به گزارش روابط عمومی پژوهشکده تبلیغ و مطالعات اسلامی باقرالعلوم(ع)، نشست علمی یکروزه «اربعین؛ فناوری اجتماعی تحقق خونخواهی» با محوریت «هیأت، اربعین، مقاومت و خونخواهی» با هدف بررسی علمی ظرفیتهای اربعین حسینی بهعنوان یک پدیده اجتماعی تمدنساز و واکاوی نسبت آن با مفاهیمی همچون مقاومت، انسجام امت اسلامی، کنش جمعی و تحقق آرمان خونخواهی شهیدان راه حق با حضور استادان و پژوهشگران این حوزه برگزار شد.
در این نشست، سخنرانان ضمن تبیین ابعاد مختلف اربعین از منظر دینی، جامعهشناختی و سیاستگذاری فرهنگی، بر ضرورت شناخت دقیق این پدیده اجتماعی، پرهیز از مداخلات غیرهمگون با ماهیت مردمی آن و بهرهگیری از ظرفیتهای نهفته در این حرکت عظیم برای تقویت جبهه مقاومت تأکید کردند.
در ادامه، خلاصهای از ارائهها و دیدگاههای استادان و پژوهشگران حاضر در این نشست ارائه میشود:

حجتالاسلام والمسلمین دکتر سیداحسان رفیعیعلوی؛
واکاوی نسبت «ثار» و اربعین با تکیه بر فقه و تاریخ تحول خونخواهی
حجتالاسلام والمسلمین دکتر سیداحسان رفیعیعلوی با ارائه سخنانی با عنوان «فقه و تاریخ تحول "ثار" از حقِ خون تا قدرت اقامه قسط؛ اربعین و تکوین فاعل خونخواهی»، به تبیین جایگاه خونخواهی در اندیشه اسلامی پرداخت و اربعین را بستری برای تبدیل عاطفه دینی به یک فناوری اجتماعی تمدنساز دانست.
وی با اشاره به ضرورت سامانبخشی جریان خونخواهی در جامعه اظهار کرد: خونخواهی اگر در قالب یک فناوری اجتماعی پایدار و هدفمند هدایت نشود، ممکن است به جای آنکه عامل رشد اجتماعی باشد، به آسیب اجتماعی تبدیل شود. به گفته وی، جامعه برای حرکت نیازمند عاطفه است، اما عاطفه بدون عقلانیت دینی و هدایت فقهی نمیتواند به نتایج مطلوب برسد.
رفیعیعلوی با مرور جایگاه «ثار» در جامعه جاهلی، توضیح داد که پیش از تشریع احکام قصاص، خونخواهی بر پایه انتقامهای قبیلهای، بدون مرز، بدون معیار و فاقد مرجع داوری انجام میشد و گاه نسلها درگیر جنگهایی میشدند که حتی علت اولیه آن را نیز فراموش کرده بودند. وی جنگ مشهور «بَسوس» را نمونهای از این وضعیت دانست که چهار دهه ادامه یافت و خشونت را بازتولید کرد.
این استاد حوزه و دانشگاه با اشاره به آیات قصاص در قرآن کریم، بهویژه آیه ۳۳ سوره اسراء و آیات سوره بقره، تصریح کرد: اسلام با تشریع قصاص، خونخواهی جاهلی را به یک حق مشروع و عقلانی تبدیل کرد. به گفته وی، قرآن برای خونخواهی، صاحب حق، حدود مشخص، تناسب میان جرم و کیفر و حمایت الهی از اجرای عدالت را تعریف کرد و بدین ترتیب، خونخواهی از یک رفتار قبیلهای به ابزاری برای اقامه قسط تبدیل شد.
وی سپس با بهرهگیری از مباحث جامعهشناسی، اربعین را مهمترین سازوکار تولید «حافظه جمعی» در جامعه اسلامی دانست و افزود: مناسک اربعین صرفاً تکرار یک آیین نیست، بلکه حافظه تاریخی امت را در برابر «فراموشی نهادینه» حفظ میکند. به اعتقاد وی، اربعین از طریق تکرار مناسک، ارزشهای دینی را از حافظه کوتاهمدت افراد به حافظه بلندمدت و سپس به حافظه جمعی جامعه منتقل میکند.
رفیعیعلوی تأکید کرد که جامعه اسلامی نباید در مناسکگرایی متوقف شود، بلکه مناسک باید زمینهساز شکلگیری حافظه جمعی و سپس شبکهای پایدار از روابط اجتماعی باشد. وی خاطرنشان کرد: اربعین زمانی به رسالت خود دست مییابد که بتواند از دل مناسک، کنش اجتماعی پایدار و تمدنساز تولید کند.
وی با اشاره به تجربهای از سفر خود به عراق، نقش عمیق پیوندهای فرهنگی و عاطفی میان ملتهای منطقه را نمونهای از همین حافظه جمعی دانست و گفت: این پیوندها زمانی ارزشمند خواهند بود که به شبکهای پایدار از تعاملات اجتماعی و فرهنگی تبدیل شوند و بتوانند در مسیر تحقق عدالت و مقاومت ایفای نقش کنند.
این پژوهشگر حوزوی، خونخواهی در فرهنگ شیعه را فراتر از انتقام فردی دانست و تصریح کرد: قصاص قاتلان، پایان خونخواهی نیست؛ خونخواهی حقیقی زمانی تحقق مییابد که به اقامه قسط و رشد اجتماعی بینجامد. وی تأکید کرد که اربعین باید این حقیقت را در جامعه نهادینه کند و از طریق ارتقای حافظه جمعی و ایجاد شبکههای پایدار اجتماعی، مسیر تحقق عدالت را هموار سازد.
رفیعیعلوی در بخش پایانی سخنان خود با اشاره به سیره سیدالشهدا(ع) در واپسین لحظات عاشورا، خاطرنشان کرد: امام حسین(ع) حتی در اوج مظلومیت، از حق شخصی خود گذشت، اما هرگز از اقامه قسط الهی چشم نپوشید. از این رو، خونخواهی در منطق عاشورا، بیش از آنکه انتقامجویی باشد، تلاشی برای تحقق عدالت، رشد اجتماعی و استمرار حرکت تمدنی اسلام است.
وی در پایان با تأکید بر مسئولیت نخبگان، مبلغان و فعالان فرهنگی در تبیین این مفهوم، ابراز امیدواری کرد که اربعین بتواند همچنان به عنوان بزرگترین فناوری اجتماعی جهان اسلام، حافظه تاریخی امت را زنده نگه دارد و زمینهساز تحقق عدالت و تمدن نوین اسلامی باشد.

حجتالاسلام والمسلمین استاد محسن قنبریان:
داراییها و کاستیهای فناوری اجتماعی هیأت و اربعین برای تحقق خونخواهی بررسی شد
حجتالاسلام والمسلمین استاد محسن قنبریان با تبیین ظرفیتهای هیأت و اربعین برای تحقق خونخواهی، تأکید کرد که هر نهضت برای تداوم و اثرگذاری، به دو عنصر اساسی «واژهسازی» و «نهادسازی» نیاز دارد و هیأت میتواند با اتکا به این دو ظرفیت، خونخواهی را از یک احساس مقطعی به یک حرکت اجتماعی پایدار تبدیل کند.
وی با اشاره به بیانات رهبر معظم انقلاب درباره ضرورت «واژهسازی» در هر حرکت عمومی، اظهار داشت: هیأت، حلقه اتصال دانش دینی حوزه با جامعه است و از طریق منبر، مفاهیم اصیل دینی را به زبان عمومی منتقل میکند. از همین رو، هیأت میتواند مفاهیمی مانند «انتقام» و «مجازات» را در منظومه معارف اهلبیت(ع) به مفهوم عمیقتر «خونخواهی» پیوند بزند و آن را در چارچوب باورهای بنیادین شیعه معنا کند.
استاد قنبریان با بیان اینکه هیأت باید «کف و سقف» مفهوم خونخواهی را روشن سازد، گفت: هر خون محترمی قصاص دارد، اما هر خونی «ثار» نیست. خونهایی همچون خون سیدالشهدا(ع) و خون شخصیتهایی که در امتداد این مسیر قرار دارند، فراتر از قصاصاند و نباید مفهوم خونخواهی به صرف مجازات قاتلان تقلیل یابد.
وی همچنین بر ضرورت تبیین «منطق خونبها» تأکید کرد و افزود: خونخواهی تنها به معنای انتقام از عاملان مستقیم نیست، بلکه باید هدف نهایی آن روشن شود. همانگونه که رهبر معظم انقلاب پس از شهادت سردار حاج قاسم سلیمانی، علاوه بر مطالبه قصاص عاملان، «اخراج آمریکا از منطقه» را بهعنوان خونبهای آن شهید معرفی کردند، خونخواهی نیز باید در چارچوب اهداف کلان و تمدنی تعریف شود.
این استاد حوزه، یکی دیگر از وظایف هیأت را پیوند دادن خونخواهی شخصیتهای امروز با خونخواهی سیدالشهدا(ع) دانست و تصریح کرد: خونخواهی نایب امام باید ذیل خونخواهی امام معصوم معنا شود و این پیوند، بر اساس مبانی اصیل دینی و با روش صحیح اجتهادی برای جامعه تبیین گردد.
وی در ادامه، با اشاره به ضرورت «ترجمان معاصر» مفاهیم دینی گفت: اگر مفاهیم اصیل شیعی به زبان روز ترجمه نشوند، ممکن است در دوگانههای نادرست دنیای مدرن گرفتار شوند؛ بهگونهای که خونخواهی بهعنوان هزینهای اضافی یا مخالف منافع ملی معرفی شود، در حالی که خونخواهی حقیقی، خیر عمومی و زمینهساز عدالت و عزت ملتهاست.
حجتالاسلام والمسلمین قنبریان سپس به ظرفیتهای هنری هیأت پرداخت و اظهار داشت: پس از آنکه منبر، مفاهیم را بهدرستی تبیین کرد، دستگاه ادبی و هنری هیأت، شامل شعر، مداحی، نوحه و کتیبه، وظیفه عمومیسازی این مفاهیم را بر عهده دارد و میتواند پیام خونخواهی را در سطح جامعه گسترش دهد.
وی در بخش دیگری از سخنان خود، به کاستیهای موجود در این عرصه اشاره کرد و گفت: یکی از ضعفهای امروز، محدود شدن گفتمان خونخواهی به یک دایره خاص است؛ در حالی که هیأت باید ظرفیت میزبانی از «دیگریها» را نیز داشته باشد؛ همانگونه که در طول تاریخ، اقشار و حتی پیروان ادیان مختلف در مجالس اهلبیت(ع) حضور یافتهاند.
این استاد حوزه افزود: اگر گفتمان خونخواهی به گونهای طراحی شود که تنها برای گروهی خاص قابل فهم باشد، از ظرفیت اجتماعی خود فاصله میگیرد؛ اما اگر با حفظ اصالتهای دینی، امکان همراهی اقشار مختلف جامعه را فراهم کند، میتواند به یک گفتمان عمومی و ملی تبدیل شود.
قنبریان، ضعف دیگر را در حوزه «نهادسازی» دانست و تصریح کرد: هیأتها علاوه بر فعالیتهای فرهنگی، باید به شکلگیری نهادهای مردمی خونخواهی نیز کمک کنند تا این مطالبه اجتماعی بتواند در تعامل با نهادهای حاکمیتی، مطالبات واقعی، مقدور و مؤثر را پیگیری کند و از افتادن در دام شعارزدگی یا ایجاد یأس اجتماعی جلوگیری شود.
