دیگر متفکران گفت: آنچه این افراد را جذب کرده، صرفاً علم نبوده، بلکه علمی همراه با عرفان و معنویت بوده است.
حجتالاسلام والمسلمین علیزاده موسوی یکی از مشکلات امروز را نیز غلبه علمگرایی در حوزههای علمیه دانست و گفت: طلبهها گرفتار نوشتن مقالات پژوهشی شدهاند و در برخی موارد، بیان و اثرگذاری معنوی کمرنگ شده است.
وی برای توضیح فاصله علم و تجربه، خاطرهای از یک استاد حوزه کلام نقل کرد که با وجود آشنایی گسترده با دلایل و استدلالهای مربوط به قیامت، هنگام بیماری و مرگ دچار ترس شدید شده بود.
نماینده مقام معظم رهبری در کشور بنگلادش با اشاره به جملهای منسوب به امامالحرمین جوینی درباره ایمان پیرزنان نیشابور گفت: مشکل این است که علم، بدون آنکه در جان انسان بنشیند، بهتنهایی کافی نیست.
وی همچنین با اشاره به بزرگانی همچون آیتالله جوادی آملی، علامه طباطبایی و شهید سلیمانی بر نقش ویژگیهای عرفانی و معنوی آنان در اثرگذاری بر مخاطبان تأکید کرد.
علیجانزادهروشن با اشاره به جایگاه تصوف در جهان اهل سنت و این موضوع که بخش قابل توجهی از مسلمانان اهل سنت به تصوف گرایش دارند، پرسید: چرا در سالهای گذشته از این ظرفیت برای گفتوگو و تقریب استفاده بیشتری نشده است.
حجتالاسلام والمسلمین علیزاده موسوی در پاسخ، شکلگیری تصوف بیمار در میان برخی جریانهای شیعی، فاصله گرفتن شریعت و طریقت، غلبه علمگرایی بر حوزههای شیعی و رشد اندیشههای اخباریگری را از عوامل مؤثر در وضعیت امروز دانست.
وی افزود: در میان اهل سنت، در بسیاری از دورهها، شریعت و طریقت در کنار هم پیش رفتهاند، اما در میان شیعه، جدایی خانقاهها از حوزههای علمیه زمینههایی برای فاصله گرفتن تصوف از شریعت به وجود آورده است.
عرفان برای انسان امروز؛ از توصیه به برنامه عملی
حجتالاسلام علیجانزادهروشن در ادامه درباره امکان ایجاد مراکز، سازوکارها و برنامههای جدید برای انتقال معارف عرفانی پرسش کرد.
استاد علیزاده موسوی گفت: نخستین گام، بازتعریف عرفان و بیرون آوردن آن از لایههای تاریخی و بهروز کردن آن برای مخاطب امروز است. انسانشناسی، هستیشناسی و راهنماشناسی موجود در آثار مولانا باید با ابزارهای جدید برای جوان امروز عرضه شود.
وی تأکید کرد: باید به اصول گذشته بازگشت، اما این بازگشت نباید به معنای سلفیشدن و تکرار عینبهعین روشهای گذشته باشد؛ بلکه راهها و برنامههای جدید لازم است. ما نیازمند به عرفان مدرن هستیم، عرفان جدید؛ عرفانی که بتواند حال و هوای انسان معاصر را به سمت حقیقت عالم برگرداند، اما ابزارهایش باید نو باشد تا بتواند انسان را هدایت کند.
دبیر علمی نشست نیز با اشاره به ظرفیت جمهوری اسلامی برای رساندن معارف اهلبیت اظهار کرد: به برکت خون شهیدان، امام راحل و رهبر شهید، موقعیت مناسبی برای انتقال این معارف فراهم شده، اما نداشتن برنامه و ابزار در حوزههایی مانند رسانه و دیپلماسی، استفاده از این ظرفیت را محدود کرده است.