وی در پایان تأکید کرد: خونخواهی تنها با شعار، نوحه و سخنرانی محقق نمیشود، بلکه باید در عرصه عمل نیز به حرکتهای عینی و اثرگذار منجر شود؛ زیرا اگر این مطالبه اجتماعی به اقدام عملی نینجامد، به تدریج دچار فرسایش خواهد شد، در حالی که هدف هیأت، تبدیل خونخواهی به یک جریان پایدار برای تحقق عدالت و اقامه قسط است.

حجتالاسلام دکتر سیدمحمدحسین هاشمیان:
تحلیل آیهشناختی اربعین مبتنی بر آیه سیزدهم سوره مبارکه شوری
حجتالاسلام دکتر سیدمحمدحسین هاشمیان با تحلیل آیات سیزدهم تا پانزدهم سوره مبارکه شوری، اربعین را جلوهای از تحقق دو هدف اصلی رسالت انبیای الهی، یعنی اقامه دین و جلوگیری از تفرقه دانست و تأکید کرد که زیارت اربعین، ظرفیت هدایت انسان معاصر از حیرت و بازگرداندن او به حقیقت دین را داراست.
وی با اشاره به آیات سیزدهم تا پانزدهم سوره مبارکه شوری، اظهار داشت: در این آیات، خداوند از شریعت واحدی سخن میگوید که به پنج پیامبر اولوالعزم؛ حضرت نوح، ابراهیم، موسی، عیسی و پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله سپرده شده است و فلسفه این شریعت را در دو هدف خلاصه میکند؛ اقامه دین و جلوگیری از تفرقه.
عضو گروه علوم اجتماعی دانشگاه باقرالعلوم (ع) افزود: اگر بخواهیم پدیده اربعین را به عنوان یک آیت الهی بشناسیم، بهترین راه آن است که این حقیقت را با آیات قرآن کریم تحلیل کنیم؛ زیرا اربعین صرفاً یک مناسک عبادی نیست، بلکه تجلی یکی از اهداف اساسی بعثت انبیاست.
حجتالاسلام هاشمیان با اشاره به روایات ذیل این آیات در تفسیر البرهان گفت: بر اساس روایات نقلشده از امام رضا علیهالسلام و دیگر ائمه علیهمالسلام، حقیقت دینی که خداوند بر انبیا نازل کرده، همان معارف اهلبیت علیهمالسلام است و آنچه امتها نباید در آن اختلاف کنند، ولایت امیرالمؤمنین علیهالسلام است. همچنین آنچه بر مشرکان سنگین آمده، همین ولایت است و هدایت الهی نیز به سوی همین مسیر صورت میگیرد.
وی در ادامه با استناد به تفسیر المیزان بیان کرد: علامه طباطبایی ذیل این آیات توضیح میدهد که حقیقت دین، واحد است و همه پیامبران اولوالعزم برای تحقق همان دین واحد مبعوث شدهاند؛ اما امتها در برابر این حقیقت به دو گروه تقسیم شدند؛ گروه نخست کسانی بودند که با وجود آگاهی، از روی حسد و ظلم در دین اختلاف ایجاد کردند و گروه دوم، نسلهایی بودند که در شک و حیرت باقی ماندند.
استاد حوزه و دانشگاه تصریح کرد: آیه چهاردهم سوره شوری به همین مسئله اشاره دارد که اختلاف پس از علم و آگاهی و از سر بغی پدید آمد و آیه بعد نیز پیامبر را به دعوت و استقامت فرا میخواند تا در برابر این انحرافها ایستادگی کند.
وی با تطبیق این آیات بر نهضت عاشورا گفت: مهمترین تجلی اقامه دین، وجود سیدالشهدا علیهالسلام است. همان دینی که همه انبیای اولوالعزم برای تحقق آن مأمور بودند، در قیام امام حسین علیهالسلام و در زیارت اربعین به صورت عینی جلوه پیدا میکند.
عضو گروه علوم اجتماعی دانشگاه باقرالعلوم (ع) افزود: در زیارت سیدالشهدا علیهالسلام میخوانیم که حضرت نماز را اقامه کرد، زکات را پرداخت، امر به معروف و نهی از منکر کرد. این همان چهار رکن حکومت الهی است که قرآن در سوره حج از آن یاد میکند و در کنار آن، رکن اساسی ولایت قرار دارد که در روایت «بُنِیَ الإسلامُ علی خمس» از امام باقر علیهالسلام مورد تأکید قرار گرفته است.
حجتالاسلام هاشمیان ادامه داد: زیارت اربعین در حقیقت تجلی ولایت است و همین رکن، اقامه کامل دین را ممکن میکند.
وی سپس به دو گروهی که در آیات سوره شوری معرفی شدهاند اشاره کرد و گفت: اربعین برای هر دو گروه راهبرد دارد؛ هم برای کسانی که از روی بغی و ظلم در برابر حق ایستادهاند و هم برای کسانی که در شک و حیرت به سر میبرند.
دانشیار دانشگاه باقرالعلوم (ع) با اشاره به ظرفیت وحدتآفرین اربعین اظهار داشت: محبت سیدالشهدا علیهالسلام عامل شکلگیری وحدتی است که مرزهای قومی، مذهبی و حتی دینی را در مینوردد و همین انسجام، زمینه دعوت و استقامت در برابر جبهه باطل را فراهم میسازد.
حجتالاسلام هاشمیان با استناد به فراز «وَأَعْطَيْتَهُ مَوَارِيثَ الْأَنْبِيَاءِ» در زیارت اربعین گفت: اینکه امام حسین علیهالسلام وارث انبیاست، به معنای ارث بردن اموال آنان نیست، بلکه یعنی همه رسالت انبیای اولوالعزم در وجود آن حضرت استمرار یافته و او وارث مأموریت اقامه دین و جلوگیری از تفرقه است.
وی درباره گروه دوم که در شک و حیرت قرار دارند نیز خاطرنشان کرد: فراز «وَبَذَلَ مُهْجَتَهُ فِيكَ لِيَسْتَنْقِذَ عِبَادَكَ مِنَ الْجَهَالَةِ وَحَيْرَةِ الضَّلَالَةِ» دقیقاً ناظر به همین حقیقت است؛ یعنی سیدالشهدا علیهالسلام جان خود را فدا کرد تا انسانها را از جهل و حیرت نجات دهد و از همین رو، مصداق «مصباح الهدی و سفینة النجاة» است.
استاد حوزه علمیه قم با تطبیق این حقیقت بر شرایط امروز جهان گفت: انسان معاصر بیش از هر زمان دیگری با نوعی حیرت معرفتی روبهرو است. در تمدن مدرن، ابتدا حقیقت به واقعیت مادی تقلیل یافت و سپس حتی همین واقعیت نیز جای خود را به واقعیتهای ساختهشده رسانهای داد؛ همان چیزی که ژان بودریار از آن با عنوان «حادواقعیت» یا Hyperreality یاد میکند.
حجتالاسلام هاشمیان افزود: در چنین فضایی، انسان با واقعیتهایی روبهروست که محصول بازتولید رسانهها هستند و گاه هیچ منشأ حقیقی ندارند. از این رو، حیرت انسان امروز، بسیار عمیقتر از گذشته است.
وی تأکید کرد: اربعین هر سال پنجرهای به سوی حقیقت میگشاید؛ افقی که انسان میتواند از خلال آن، از حادواقعیتهای رسانهای عبور کند و با حقیقت عالم ارتباط برقرار سازد. از همین رو، وقتی در زیارت اربعین میخوانیم که امام حسین علیهالسلام بندگان خدا را از حیرت ضلالت نجات داد، این حقیقت امروز بیش از هر زمان دیگری قابل درک است.
استاد هاشمیان در پایان با تأکید بر ظرفیت تمدنی اربعین اظهار داشت: اگر اربعین را دارای ظرفیت تمدنسازی میدانیم، این سخن صرفاً یک شعار نیست، بلکه ریشه در قرآن دارد. سیدالشهدا علیهالسلام وارث رسالت همه انبیای اولوالعزم است و همان مأموریتی را دنبال میکند که خداوند برای آنان مقرر کرده بود؛ یعنی اقامه دین، ایجاد وحدت و فراهم ساختن زمینه تحقق وعده الهی در آیه «لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ وَلَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ» که با ظهور حضرت ولیعصر عجلاللهتعالیفرجهالشریف به کمال خواهد رسید.

حجتالاسلام سیدمهدی خضری؛
واکاوی خونخواهی در کلام پایهگذاران اربعین
حجتالاسلام سیدمهدی خضری با تأکید بر اینکه خونخواهی از همان آغاز حرکت کاروان اسرای کربلا در متن نهضت عاشورا حضور داشته است، گفت: خونخواهی نه یک موضوع الحاقی، بلکه از ارکان حرکت حضرت زینب سلاماللهعلیها و امام سجاد علیهالسلام است و راهبردهای این حرکت در سخنان و عملکرد پایهگذاران اربعین بهروشنی قابل مشاهده است.
وی با اشاره به این تصور که برخی، پیوند دادن موضوعاتی مانند خونخواهی با اربعین را امری بیرونی میدانند، اظهار داشت: برخلاف این تصور، مسئله خونخواهی از همان فردای عاشورا و با حرکت کاروان اسرا آغاز شد. هرچند در تاریخ، قیام مختار بیش از دیگر رخدادها با انتقام شناخته میشود، اما اصل خونخواهی در متن حرکت حضرت زینب سلاماللهعلیها و امام سجاد علیهالسلام شکل گرفت و به عنوان یکی از پایههای حرکت اربعین استمرار یافت.
عضو شورای کانون تربیت دینی با بیان اینکه خونخواهی در نگاه اهلبیت علیهمالسلام انتقامی آگاهانه است، افزود: پیش از هر اقدام، باید عامل جنایت شناخته شود. انتقام در مکتب اهلبیت، احساسی و کور نیست، بلکه شناخت ریشههای ظلم و جنایت را دنبال میکند.
حجتالاسلام خضری با اشاره به گفتوگوی حضرت رقیه سلاماللهعلیها با سر مبارک سیدالشهدا علیهالسلام گفت: سؤال «چه کسی تو را با خونت خضاب کرد؟» تنها پرسش از یک فرد نیست، بلکه پرسش از یک دستگاه، یک نظام، یک جهانبینی و تمدنی است که چنین جنایتی را رقم زده است. مسئله اصلی تنها این نیست که چه کسی کشت، بلکه باید پرسید چه چیزی این جنایت را پدید آورد.
وی با تطبیق این نگاه بر شرایط امروز اظهار داشت: رهبر شهید انقلاب اسلامی نیز پس از جنایات غزه، ریشه این فجایع را در تمدن غرب دانستند و تأکید کردند که ظاهر آراسته سیاستمداران غربی، باطنی خونخوار و شرور دارد. از این منظر، یکی از دستاوردهای اربعین باید ایجاد نفرت نسبت به تمدنی باشد که چنین جنایتهایی را تولید میکند، نه صرفاً نفرت نسبت به چند چهره سیاسی.
مدیر کانون نشر احکام سپس به یکی دیگر از راهبردهای کاروان اربعین اشاره کرد و گفت: حضرت زینب سلاماللهعلیها و امام سجاد علیهالسلام در کنار مطالبه خونخواهی، رسواسازی جنایتکاران را دنبال کردند. خطبههای حضرت زینب علیهاالسلام در کوفه و شام، تنها بیان مصیبت نبود، بلکه تلاشی برای آشکار کردن چهره واقعی عاملان جنایت بود.
وی افزود: اگر رسواسازی انجام نشود، دایره همراهان جریان خونخواهی محدود میشود و این حرکت به یک مطالبه محدود تبدیل خواهد شد؛ در حالی که رسواسازی، خونخواهی را به یک نهضت عمومی تبدیل میکند.
استاد خضری با اشاره به نقش روضه در این مسیر اظهار داشت: فناوری اهلبیت علیهمالسلام برای زنده نگه داشتن جریان خونخواهی، روضه است. تأکید معصومان بر گریستن و گریاندن برای سیدالشهدا علیهالسلام، به این دلیل است که اگر مظلومیت و جنایت بازخوانی نشود، انگیزه خونخواهی به مرور زمان فروکش میکند.
وی ادامه داد: امروز نیز اگر روضه شهدای اخیر و رهبر شهید انقلاب اسلامی به روضه سیدالشهدا علیهالسلام پیوند نخورد، مسئله خونخواهی به تدریج سرد خواهد شد. همه این مصیبتها باید در امتداد عاشورا روایت شوند تا جریان خونخواهی استمرار یابد.
عضو شورای کانون تربیت دینی با اشاره به یکی دیگر از آموزههای حضرت زینب سلاماللهعلیها گفت: در منطق اهلبیت، دشمن تنها در برابر انسانها قرار ندارد، بلکه در برابر خدا ایستاده است. حضرت زینب علیهاالسلام بارها یزید را متوجه این حقیقت کردند که گمان نکند فرصت یافتن او نشانه پیروزی است، بلکه خداوند تنها به او مهلت داده و انتقام الهی در انتظار اوست.
وی افزود: این نگاه، سطح خونخواهی را از یک تقابل شخصی فراتر میبرد و آن را به تقابل با جبههای تبدیل میکند که در برابر اراده الهی ایستاده است.
حجتالاسلام خضری در ادامه، راهبرد دیگر کاروان اربعین را تفهیم شکست به دشمن دانست و اظهار کرد: حضرت زینب سلاماللهعلیها در خطبههای خود بارها به یزید یادآور شدند که اسارت اهلبیت را غنیمت تصور نکند، زیرا این اقدام در حقیقت زیان و غرامتی برای او خواهد بود. در مقابل نیز با تعبیر «ما رأیت إلا جمیلاً» پیروزی جبهه حق را روایت کردند.
وی تصریح کرد: روایت فتح و القای شکست به دشمن، بخشی از فرایند خونخواهی است. همانگونه که رهبر معظم انقلاب اسلامی نیز در جریان جنگ اخیر فرمودند بخشی از انتقام تحقق یافته است؛ زیرا دشمن به اهداف خود نرسید و شکست راهبردی خود را درک کرد.
استاد حوزه در پایان تأکید کرد: خونخواهی تنها به مطالبه انتقام محدود نمیشود، بلکه رسواسازی دشمن، تبیین ریشههای ظلم، پیوند مصیبتهای امروز با عاشورا، نشان دادن شکست جبهه باطل و تقویت روایت پیروزی جبهه حق، همگی از راهبردهایی است که حضرت زینب سلاماللهعلیها در نخستین کاروان اربعین به یادگار گذاشتند و امروز نیز باید در حرکت اربعین مورد توجه قرار گیرند.

حجتالاسلام دکتر احمد رهدار؛
تحلیل جامعهشناختی ظرفیتهای پیادهروی اربعین مبتنی بر بازتولید گفتمان خونخواهی در جهان تشیع
حجتالاسلام دکتر احمد رهدار با تحلیل جامعهشناختی پیادهروی اربعین، این آیین را سازوکاری برای بازتولید گفتمان خونخواهی در جهان تشیع دانست و گفت: اربعین با تبدیل رنج مقدس کربلا به یک تجربه زیسته جمعی، انسان مقاوم، شبکه اجتماعی همبسته و گفتمان مقاومت را بازتولید میکند و ظرفیت آن را دارد که منطق عاشورا را متناسب با مسائل هر عصر و نسل استمرار ببخشد.
وی با طرح این پرسش که چگونه میتوان گذشته را به گونهای بازخوانی کرد که با مسائل امروز ارتباط پیدا کند، اظهار داشت: این پرسش زمانی اهمیت بیشتری پیدا میکند که بخواهیم از گذشتهای که ظاهر آن رنج است، برای دردهای امروز مرهمی بیابیم. در حقیقت، شیعه از طریق بازخوانی رنج مقدس کربلا، برای مسائل اکنون خود الهام میگیرد.
استاد رهدار با اشاره به تفاوت بازخوانی «رنج مقدس» در ادیان مختلف گفت: تجربه تاریخی اسلام با محوریت کربلا، برخلاف نمونههای مشابه در دیگر ادیان، توانسته است هویتساز باشد و برای مسائل هر دوره راهگشا باقی بماند. از همین رو این پرسش مطرح است که آیا میتوان از منطق کربلا، آن هم در قالب پیادهروی اربعین، برای مسئله خونخواهی امروز بهره گرفت.
وی با بیان اینکه خونخواهی در نسبت با کربلا دارای سه لایه است، توضیح داد: نخست، لایه عاطفی و تاریخی که بر وفاداری به مظلومیت امام حسین علیهالسلام و ایجاد نفرت از دستگاه ظلم استوار است؛ دوم، لایه اخلاقی و اجتماعی که مبارزه با ظلم ساختاری و فساد را در امتداد امر به معروف و نهی از منکر دنبال میکند؛ و سوم، لایه فرجامخواهی که پیوند میان کربلا و حکومت جهانی حضرت ولیعصر عجلاللهتعالیفرجه را برقرار میسازد.
وی افزود: در این نگاه، کربلا صرفاً یک حادثه تاریخی نیست، بلکه حلقهای از یک مسیر تاریخی است که به تحقق حکومت جهانی حضرت مهدی علیهالسلام ختم میشود و پیادهروی اربعین این پیوند تاریخی را در ذهن و عمل زائران زنده نگه میدارد.
حجتالاسلام رهدار سپس چهار سازوکار جامعهشناختی پیادهروی اربعین را برشمرد و گفت: نخستین سازوکار، «جامعهشناسی بدن» است؛ جایی که بدن زائر به رسانه انتقال گفتمان تبدیل میشود. تاول پا، خستگی و سختی مسیر، مفاهیم فداکاری را از یک باور ذهنی به تجربهای عینی تبدیل میکند و زائر را از تماشاگر به بازیگر کاروان تاریخی کربلا بدل میسازد.
وی دومین سازوکار را «شکست زمان و بازتولید حافظه جمعی» دانست و اظهار کرد: پیادهروی اربعین، کربلا را از یک گذشته تقویمی خارج کرده و به اکنونی دائمی تبدیل میکند. در این منطق، کربلا در همان سال ۶۱ هجری متوقف نمیشود، بلکه هر سال در متن زندگی شیعه حضور پیدا میکند و مبارزه با ظلم را از یک مصداق تاریخی به سنتی جاری در همه اعصار تبدیل میسازد.
حجتالاسلام والمسلمین رهدار سومین سازوکار را حرکت از سوگواری به کنشگری معرفی کرد و گفت: پیادهروی اربعین امام حسین علیهالسلام را از جایگاه یک قربانی منفعل به محور یک نهضت زنده تبدیل میکند و زائر نیز از یک سوگوار صرف، به کنشگر جبهه مقاومت بدل میشود. خروجی این سنت، تربیت انسان مقاومی است که خود را در متن مبارزه با ظلم تعریف میکند.
وی چهارمین سازوکار را شکلگیری «مای جمعی» و امت مقاوم دانست و افزود: پیادهروی اربعین تجربهای فردی نیست، بلکه شبکهای از اعتماد، همکاری و همافزایی اجتماعی را شکل میدهد. موکبها و حضور میلیونها زائر، امت حسینی را در عمل بازتولید میکنند و کربلا را از یک شعار سیاسی به تجربهای اجتماعی و تمدنی تبدیل میسازند.
استاد حوزه و دانشگاه با جمعبندی این بخش از سخنان خود تصریح کرد: کربلا کارخانه تولید گفتمان است. مواد اولیه این کارخانه، غم، ایمان و خاطره تاریخی است و محصول نهایی آن، انسان مقاوم، شبکه همبسته و گفتمان جهاد و مقاومت خواهد بود.
وی تأکید کرد: خونخواهی در منطق اربعین، تجربهای جمعی و مسالمتآمیز است. همانگونه که در طول تاریخ، بازخوانی کربلا هیچگاه به تقابل شیعه و اهل سنت منجر نشده و امروز نیز اهل سنت در موکبها و پیادهروی اربعین نقش فعالی دارند، این منطق از مصادیق تاریخی عبور کرده و به مفاهیم فراگیر ظلم و عدالت نظر دارد.
استاد رهدار در ادامه، با تطبیق پیادهروی اربعین بر برخی نظریههای جامعهشناسی غرب، اظهار داشت: از منظر امیل دورکیم، اربعین با ایجاد شور جمعی و مناسک مشترک، وجدان اجتماعی را بازتولید میکند؛ از نگاه موریس هالبواکس، حافظه تاریخی کربلا در قالب مناسک اربعین به نیازهای امروز پیوند میخورد و گذشته را به اکنون میآورد؛ و بر اساس نظریه ساختیابی آنتونی گیدنز، زائر اربعین موجودی منفعل نیست، بلکه با انتخاب آگاهانه خود در ساختن جامعه و تغییر ساختارهای اجتماعی نقش ایفا میکند.
وی در پایان تأکید کرد: منطق کربلا در قالب پیادهروی اربعین، ظرفیت آن را دارد که متناسب با اقتضائات هر زمان و مکان، بازتولید شود و کربلاهای جدیدی را در تاریخ رقم بزند. به همین دلیل، این آیین تنها یادآور یک حادثه تاریخی نیست، بلکه بستری برای استمرار منطق عاشورا و تربیت نسلهای جدید در مسیر مقاومت و عدالتخواهی به شمار میآید.

حجتالاسلام والمسلمین سیدعلی موسوی:
ظرفیتهای تأویلی پیادهروی اربعین در جنگ کنونی محور مقاومت
رئیس پژوهشکده تبلیغ و مطالعات اسلامی باقرالعلوم(ع) با تأکید بر اینکه پیادهروی اربعین زمانی میتواند نقش تاریخی و تمدنی خود را ایفا کند که پیوسته از معانی تازه و متناسب با مسائل روز برخوردار باشد، گفت: مناسک اگر از معنا تهی شود، بهتدریج کارکرد خود را از دست میدهد؛ ازاینرو، اربعین نیازمند «ظرفیتهای تأویلی» است تا بتواند مفاهیم راهبردی جبهه مقاومت را به زبان هیئت، مرثیه، مداحی، پرچمها، دستنوشتهها و دیگر نمادهای فرهنگی منتقل کند.
حجتالاسلام والمسلمین سیدعلی موسوی با اشاره به نسبت میان فرهنگ عاشورا، هیئت و تحولات اجتماعی، اظهار داشت: زبان هیئت، زبان مرثیه، نوحه و مداحی است و بهطور طبیعی، زبانی استعاری به شمار میرود؛ زبانی که میتواند مفاهیم مختلف را در قالب تمثیل و تصویر به مخاطب منتقل کند.
وی افزود: اگر این زبان بخواهد با مسائل و موقعیتهای امروز جامعه ارتباط برقرار کند، ناگزیر باید از ظرفیتهای تأویلی بهره بگیرد؛ زیرا بسیاری از مباحث نظری تنها زمانی به متن جامعه راه پیدا میکنند که در قالب شعر، مداحی، دستنوشتهها، شعارها و دیگر عناصر فعال هیئت بازتولید شوند.