حجتالاسلام والمسلمین علیزاده موسوی با بیان اینکه یکی از عوامل نفوذ انقلاب اسلامی در جهان، معنویت بوده است، گفت: انقلاب ایران در شرایطی شکل گرفت که جهان در اوج مادیگرایی و لذتگرایی قرار داشت.
وی افزود: هرچند در طول سالها از ابعاد تشعشع این معنویت کاسته شده، اما خاموش نشده است و به تجربه خود در بنگلادش اشاره کرد که در آنجا برخی افراد انقلاب ۱۹۷۹ ایران و تحولات و شهادتهای اخیر را دو عامل اثرگذار دانستهاند.
استاد حوزه و دانشگاه در ادامه با اشاره به تجربه خود در دانشگاهی در بلاروس گفت: هنگامی که درباره اشعار مولانا و مفاهیمی مانند درد و بیاعتباری دنیا صحبت کرده، مخاطبان مسیحی با این مفاهیم ارتباط برقرار کردهاند.
علیزاده موسوی افزود: ما واقعاً منابع داریم، اما زبان نداریم. همانگونه که جریانهایی مانند اگزیستانسیالیسم با وجود محتوای محدود، به دلیل زبان خود توانستهاند نفوذ پیدا کنند، ما نیز نیازمند زبانی هستیم که بتواند منابع عرفانی را برای مخاطب امروز قابل فهم و قابل استفاده کند.
وی همچنین بر ضرورت ایجاد یک «نظام عرفانی» تأکید کرد؛ نظامی که از کودک تا سالمند برای انسان برنامه داشته باشد و بتواند برای مسائل واقعی زندگی، برنامه عملی ارائه کند.
تولید ادبیات عرفانی و ایجاد شبکه نخبگان در جهان
حجتالاسلام علیجانزادهروشن در مقام جمعبندی بر توسعه عرفان بهعنوان یک نگاه علمی، هدفمند و نظاممند و حضور آن در ساحتهای مختلف کاربردی تأکید کرد.
حجتالاسلام والمسلمین علیزاده موسوی نیز تولید ادبیات عرفانی را مقدمه این مسیر دانست و گفت: مرزهای دانش عرفان باید گسترش پیدا کند و عرفان سنتی نباید صرفاً با همان معیارها و قالبهای گذشته عرضه شود.
وی با اشاره به علاقه مردم جهان به مولانا، حافظ، خیام و جامی گفت: این محتوا باید با زبان و بیان جدید و متناسب با مقتضیات زمان عرضه شود و کار فقط به تولید فیلم و سریال محدود نباشد.
پژوهشگر کلام اسلامی همچنین ایجاد یک شبکه نخبگان عرفانی در جهان را پیشنهاد کرد و گفت: جمهوری اسلامی ایران با توجه به ظرفیت خود در حوزه عرفان میتواند به کانون ارتباطات نخبگان عرفانی جهان تبدیل شود.
استاد علیزاده موسوی یکی دیگر از ظرفیتهای عرفان را استفاده از رویکردهای عرفانی و معنوی در حل منازعات انسانی دانست و از مسئله پناهندگان روهینگیا و مسئله فلسطین و اسرائیل بهعنوان نمونههایی یاد کرد که میتوان در کنار راهکارهای سیاسی، از راهکارهای عرفانی و معنوی برای کاهش درد و رنج انسانها و اثرگذاری بر افکار عمومی و دولتها استفاده کرد.
وی همچنین بر ضرورت تربیت نیروهایی در حوزههای علمیه تأکید کرد که صرفاً در عرفان نظری متخصص نباشند، بلکه بتوانند در محیطهای مختلف حضور پیدا کنند، اثرگذار باشند، هدایت و تعامل ایجاد کنند.
حجتالاسلام والمسلمین علیزاده موسوی در پایان بر ضرورت تولید ادبیات عرفانی در قالب کتاب، مقاله و دیگر قالبها تأکید کرد.