رئیس پژوهشکده تبلیغ و مطالعات اسلامی باقرالعلوم(ع) با اشاره به فلسفه شکلگیری هیئت در روایات اهلبیت(ع) تصریح کرد: محور هیئت، ذکر مصیبت، اشک و سوگواری است؛ اما نباید این پدیده صرفاً به یک رفتار عاطفی تقلیل پیدا کند، بلکه کارکرد معرفتی هیئت نیز باید در دل همین سنت عزاداری جستوجو شود.
وی ادامه داد: پیوند میان اشک، زیارت و مجالس اهلبیت(ع) نشان میدهد که این سنت دینی، ظرفیت تولید معنا و معرفت را در خود دارد و از همین منظر، پرداختن به بحث «تأویل» و نسبت آن با فرهنگ هیئت، ضرورتی جدی به شمار میرود. هرچه بیشتر روی این مسئله کار شود، امکان انتقال مباحث نظری به نقطه فعال هیئت، یعنی مرثیه، نوحه، مداحی و دیگر جلوههای فرهنگی آن، بیشتر خواهد شد.
حجتالاسلام والمسلمین موسوی در ادامه، پیادهروی اربعین را نمونهای روشن از یک مناسک زنده دینی دانست و اظهار کرد: هر مناسکی با معنا زنده میماند و اگر این معنا بهمرور تضعیف شود، آن مناسک نیز به سمت فرسایش و کمرنگ شدن پیش خواهد رفت.
وی افزود: همانگونه که ذکر بدون روح، اثر حقیقی خود را ندارد، مناسک نیز اگر از روح و معنا تهی شود، دوام و اثرگذاری خود را از دست خواهد داد. پیادهروی اربعین اگر صرفاً به یک مناسک ظاهری تبدیل شود، بهتدریج دچار فقر معنایی خواهد شد؛ ازاینرو این حرکت بزرگ، نیازمند تجدید مداوم معناست؛ معنایی که بتواند همچون روح، پیوسته در کالبد این مناسک جریان پیدا کند.
استاد حوزه و دانشگاه تأکید کرد: یکی از مهمترین وظایف اندیشه دینی، تولید همین معانی و انتقال آنها به بستر هیئت و اربعین است تا این حرکت عظیم اجتماعی، همواره از نشاط، پویایی و اثرگذاری برخوردار بماند.
وی در ادامه با اشاره به شعار «راه قدس از کربلا میگذرد» در دوران دفاع مقدس، اظهار داشت: این تعبیر تنها یک شعار احساسی نبود، بلکه در سطح راهبردی نیز معنای مشخصی داشت؛ زیرا بدون نقشآفرینی عراق، سخن گفتن از آزادسازی قدس، فاقد پشتوانه عملی بود.
حجتالاسلام موسوی افزود: در کنار این معنای راهبردی، این شعار یک معنای تأویلی و معنوی نیز پیدا کرد؛ بدین معنا که مسیر خونخواهی امام حسین(ع)، اشک بر سیدالشهدا(ع) و فرهنگ عاشورا، روح این راهبرد را شکل میداد و توانست میان ساحت معنوی جامعه و افق راهبردی جبهه مقاومت پیوند برقرار کند.
رئیس پژوهشکده تبلیغ و مطالعات اسلامی باقرالعلوم(ع) با اشاره به تحولات جاری منطقه، عراق را یکی از مهمترین حلقههای راهبردی در معادلات جبهه مقاومت دانست و گفت: امروز بخش مهمی از تحولات منطقه در عراق رقم میخورد و اگر قرار باشد درباره آینده محور مقاومت سخن گفته شود، نمیتوان از جایگاه این کشور چشم پوشید.
وی با اشاره به موقعیت جغرافیایی عراق، سوریه و اردن اظهار داشت: در تحلیل راهبردی منطقه، باید به ظرفیتهای جغرافیایی و پیوندهای سرزمینی توجه داشت. از این منظر، عراق صرفاً یک کشور همسایه نیست، بلکه حلقه اتصال بسیاری از تحولات آینده منطقه به شمار میرود.
استاد موسوی افزود: اگر مبارزه با سلطه آمریکا تا نقطه نهایی خود دنبال شود، عراق به دلیل همجواری با سوریه، اردن و همچنین ارتباط زمینی با حوزه خلیج فارس، جایگاهی تعیینکننده در این معادله خواهد داشت. امروز عراق تنها یک موضوع سیاسی نیست؛ بلکه یکی از مفصلهای اصلی تحولات راهبردی منطقه به شمار میرود.
وی در ادامه با تأکید بر ضرورت شناخت دقیق جامعه عراق تصریح کرد: نباید تصور کرد تلقی ما از هویت ملی، عیناً در جامعه عراق نیز وجود دارد؛ زیرا ساختار اجتماعی و فرهنگی این کشور تفاوتهای مهمی با ایران دارد.
رئیس پژوهشکده تبلیغ و مطالعات اسلامی باقرالعلوم(ع) با اشاره به برخی پژوهشهای جامعهشناختی درباره عراق، اظهار داشت: جامعه عراق در کنار پیوندهای مذهبی، از ویژگیهای عشیرهای نیز برخوردار است و همین مسئله بر نوع رفتارهای اجتماعی و سیاسی آن اثر میگذارد.
وی افزود: در تعامل فرهنگی با مردم عراق باید این ویژگیها را شناخت؛ زیرا بدون شناخت نقاط ورود ذهنی و فرهنگی جامعه عراق، نمیتوان پیامهای فرهنگی و تمدنی را بهدرستی منتقل کرد.
به گفته وی، تجربه میزبانی مردم عراق از زائران اربعین نیز نشان میدهد که ظرفیتهای عاطفی، دینی و مذهبی این جامعه بسیار گسترده است و میتواند زمینهساز ارتباط عمیقتر میان ملتهای مسلمان باشد.
حجتالاسلام والمسلمین موسوی با تأکید بر اینکه امروز بیش از هر زمان دیگری به «تأویل» نیازمندیم، گفت: اگر قرار است مفاهیم راهبردی مقاومت به متن جامعه منتقل شود، باید این انتقال از مسیر اعتقادات، عواطف دینی و فرهنگ عاشورا صورت گیرد.
وی اظهار داشت: پیادهروی اربعین ظرفیت آن را دارد که این مفاهیم را در قالب نمادها، پرچمها، دستنوشتهها، شعارها و دیگر جلوههای فرهنگی به مخاطبان منتقل کند و میان مسائل روز جهان اسلام و فرهنگ عاشورا پیوند برقرار سازد. ما نیازمند یک تأویل هستیم؛ تأویلی که این جنگ راهبردی را به لایههای اعتقادی، احساسی و عاطفی جامعه پیوند بزند.
وی افزود: هنگامی که از شهادت فرزند امام حسین(ع)، مظلومیت اهلبیت(ع) و استمرار راه خونخواهی سخن گفته میشود، ظرفیت بزرگی برای انتقال پیام مقاومت به وجود میآید؛ ظرفیتی که باید بیش از گذشته مورد توجه قرار گیرد.
رئیس پژوهشکده تبلیغ و مطالعات اسلامی باقرالعلوم(ع) با اشاره به تعابیر رهبر معظم انقلاب درباره شهدای مقاومت، اظهار داشت: بسیاری از این تعابیر از ظرفیت بالایی برای تصویرسازی و انتقال معنا برخوردارند و میتوانند در فضای فرهنگی اربعین مورد استفاده قرار گیرند.
وی تصریح کرد: استفاده از پرچمها، دستنوشتهها و دیگر نمادهای فرهنگی، صرفاً یک اقدام تبلیغاتی نیست، بلکه بخشی از فرآیند انتقال معنا به شمار میرود و میتواند در شکلگیری ذهنیت عمومی نقشآفرین باشد. باید از ظرفیتهای فرهنگی و نمادین اربعین برای انتقال مفاهیم استفاده کرد؛ زیرا این زبان، بیش از هر چیز با احساس، تصویر و معنا ارتباط برقرار میکند.
حجتالاسلام والمسلمین موسوی در ادامه، به برخی ظرفیتهای تأویلی فرهنگ عاشورا برای تقویت گفتمان مقاومت اشاره کرد و گفت: یکی از این ظرفیتها، نسبت تاریخی بنیامیه با واقعه عاشورا و حساسیتی است که این مسئله در حافظه تاریخی جامعه عراق، حتی در میان بخشی از اهل سنت، ایجاد کرده است.
وی افزود: اگر بتوان این ظرفیت را بهدرستی در فضای فرهنگی اربعین فعال کرد، امکان پیوند دادن مسائل روز جهان اسلام با فرهنگ عاشورا فراهم خواهد شد و این همان ظرفیتی است که باید بیش از گذشته مورد توجه اندیشمندان و فعالان فرهنگی قرار گیرد.
رئیس پژوهشکده تبلیغ و مطالعات اسلامی باقرالعلوم(ع) در ادامه، به پیشینه تاریخی دستههای عزاداری اشاره کرد و اظهار داشت: در سدههای نخستین اسلامی، بهویژه در دوره آلبویه، حرکت دستههای عزاداری تنها یک آیین سوگواری نبود، بلکه نشانهای از اعلام آمادگی، همبستگی و خونخواهی به شمار میرفت.
استاد حوزه و دانشگاه گفت: پرچم و علم در فرهنگ اسلامی صرفاً یک نماد تشریفاتی نیست؛ همانگونه که علم حضرت ابوالفضل العباس(ع) در عاشورا حامل پیام ایستادگی و مقاومت بود، در سنت تاریخی شیعه نیز علم و بیرق، نشانه حضور و آمادگی در میدان بوده است. کسی که علم را حمل میکند، باید احساس کند این پرچم، نشانه یک جبهه و علامت آمادگی برای دفاع از آرمانهاست.
استاد موسوی با بیان اینکه بخشی از این معانی در گذر زمان کمرنگ شده است، اظهار داشت: اگر این ظرفیتهای معنایی دوباره احیا نشود، پیادهروی اربعین نیز بهتدریج از بخشی از کارکرد تمدنی خود فاصله خواهد گرفت.
وی افزود: پیادهروی اربعین باید بتواند مقدمهای برای حرکتهای بزرگتر در جهان اسلام باشد و این امر تنها زمانی تحقق پیدا میکند که معنا، بهصورت مستمر در کالبد این مناسک دمیده شود. مناسک اگر معنا نداشته باشد، حیات خود را از دست میدهد و استمرار آن با دشواری روبهرو خواهد شد.
وی تأکید کرد: تجدید معنا باید بتواند حقیقتی روحی را بر راهبردهای جبهه مقاومت منطبق کند و میان باورهای دینی مردم و مسائل راهبردی جهان اسلام پیوند برقرار سازد.
رئیس پژوهشکده تبلیغ و مطالعات اسلامی باقرالعلوم(ع) در ادامه با اشاره به تحولات منطقه اظهار داشت: از نگاه راهبردی، اخراج آمریکا از منطقه مقدمه تحقق اهداف بعدی جبهه مقاومت است و بدون تحقق این مرحله، سخن گفتن از مراحل بعدی با دشواری همراه خواهد بود.
وی با اشاره به نقش برخی دولتهای منطقه در حمایت از سیاستهای آمریکا و رژیم صهیونیستی، بر اهمیت شناخت دقیق معادلات منطقهای تأکید کرد و گفت: در کنار تحلیلهای سیاسی، باید به ظرفیتهای فرهنگی و اجتماعی نیز توجه داشت؛ زیرا تغییر ذهنیت عمومی، بخش مهمی از این مسیر را تشکیل میدهد.
در پایان، حجتالاسلام والمسلمین موسوی با جمعبندی مباحث خود تأکید کرد: پیادهروی اربعین برای حفظ پویایی و اثرگذاری خود، نیازمند بازتولید مستمر معنا و بهرهگیری از ظرفیتهای تأویلی فرهنگ عاشورا است؛ ظرفیتی که میتواند میان باورهای دینی، فرهنگ هیئت و مسائل راهبردی جهان اسلام پیوند برقرار کند و این مناسک عظیم را به بستری برای تعمیق هویت دینی و تقویت جبهه مقاومت تبدیل سازد.

حجتالاسلام سیدمحمد صادقیآرمان؛
فناوری اجتماعی اربعین، از خونخواهی تا کنش مهدوی
حجتالاسلام سیدمحمد صادقیآرمان با تبیین اربعین بهعنوان یک «فناوری اجتماعی» تأکید کرد: ظرفیت پیادهروی اربعین تنها در برگزاری یک مناسک عبادی خلاصه نمیشود، بلکه این حرکت عظیم مردمی میتواند عواطف دینی را به کنش اجتماعی، مسئولیتپذیری، مقاومت و آمادگی برای تحقق آرمانهای مهدوی تبدیل کند.
وی با اشاره به ضرورت بهرهگیری از ظرفیتهای اربعین برای تحقق گفتمان خونخواهی، اظهار داشت: برای فهم این مسئله باید اربعین را بهعنوان یک فناوری اجتماعی دید؛ مجموعهای از سازوکارهای مردمی، آیینی، رسانهای و هویتی که جمعیتی عظیم را حول معانی مشترکی همچون وفاداری، خدمت و کنش جمعی سامان میدهد.
نویسنده و مؤلف حوزوی با بیان اینکه این نگاه به معنای نادیده گرفتن حقیقت آیین اربعین نیست، افزود: آیین اربعین جایگاه خود را دارد و این فناوری اجتماعی در دل همان آیین معنا پیدا میکند. از همین ظرفیت میتوان برای تحقق اهداف اجتماعی و فرهنگی بهره گرفت.
حجتالاسلام صادقیآرمان با تأکید بر اینکه اربعین صرفاً یک مراسم عبادی یا یک راهپیمایی نیست، گفت: این حرکت بستری برای تبدیل عواطف عاشورایی به رفتار اجتماعی است؛ بستری که سوگ و حزن حسینی را به مقاومت، مسئولیتپذیری و آمادگی برای آینده تبدیل میکند.
وی با اشاره به تجربه فعالیتهای میدانی در اربعین اظهار داشت: با وجود ظرفیتهای گستردهای که در این حرکت وجود دارد، هنوز نتوانستهایم از همه توان آن بهره ببریم. اگر پس از سالها فعالیت، همچنان به برخی اهداف مورد انتظار نرسیدهایم، به این معناست که هنوز ظرفیتهای اربعین را بهدرستی نشناخته و از آن استفاده نکردهایم.
این کارشناس مذهبی افزود: اربعین یک حرکت زنده و یک موج بزرگ مردمی است که دلها را به هم پیوند میدهد و انسان را از غفلت بیرون میآورد. این حرکت فراتر از ارائه خدماتی مانند اسکان، تغذیه یا حتی زیارت صرف است. بسیاری از خادمان، پیش از آغاز اربعین زیارت خود را انجام میدهند و پس از آن برای خدمت در این حرکت عظیم حضور پیدا میکنند؛ زیرا اربعین تنها زیارت نیست، بلکه مأموریتی اجتماعی است.
حجتالاسلام صادقیآرمان با اشاره به نسبت اربعین و انتظار خاطرنشان کرد: اربعین در عین اینکه انسان را در متن زندگی امروز قرار میدهد، او را برای آینده نیز آماده میکند. از همین رو، نگاه مهدوی در این حرکت جایگاهی اساسی دارد.
وی با تأکید بر اینکه مفهوم خونخواهی نباید به یک احساس زودگذر یا واکنشی هیجانی تقلیل یابد، تصریح کرد: خونخواهی در منطق اهلبیت(ع) مسیری مستمر است که از عصر ائمه(ع) آغاز شده و تا عصر ظهور ادامه دارد و اربعین یکی از مهمترین بسترهای تحقق آن به شمار میرود.
نویسنده و مؤلف حوزوی ادامه داد: خونخواهی به معنای ادامه دادن راه حق است. معنای آن صرفاً مقابله با افراد مشخص یا انتقامگیری نیست، بلکه ظلمستیزی، برپایی عدالت و استمرار مسیر امام معصوم(ع) حقیقت خونخواهی را شکل میدهد.
استاد صادقیآرمان با اشاره به ضرورت توجه به مخاطبان بینالمللی اربعین اظهار داشت: در فضای جهانی باید از مفاهیمی استفاده شود که برای دیگر ملتها نیز قابل فهم باشد. هرچند مفهوم «یا لثارات الحسین» برای جامعه شیعی معنا دارد، اما در عرصه بینالمللی باید از کلیدواژههایی همچون عدالتگستری و ظلمستیزی نیز بهره برد؛ مفاهیمی که همان حقیقت خونخواهی را بیان میکنند و برای افکار عمومی جهان قابل درک هستند.
وی افزود: در نگاه مهدوی، تحقق کامل این آرمانها در عصر ظهور اتفاق خواهد افتاد، اما وظیفه امروز ما فراهم کردن مقدمات آن است. از همین رو، خونخواهی باید به کنش مهدوی پیوند بخورد و اربعین میتواند این پیوند را در عرصه اجتماعی و فرهنگی محقق سازد.
حجتالاسلام صادقیآرمان در پایان تأکید کرد: جامعه مهدوی و آرمان تحقق عدالت جهانی، همان افقی است که خونخواهی حقیقی به سوی آن حرکت میکند و اربعین میتواند مهمترین بستر تربیت نیروهای مؤمن، مسئول و آماده برای این مسیر باشد.

دکتر سیدحسین شهرستانی:
انقلاب اسلامی و فرمیابی آیینی شهادت
دکتر سیدحسین شهرستانی با اشاره به جایگاه اربعین در فرهنگ شیعی، اظهار داشت: در فرهنگ عمومی تشیع دو قطب اصلی مناسکی وجود داشته است؛ نخست آیینهای عزاداری سیدالشهدا(ع) و دوم مناسک زیارت، که اربعین نقطه تلاقی این دو جریان بزرگ به شمار میرود.
وی افزود: قدرت و عظمت اربعین از همین پیوند میان زیارت و سوگواری شکل گرفته است؛ چراکه در این مناسک، عنصر زیارت بهعنوان یک جریان اجتماعی گسترده با آیین عزاداری سیدالشهدا(ع) پیوند میخورد و پدیدهای عظیم و بینظیر در جهان معاصر را رقم میزند.
دکتر شهرستانی با بیان اینکه انقلاب اسلامی قطب مناسکی جدیدی را در فرهنگ شیعی پدید آورده است، گفت: در عهد انقلاب اسلامی، «مناسک شهادت» بهعنوان یک قطب جدید در کنار زیارت و سوگواری سیدالشهدا(ع) شکل گرفت؛ البته این امر به معنای ایجاد بدعت نیست، بلکه ریشههای آن در سنت شیعی وجود داشته و انقلاب اسلامی زمینه ظهور اجتماعی و فراگیری آن را فراهم کرده است.
وی شهادت را نه صرفاً مفهومی عاطفی یا انتزاعی، بلکه نیروی برسازنده تاریخ انقلاب اسلامی دانست و تصریح کرد: در بزنگاههای تاریخی که جریان انقلاب با دشواری و انسداد مواجه شده، این عنصر خون و شهادت بوده که مسیر حرکت را پیش برده است.
این پژوهشگر با اشاره به نمونههایی از تاریخ معاصر انقلاب اسلامی، از شهادت شهید صیاد شیرازی، شهدای مدافع حرم، شهید حججی و شهدای غواص بهعنوان نمونههایی از ظهور اجتماعی مفهوم شهادت یاد کرد و افزود: تشییع شهدا، راهیان نور و جریانهای فرهنگی پیرامون دفاع مقدس، نمونههایی از «فرمیابی آیینی شهادت» در جامعه ایران هستند.
وی ادامه داد: امروز اربعین با دو جریان زیارت و سوگواری سیدالشهدا(ع)، ظرفیت پیوند با مناسک شهادت را نیز پیدا کرده است و این سه قطب مناسکی میتوانند در کنار یکدیگر نیروی عظیم اجتماعی تولید کنند.
معاون پژوهشی پژوهشکده فرهنگ و هنر اسلامی با اشاره به برخی دیدگاهها درباره افزودن مفاهیم جدید به اربعین، گفت: ممکن است برخی این موضوع را «بارگذاری اضافه» بر اربعین بدانند، اما تحولات اخیر جامعه عراق نشان داده است که این ظرفیت در خود جامعه عراق نیز وجود دارد.
وی با اشاره به تشییع باشکوه رهبران و شهدای مقاومت در عراق اظهار داشت: اتفاقاتی که در عراق رخ داده، نشان میدهد جامعه این کشور آمادگی پذیرش چنین پیوندی را دارد و این تحولات، فرصتی تاریخی برای تعمیق ظرفیتهای اربعین ایجاد کرده است.
دکتر شهرستانی در ادامه با اشاره به ویژگیهای اجتماعی جامعه عراق، خاطرنشان کرد: جامعه عراق ظرفیتهای عاطفی و هیجانی بسیار بالایی دارد، اما چالش اصلی این است که این هیجانات چگونه باید به یک «امر سیاسی» پایدار تبدیل شود.
وی افزود: اگر انرژی اجتماعی ایجادشده در مناسبتهایی مانند تشییع شهدا و اربعین، به ساختار سیاسی و اجتماعی پایدار تبدیل نشود، ممکن است صرفاً در مقاطع کوتاه تخلیه شود و نتواند به یک جریان ماندگار در برابر نظام سلطه تبدیل شود.
این استاد دانشگاه با تأکید بر ضرورت نگاه راهبردی به مسئله خونخواهی گفت: خونخواهی نباید صرفاً یک مطالبه محدود به یک جریان خاص باشد، بلکه باید به یک برنامه ملی و در سطحی بالاتر به یک پروژه منطقهای تبدیل شود.
وی با بیان اینکه عراق مهمترین میدان برای تحقق این ظرفیت منطقهای است، افزود: اربعین میتواند یکی از مهمترین بسترهای شکلگیری این پیوند منطقهای باشد، اما این امر نیازمند پژوهشهای عمیق، شناخت دقیق جامعه عراق و طراحی راهبردهای بلندمدت است.
دکتر شهرستانی در پایان تأکید کرد: اگر مناسک شهادت در کنار ظرفیت اربعین در جامعه عراق شکل بگیرد و به تولید قدرت سیاسی منجر شود، میتواند زمینهساز یک حرکت تمدنی بزرگ باشد؛ اما تحقق این هدف نیازمند مطالعات مستمر، اندیشکدههای تخصصی و نگاه راهبردی به تحولات منطقه است.

حجتالاسلام دکتر علیاصغر اسلامیتنها؛
اربعین «آیین تدبیری» است نه فناوری اجتماعی؛ ضرورت فهم اربعین فراتر از نگاه مدیریتی
حجتالاسلام دکتر علیاصغر اسلامیتنها با اشاره به جایگاه آیین در فرهنگ دینی اظهار کرد: اگر آیین را به «فناوری» تبدیل کنیم، با نوعی نگاه تقلیلگرایانه مواجه خواهیم شد؛ چراکه آیین از نظر وجودی مرتبهای بالاتر از فناوری دارد و فناوریانگاری آیین، بیتوجهی به نسبت میان معنا، حقیقت و زیست انسانی است.
وی افزود: در نگاه فناوریانگار، معنا به کارکرد تقلیل پیدا میکند؛ در حالی که آیین، فرآیند تولید و بازتولید معناست و نمیتوان آن را صرفاً به عنوان ابزاری برای دستیابی به اهداف مدیریتی یا حکمرانی در نظر گرفت.
عضو هیأت علمی دانشگاه باقرالعلوم(ع) با اشاره به انگیزههای شکلگیری نگاه فناوریانگار به آیین گفت: یکی از این انگیزهها، نگاه مدیریتی و حکمرانی در جوامع مدرن است؛ زیرا دولتها و نخبگان قدرت معمولاً تمایل دارند پدیدههای اجتماعی بزرگ را به ابزارهای کنترل و مدیریت تبدیل کنند. در چنین رویکردی، اجتماع عظیم کنشگران و جمعیتهای حاضر در آیینها، بهعنوان یک «فناوری نرم حکمرانی» دیده میشود.
وی ادامه داد: انگیزه دیگر، نگاه اقتصادی و بازاریابی است؛ به این معنا که برخی پدیدههای آیینی را بهعنوان فرصتی اقتصادی یا فرهنگی برای بهرهبرداری میبینند. در حالی که این نگاه، ظرفیت معنایی و فرهنگی آیین را نادیده میگیرد.
حجتالاسلام اسلامیتنها همچنین نگاه تکنوکراتیک را از دیگر زمینههای شکلگیری رویکرد فناوریانگار دانست و گفت: در این نگاه، همه چیز بهعنوان یک مسئله دیده میشود که باید با راهحلهای علمی و فنی حل شود؛ در حالی که برخی پدیدهها نیازمند فهم و مواجههای عمیقتر هستند.
وی با اشاره به دیدگاه گابریل مارسل درباره تفاوت میان «مسئله» و «راز» اظهار کرد: انسان میتواند با پدیدهها با نگاه مسئلهمند مواجه شود؛ یعنی آنها را در برابر خود قرار دهد و برای حلشان اقدام کند، یا با نگاهی رازآلود و گشوده به دنبال فهم و آشکارسازی حقیقت آنها باشد. آیینها از جنس دوم هستند و نمیتوان با منطق صرفاً فنی و مدیریتی با آنها برخورد کرد.
این استاد حوزه و دانشگاه با بیان پیامدهای نگاه فناوریانگار به آیین تصریح کرد: نخستین پیامد این نگاه، تهی شدن آیین از معناست؛ زیرا هسته مرکزی آیین، یعنی فرآیند تولید و بازتولید معنا، جای خود را به دغدغه کارایی، کنترل و مدیریت میدهد.
وی افزود: پیامد دوم، انفعالی شدن مشارکت کنشگران است؛ در حالی که آیین بر حضور فعال، خلاقانه و مشارکتمحور انسانها استوار است. هنگامی که آیین به یک فرآیند مدیریتی تبدیل شود، مشارکت مردم از حالت خلاقانه خارج شده و به حضوری منفعلانه تبدیل میشود.
حجتالاسلام اسلامیتنها خاطرنشان کرد: پیامد دیگر این رویکرد، تقلیل هویت به برچسب است. آیین فرصتی برای ساخت هویت جمعی و ایجاد حس تعلق است، اما نگاه فناوریانگار، هویت را به ابزاری برای ایجاد برچسبهای اجتماعی و سیاسی در زمان و مکان مشخص تبدیل میکند.
وی با تأکید بر ضرورت دقت در استفاده از مفاهیم وارداتی گفت: هر مفهوم منقول از دیگر نظامهای فکری باید هنگام استفاده مورد پرسش و بررسی قرار گیرد. در مقابل، مفاهیمی که ریشه در سنت و تراث خودمان دارند، اصل بر پذیرش آنهاست مگر اینکه خلافشان ثابت شود.
عضو هیأت علمی دانشگاه باقرالعلوم(ع) اظهار کرد: از این منظر، نگاه مناسکی و آیینی به اربعین میتواند اهداف مورد نظر را تأمین کند و واژه «آیین» ظرفیت بیشتری برای توضیح این پدیده دارد. همچنین بررسی سخنان اندیشمندان درباره اربعین نشان میدهد که با وجود استفاده از عنوان «فناوری»، بسیاری از تحلیلها در حقیقت رویکردی آیینی دارند.
وی با اشاره به مباحث مطرح در حوزه ارتباطات گفت: در نظریههای ارتباطی نیز دو رویکرد اصلی نسبت به فناوری وجود دارد؛ یک رویکرد انتقالی که نگاهی ابزارمحور دارد و رویکردی دیگر که حتی به خود فناوری نگاهی آیینی دارد و معتقد است فناوری فراتر از ابزار، در ساختارهای اجتماعی و فرهنگی اثرگذار است.
استاد اسلامیتنها با اشاره به پیچیدگی پدیده اربعین اظهار کرد: اربعین یک پدیده اجتماعی بسیار پیچیده است که از سال ۲۰۰۳ تاکنون روند مشارکت در آن رشد چشمگیری داشته و امروز میلیونها نفر در یک بازه زمانی محدود در این آیین حضور پیدا میکنند. بخش مهمی از مشارکتکنندگان نیز مردم عراق هستند که با وجود شرایط پیچیده فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی، این آیین را زنده نگه داشتهاند.
وی ادامه داد: جامعه عراق، جامعهای با پیچیدگیهای فرهنگی و اجتماعی فراوان است و نمیتوان چنین پدیدهای را با نگاه صرفاً فناورانه، مدیریتی یا حکمرانی تحلیل کرد. اربعین دارای لایههای عمیق معنایی است که درون فرهنگ و زیست مردم شکل گرفته است.
این استاد دانشگاه با تبیین تفاوت هستیشناختی آیین و فناوری گفت: آیین فرصتی برای نوعی زیست متفاوت است و زمان و مکان را معنا میکند. انسان در آیین وارد زمان مقدس میشود و نوع کنشگری او تغییر میکند؛ در حالی که فناوری معمولاً با نگاه خطی به زمان و با هدف حل مسائل آینده تعریف میشود.
وی افزود: فناوری را انسان ایجاد میکند، اما آیینهایی مانند اربعین ریشه در امر قدسی و سنت دینی دارند. همانگونه که حج و نماز جماعت را نمیتوان فناوری نامید، اربعین نیز یک فناوری نیست؛ بلکه آیینی برای زندگی و بازتولید معناست.
حجتالاسلام اسلامیتنها با بیان اینکه آیین ماهیتی کیفی و معناآفرین دارد، تصریح کرد: اربعین را میتوان رسانه و واسطهای میان عاشورا و ظهور دانست؛ پلی که پیوند میان این دو افق تاریخی را برقرار میکند و در فرآیند تولید معنا نقش دارد.
وی در پایان پیشنهاد کرد به جای تعبیر «فناوری اجتماعی» از مفهوم «آیین تدبیری» استفاده شود و گفت: مفهوم تدبیر در سنت اسلامی، به معنای سامان دادن و اصلاح مملکت انسانی است. همانگونه که ابنعربی در کتاب «التدبیرات الالهیة فی اصلاح المملکة الانسانیة» به آن پرداخته، انسان دارای مملکت درونی است و آنچه در بیرون رخ میدهد، بازتابی از همین مملکت درونی است.
عضو هیأت علمی دانشگاه باقرالعلوم(ع) خاطرنشان کرد: اربعین را باید از این منظر، آیینی دانست که مبتنی بر تدبیرات الهی است و ظرفیت آن فراتر از یک ابزار اجتماعی یا فناوری مدیریتی است.

حجتالاسلام دکتر مجتبی نامخواه؛
مختصات اربعین به مثابه یک جنبش خونخواهی
حجتالاسلام دکتر مجتبی نامخواه با اشاره به اهمیت پرسش از ماهیت پدیده اربعین گفت: در سالهای نخست که عظمت و شگفتی این رویداد برای جامعه بیشتر نمایان شده بود، این پرسش مطرح میشد که با چه پدیدهای مواجه هستیم و پاسخها عمدتاً در قالب مفاهیمی همچون «مناسک» و «آیین» ارائه میشد؛ اما به نظر میرسد این مفاهیم با وجود اهمیت خود، همه ابعاد اربعین امروز را توضیح نمیدهند.
وی افزود: اربعین در شرایط کنونی با پدیدهای مواجه است که نیازمند چارچوبی فراتر از مفهوم آیین است؛ پدیدهای که میتوان از آن بهعنوان یک «ابرآیین» یا «فراآیین» یاد کرد.
پژوهشگر حوزه انقلاب اسلامی ایران با اشاره به شیوههای مختلف مواجهه تاریخی با واقعه عاشورا اظهار کرد: پس از عاشورا، دو نوع مواجهه با این واقعه شکل گرفت؛ نخست، حرکتهایی که صرفاً بر جنبه آنتاگونیستی و نفی وضعیت موجود تأکید داشتند و نمونههایی از قیامهای خونخواهانه پس از عاشورا را میتوان در این دسته قرار داد؛ و دوم، آیینهایی که صرفاً به یادآوری و گرامیداشت واقعه میپرداختند و فاقد سویه نفی و حرکت اجتماعی بودند.
وی ادامه داد: اتفاق مهمی که در رهبری اهل بیت(ع) و حضرت زینب کبری(س) رخ داد، برجستهسازی شیوهای از گرامیداشت عاشورا بود که میان آیین، اشک، ذکر مصائب و حرکت اجتماعی پیوند برقرار میکرد؛ پیوندی که از عدالت انتقامی آغاز میشود، اما در نهایت به عدالت اجتماعی میرسد.
نامخواه با بیان اینکه تبدیل یک آیین به جنبش اجتماعی نیازمند یک ایده تفسیرکننده وضعیت است، گفت: آیینها بهتنهایی نمیتوانند جنبش باشند، زیرا فاقد ایدهای برای تفسیر وضعیت اجتماعی هستند؛ از سوی دیگر، جنبشهای صرفاً خونخواهانه نیز به دلیل نداشتن چنین معرفتی نمیتوانند حرکت پایدار اجتماعی ایجاد کنند. آنچه در هدایت اهل بیت(ع) رخ داد، تبدیل واقعه تاریخی عاشورا به امکانی برای تفسیر وضعیت اجتماعی و ایجاد ایدهای برای مقابله با وضعیت ناعادلانه بود.
وی افزود: در طول تاریخ، هرگاه بخشهایی از جامعه شیعی که با اهل بیت(ع) پیوند داشتند، به دنبال تفسیر وضعیت و برجسته کردن اعتراض به آن بودند، به قیام عاشورا رجوع کردند؛ این مسیر تا انقلاب اسلامی نیز ادامه پیدا کرده و همچنان عاشورا بهعنوان منبعی برای تفسیر و نقد وضعیت اجتماعی مورد توجه قرار میگیرد.
این استاد حوزه و دانشگاه با اشاره به نامههای مردم کوفه به امام حسین(ع) اظهار کرد: در برخی از این نامهها، تحلیل روشنی از وضعیت اجتماعی و اقتصادی جامعه آن روز ارائه شده است. در این نامهها بیان میشود که ساختار سیاسی حاکم و نظام اموی، سازوکاری ایجاد کرده که اموال عمومی از مسیر عدالت خارج شده و در میان طبقهای خاص از ثروتمندان و قدرتمندان گردش میکند.
وی ادامه داد: امام حسین(ع) در پاسخ به این نامهها، تحلیل آنان از وضعیت را تأیید کرده و نظام امامت را نظامی معرفی میکنند که بر عدالت و قیام به قسط استوار است.
نامخواه با اشاره به خطبه امام حسین(ع) در منا گفت: در این خطبه، ارتباط میان دعوت اسلامی و عدالت اجتماعی بهروشنی دیده میشود. امام حسین(ع) میان امر به معروف، مسئولیت عالمان دینی و عدالت اجتماعی پیوند برقرار میکنند و نشان میدهند که دعوت دینی بدون توجه به عدالت اجتماعی کامل نیست.
وی افزود: در این خطبه، وضعیت جامعه بر اساس دو محور اصلی مورد نقد قرار میگیرد؛ نخست آسیب دیدن سازوکارهای بازتوزیعی و نظام مالیاتی که به جای توزیع عادلانه ثروت، موجب تمرکز آن در دست گروههای خاص شده است؛ و دوم، فقدان نظام حمایت اجتماعی که موجب رها شدن افراد ناتوان، فقرا و آسیبدیدگان در جامعه شده بود.
مدیر کارگروه مطالعات اجتماعی پژوهشکده باقرالعلوم (ع) تصریح کرد: امام حسین(ع) در مقابل این وضعیت، طرحی چندلایه از عدالت اجتماعی ارائه میکنند؛ طرحی که شامل بازتوزیع ثروت، جلوگیری از انباشت آن در دست گروههای خاص، توجه به اموال عمومی و معرفی نظام امامت بهعنوان بدیل نظام سلطنتی و ساختاری قائم به قسط و عدالت است.
وی با اشاره به سیاستهای اقتصادی دوره اموی اظهار کرد: بسیاری از نقدهایی که امام حسین(ع) مطرح میکنند، در برابر سیاستهای اجتماعی و اقتصادی آن دوره قابل فهم است؛ از جمله تغییر در نظام مالکیت زمین، خصوصیسازی برخی اراضی عمومی، سیاستهای مالیاتی و سازوکارهای مرتبط با غنائم و ثروتهایی که از فتوحات به مرکز قدرت منتقل میشد.
حجتالاسلام نامخواه ادامه داد: در آن دوره، توسعه قلمرو و کشورگشایی عملاً با افزایش منابع مالی و انتقال ثروت به ساختار قدرت همراه بود و همین مسئله، زمینه شکلگیری طبقات جدید اشرافی و فاصله گرفتن از عدالت اجتماعی را فراهم کرد.
وی در پایان تأکید کرد: ایدهای که میتواند بُعد اجتماعی عاشورا و استمرار تاریخی آن را توضیح دهد، ارجاع امام حسین(ع) به مفهوم عدالت اجتماعی است؛ مفهومی که در آن دوره، ضدیت با وضعیت موجود را نمایندگی میکرد و به دلیل قدرت مفهومی خود، در دورههای بعد نیز امکان بازتولید این ضدیت را فراهم کرده است.
این پژوهشگر حوزه دین و فرهنگ افزود: اتفاق مهم در تاریخ عاشورا، تبدیل انتقام از یک خونخواهی فردی به جنبشی اجتماعی با محوریت عدالت است؛ به این معنا که گرامیداشت عاشورا دیگر صرفاً یادآوری واقعهای در گذشته نیست، بلکه در هر دوره میتواند به امکانی برای تفسیر وضعیت موجود و شکلدهی به حرکتهای اجتماعی در مسیر عدالت تبدیل شود.

حجتالاسلام علی محمدی؛
اربعین، فناروی اجتماعیِ تبدیل آرمان خونخواهی به سبک زندگی اجتماعی
حجتالاسلام علی محمدی با تأکید بر ظرفیتهای عمیق مفهومی «ثارالله» در منظومه هدایت الهی، اربعین را بستری برای پیوند سنت زیارت، هجرت و جهاد دانست و اظهار کرد: پیادهروی اربعین میتواند به فناوری اجتماعی تبدیل آرمان خونخواهی سیدالشهدا(ع) به سبک زندگی اجتماعی تبدیل شود.
وی با اشاره به مفهوم «ثارالله» اظهار کرد: در تحلیلهای رایج انسانشناختی، انگیزههای انسانی معمولاً بر اساس مفاهیمی همچون حب نفس یا دوگانگی میان من علوی و من سفلی تبیین میشوند؛ اما یکی از ظرفیتهای مهمی که در این تحلیلها کمتر مورد توجه قرار گرفته، نقش «برانگیختگی خون» در نظام هدایت الهی است.
استاد حوزه و دانشگاه افزود: خداوند در کنار دیگر ابزارهای هدایت و احتجاج، پدیدهای را در مسیر هدایت انسان قرار داده است که در آن خون مظلومانه و عزتمندانه انسانی که در راه حق به شهادت میرسد، عامل حیات و برانگیزاننده حرکت میشود. شهادت سیدالشهدا(ع) در این چارچوب، صرفاً یک واقعه تاریخی نیست، بلکه عنصری فعال در نظام هدایت الهی است.
حجتالاسلام محمدی با اشاره به جایگاه مفهوم «ثارالله» در زیارات سیدالشهدا(ع) گفت: بررسی این مفهوم نشان میدهد که خون امام حسین(ع) دارای ابعاد مختلفی است؛ از جمله اینکه خونخواه حقیقی آن حضرت، خداوند متعال است و هیچکس جز او توان طلب این خون را ندارد.
وی ادامه داد: در برخی تعابیر زیارات، خونخواهی سیدالشهدا(ع) در اختیار اولیای الهی قرار میگیرد و تنها کسانی که در مسیر ولایت قرار دارند، امکان قیام برای این خون را پیدا میکنند. در برخی دیگر از تعابیر، این خون به عاملی برای برانگیختن و گردآمدن انسانها در مسیر حق تبدیل میشود؛ به این معنا که خون سیدالشهدا(ع) ظرفیت ایجاد یک اجتماع الهی را دارد.
این پژوهشگر حوزه دین با اشاره به برخی فرازهای زیارت عاشورا اظهار کرد: در این زیارت، طلب ثار سیدالشهدا(ع) با همراهی امام مهدی(عج) مطرح میشود و این نشان میدهد که خونخواهی عاشورا یک حرکت فردی و احساسی نیست، بلکه مسیری اجتماعی و تاریخی است که در محور ولایت معنا پیدا میکند.
وی افزود: در برخی نقلها، انسان نه فقط طالب خون امام حسین(ع) بلکه خود را در جایگاه مصیبتدیده و خونخواه آن حضرت مییابد؛ به این معنا که اثر این مصیبت در وجود او رسوخ میکند و او را به عضوی از جبهه طلب ثار تبدیل میسازد.
استاد محمدی با بیان اینکه هدایت الهی در پرتو خون سیدالشهدا(ع) به دنبال شکلدهی یک اجتماع است، گفت: در زیارت اربعین نیز تأکید میشود که امام حسین(ع) جان خود را در راه خدا بذل کرد تا بندگان خدا را از جهالت و حیرت گمراهی نجات دهد؛ بنابراین شهادت آن حضرت دارای کارکردی هدایتگر و اجتماعی است.
وی در ادامه با اشاره به سیر سلوکی زیارت عاشورا تصریح کرد: این مسیر از معرفت آغاز میشود و با برائت از دشمنان اهل بیت(ع)، ثبات قدم و در نهایت رسیدن به همراهی با امام حق ادامه پیدا میکند. انسان در این فرآیند تلاش میکند حیات و ممات خود را با حیات و ممات پیامبر(ص) و اهل بیت(ع) پیوند دهد.
حجتالاسلام محمدی با طرح بحث اربعین بهعنوان یکی از فناوریهای اجتماعی اسلام اظهار کرد: اگر بخواهیم اربعین را در این چارچوب تحلیل کنیم، با تلفیقی از سنت «زیارت» و سنت «هجرت» مواجه هستیم؛ هجرتی که انسان را از بستر عادتها و روزمرگیها جدا کرده و او را در موقعیتی برای سلوک الهی قرار میدهد.
وی افزود: پیوند زیارت و هجرت، فضایی ایجاد میکند که در آن انسان با نوعی از زندگی مواجه میشود که در شرایط عادی کمتر امکان تجربه آن وجود دارد؛ زندگیای که در آن خدمت، ایثار و ارتباط انسانها بر اساس منطق متفاوتی از محاسبات دنیایی شکل میگیرد.
رئیس هیئت مدیره مرکز نوین علوم اسلامی معنا با اشاره به ظرفیتهای پیادهروی اربعین گفت: اربعین یک معجزه اجتماعی است که باید با دقت و احتیاط درباره ظرفیتهای آن اندیشید. مسئله این نیست که مفهومی از بیرون بر این پدیده تحمیل شود، بلکه باید ظرفیتهای درونی خود اربعین را شناخت و بر اساس آن، مسیرهای رشد و ارتقای آن را بررسی کرد.
وی تأکید کرد: یکی از ظرفیتهایی که میتواند در اربعین تقویت شود، سنت جهاد است؛ به این معنا که در کنار هجرت، فناوری جهاد نیز باید در این حرکت اجتماعی حضور پررنگتری پیدا کند.
حجتالاسلام محمدی با اشاره به مفهوم «جهاد کبیر» در اندیشه رهبر معظم انقلاب گفت: جهاد کبیر به معنای عدم تبعیت از نظامهای سلطه و حفظ استقلال هویتی و فرهنگی است. امروز باید اندیشید که در مواجهه با نظامهای معنایی رقیب، چه ظرفیتهایی در اربعین میتواند زمینه تحقق این جهاد را فراهم کند.
وی ادامه داد: جهان امروز تحت تأثیر منطق سرمایهداری، انسان را به سمت محاسبه سود و زیان شخصی سوق میدهد؛ اما در اربعین با جهانی متفاوت مواجه میشویم؛ جهانی که در آن انسان خدمت میکند بدون آنکه انتظار پاداش مادی داشته باشد و حتی خدمترسانی را توفیق و سرمایه معنوی خود میداند.
این استاد حوزه و دانشگاه خاطرنشان کرد: این تجربه اجتماعی، عادی نیست؛ بلکه بستری است که خداوند در برابر منطق مسلط سودمحور جهان امروز قرار داده است. اربعین میتواند محملی برای تجربه یک جهان معنایی متفاوت باشد و شناخت دقیق این ظرفیت، نیازمند پژوهشهای عمیق و مستمر است.

دکتر سید محمدعلی غمامی؛
خون و خِرَد؛ دانشگاه باید نسبت میان عقلانیت، خونخواهی و مسئولیت اجتماعی را تبیین کند
دکتر سید محمدعلی غمامی با تأکید بر ضرورت بازاندیشی نهادهای علمی در مواجهه با مسائل روز جامعه، گفت: دانشگاه و حوزه باید نسبت میان مفاهیمی همچون خونخواهی، عقلانیت و خرد اجتماعی را مورد بررسی قرار دهند و نشان دهند که در منطق اسلامی، عقلانیت نه در تقابل با خونخواهی، بلکه مبتنی بر درک عمیق از مسئولیت اجتماعی و عدالت است.
وی در آغاز سخنان خود با اشاره به شرایط جدید اجتماعی و سیاسی جهان، از رکود برخی نهادهای علمی در مواجهه با مسائل واقعی جامعه انتقاد کرد و اظهار داشت: یکی از مشکلات امروز دانشگاهها و حوزههای علمی این است که همچنان در چارچوبهای گذشته خود حرکت میکنند و گاه از توجه به تحولات پیرامونی و مسائل اصلی جامعه بازمیمانند.
دکتر غمامی افزود: نهادهای علمی باید بهعنوان منشأ تولید فکر برای جامعه عمل کنند؛ بهویژه در موضوعاتی همچون خونخواهی که ابعاد گستردهای دارد و نمیتوان آن را صرفاً به یک کنش احساسی یا سیاسی تقلیل داد.
استادیار مطالعات خانواده، مطالعات فرهنگی و ارتباطات در دانشگاه باقرالعلوم (ع) با طرح پرسشهایی درباره مفهوم خونخواهی گفت: باید بررسی شود که خونخواهی صرفاً به معنای کشتن یک فرد یا انتقامگیری است یا مفهومی عمیقتر و گستردهتر دارد. همچنین باید پرسید که آیا میان خون، دانش، اندیشه و خرد ارتباطی وجود دارد یا خیر.
وی با اشاره به برخی جریانهای رسانهای که تلاش میکنند میان عقلانیت و خونخواهی دوگانهای متعارض ایجاد کنند، اظهار داشت: در فضای رسانهای امروز این گزاره القا میشود که عقلانیت با خونخواهی و مقاومت سازگار نیست، در حالی که این یک دوگانهسازی نادرست است و نیازمند تبیین علمی و معرفتی است.
دکتر غمامی تصریح کرد: مسئله اصلی این است که آیا انسان خردمند باید نسبت به خونخواهی بیتفاوت باشد یا اینکه خرد حقیقی اقتضا میکند انسان نسبت به ظلم و بیعدالتی واکنش نشان دهد.
وی با اشاره به مفهوم «خرد خیابان» اظهار داشت: گاهی جامعه در متن تحولات خود، پرسشهایی را مطرح میکند که نهادهای علمی از آن غافل میشوند. امروز شاید خیابان به دانشگاه یادآوری میکند که باید درباره مفاهیمی همچون خون، عدالت و مسئولیت اجتماعی بیندیشد.
دکتر غمامی ادامه داد: دانشگاه نباید صرفاً به تولید مقاله، پایاننامه و فعالیتهای روزمره علمی محدود شود، بلکه باید بتواند با مسائل واقعی جامعه ارتباط برقرار کند و برای آنها تولید معنا و نظریه داشته باشد.
استادیار مطالعات خانواده، مطالعات فرهنگی و ارتباطات در دانشگاه باقرالعلوم (ع) با اشاره به آیه ۴۶ سوره حج، به تبیین نسبت میان قلب و تعقل در نگاه قرآن پرداخت و گفت: قرآن تعقل را به قلب نسبت میدهد؛ «فَتَكُونَ لَهُمْ قُلُوبٌ يَعْقِلُونَ بِهَا». قلب در معنای جسمانی خود با خون ارتباط دارد و در سطح معنوی نیز میتواند نشانه مرکز ادراک و حرکت انسان باشد.
وی افزود: همانگونه که قلب خون را در بدن جاری میکند، در سطح اجتماعی نیز باید قلبی وجود داشته باشد که جریان حیات، حرکت و اندیشه را در جامعه ایجاد کند. جامعه برای تعقل اجتماعی نیازمند چنین قلبی است.
دکتر غمامی خاطرنشان کرد: انسان خردمند تنها با ذهن و محاسبات عقلانی به حقیقت نمیرسد، بلکه باید با قلب خود نیز بیندیشد؛ زیرا تعقل بدون ارتباط با واقعیتهای انسانی و اجتماعی، به انفعال میانجامد.
وی با تأکید بر مفهوم «عقل سرخ» اظهار داشت: دانشگاه باید توضیح دهد که خرد حقیقی در فرهنگ اسلامی، خردی جدا از احساس مسئولیت و شور انسانی نیست. عقلانیتی که در برابر رنج انسانها، ظلم و بیعدالتی بیتفاوت باشد، عقلانیت کامل نیست.
این استاد دانشگاه افزود: جامعه امروز در صحنههای اجتماعی خود، نشانههایی از یک خرد فعال و مسئول را نشان میدهد و وظیفه نهادهای علمی آن است که این واقعیتها را فهم و تبیین کنند.
دکتر غمامی در بخش پایانی سخنان خود با تأکید بر نقش حوزه و دانشگاه در تولید مفاهیم اجتماعی گفت: وظیفه نهادهای علمی این است که نظامی از مفاهیم را در اختیار جامعه، رسانهها و خود نخبگان قرار دهند.
وی با اشاره به آیات قرآن درباره فساد بنیاسرائیل و وعده الهی درباره مقابله با آن، اظهار داشت: باید پرسید چرا برخی مفاهیم اجتماعی و سیاسی قرآن کمتر برای تفسیر وضعیت امروز جامعه مورد توجه قرار میگیرند.
استادیار مطالعات خانواده، مطالعات فرهنگی و ارتباطات در دانشگاه باقرالعلوم (ع) ادامه داد: گاهی به جای اینکه اجازه دهیم قرآن جهان اجتماعی ما را تفسیر کند، تلاش میکنیم تنها قرآن را تفسیر کنیم. در حالی که بسیاری از آیات قرآن ظرفیت تبیین مسائل اجتماعی، عدالت، مقاومت و مسئولیت تاریخی انسان را دارند.
دکتر غمامی در پایان تأکید کرد: حوزه و دانشگاه باید به سراغ مفاهیم بنیادین قرآن برای فهم جهان اجتماعی بروند و کلیدواژههای لازم برای تحلیل شرایط امروز را از این منبع اصلی استخراج کنند.

حجتالاسلام سیدمطهر سیدعلیزاده؛
نسبت و رابطه حرکت اربعین با جریان خونخواهی و انتقام
حجتالاسلام سیدمطهر سیدعلیزاده با تبیین نسبت میان حرکت اربعین و مفهوم خونخواهی، اظهار کرد: اربعین را باید در امتداد عاشورا و بهعنوان مرحلهای از تحقق اهداف قیام سیدالشهدا(ع) فهم کرد؛ چراکه عاشورا در روز دهم محرم به پایان نرسید، بلکه با مجاهدت حضرت زینب کبری(س) و امام سجاد(ع) در مسیر تبیین حقیقت، به یک جریان ماندگار و قیامساز تبدیل شد.
وی با اشاره به ماهیت شکلگیری اربعین افزود: پس از واقعه عاشورا، دستگاه بنیامیه تلاش داشت با بهرهگیری از فضای خفقان و ابزارهای تبلیغاتی، روایت خود را بر جامعه تحمیل کند و کربلا را حادثهای پایانیافته و یک شورش سرکوبشده معرفی کند؛ اما مجاهدت بازماندگان اهلبیت(ع) و روشنگریهای حضرت زینب(س) و امام سجاد(ع) موجب شد حقیقت عاشورا آشکار شود.
حجتالاسلام سیدعلیزاده با بیان اینکه «اربعین، رسانه عاشورا است»، گفت: عاشورا پیامی بود که اربعین رسانه آن شد. تبیین، حقیقتگویی و افشاگری، نخستین گام برای ماندگاری جریان عاشورا و زمینهسازی شکلگیری حرکت اربعین بود.
وی با اشاره به شرایط امروز جهان و جنگ روایتها خاطرنشان کرد: همانگونه که بنیامیه تلاش میکردند مردم حقیقت را نفهمند یا پس از فهمیدن، توان اقدام نداشته باشند، امروز نیز جریان رسانهای دشمن تلاش میکند واقعیتها را وارونه نشان دهد و افکار عمومی را از حقیقت دور کند.
این پژوهشگر دینی ادامه داد: رسالت حضرت زینب کبری(س) تنها بیان مصیبت نبود، بلکه یک حرکت فرهنگی و تبلیغی برای زنده نگه داشتن حقیقت در برابر طوفان تبلیغات دشمن بود. اربعین نخستین جوشش این حقیقت و آغاز بازگشت پیام عاشورا به جامعه بود.
وی با تأکید بر نقش راهبردی حضرت زینب(س) در شکلگیری اربعین اظهار کرد: بازگشت اهلبیت(ع) به کربلا در اربعین، صرفاً یک حرکت عاطفی نبود، بلکه حاصل یک «سیاست ولایی» برای ایجاد اجتماعی کوچک اما پرمعنا با دو هدف مهم بود؛ نخست گسترش فکر عاشورا و دوم ایجاد جرأت اقدام در میان مؤمنان.
حجتالاسلام سیدعلیزاده افزود: زینب کبری(س) با وجود مصیبت عظیم شهادت برادر و خاندانش، مأموریت خود را در رساندن پیام عاشورا دنبال کرد و توانست حادثهای را که دشمن میخواست دفن کند، به جریان تاریخی و تمدنساز تبدیل کند.
وی در بخش دیگری از سخنان خود به نسبت اربعین و خونخواهی پرداخت و گفت: در بحث خونخواهی، نخستین مسئله، قصاص قاتلان است؛ موضوعی که در سیره اهلبیت(ع) و تأکیدات رهبران انقلاب اسلامی نیز مورد توجه قرار گرفته است، اما خونخواهی در منطق عاشورا محدود به انتقام شخصی نیست.
مجری تدوین سند ملی اربعین افزود: خونخواهی سیدالشهدا(ع) یعنی زنده نگه داشتن حقیقت، ایستادگی در برابر ظلم و ایجاد حرکت اجتماعی برای دفاع از مظلومان. اربعین بستری است که این روحیه را در جامعه زنده میکند و انسانها را برای اقدام در مسیر حق آماده میسازد.
حجتالاسلام سیدعلیزاده با اشاره به ظرفیت اربعین برای تقویت وحدت اسلامی اظهار کرد: یکی از رسالتهای مهم امروز، تقویت پیمان اخوت و برادری میان ملتهای مسلمان، بهویژه میان مردم ایران و عراق است.
وی ادامه داد: همانگونه که امام خمینی(ره) در دوران دفاع مقدس بر اتحاد ملتهای ایران و عراق تأکید داشتند، اربعین بهترین فرصت برای تقویت این پیوند و ایجاد همبستگی در جهان اسلام است.
این استاد حوزه و دانشگاه در پایان خاطرنشان کرد: اربعین نباید صرفاً به یک آیین بزرگداشت تاریخی محدود شود، بلکه باید به بستری برای افزایش جرأت اقدام، مبارزه با ظلم و حمایت از مظلومان جهان تبدیل شود.
وی تأکید کرد: هدف از حرکت عاشورایی، تنها انتقام خون شهیدان نیست؛ بلکه ادامه همان پرچمی است که اباعبدالله الحسین(ع) برای نجات انسانها از جهل، ظلم و گمراهی برافراشت.
حجتالاسلام سیدعلیزاده در پایان با اشاره به نیاز این موضوع به پژوهشهای گستردهتر، ابراز امیدواری کرد که ظرفیتهای اجتماعی و تمدنی اربعین بیش از پیش مورد توجه اندیشمندان و پژوهشگران قرار گیرد.

هانی ایرانمنش؛
انواع رویکردهای راهبردی به اربعین و بعثت امت و ظرفیت تحولی تمدنی برای خونخواهی
هانی ایرانمنش با تبیین انواع رویکردهای راهبردی به اربعین و بعثت امت، گفت: نوع نگاه ما به پدیدههای مردمی، اربعین و اقتضائات زمانه، فناوریهای مورد استفاده در مسیر تحقق اهداف انقلاب اسلامی و مسئله خونخواهی را تعیین میکند.
وی با بیان اینکه رویکرد فناورانه از رویکرد راهبردی جداست، اظهار داشت: ما با سه پدیده مواجه هستیم که هرکدام راهبرهای خاص خود را دارند؛ پدیده نخست بعثت مردمی است که ناظر به حضورها و تجمعات مردمی است، پدیده دوم اربعین است که از همان زمانی که به یک پدیده پربسامد تبدیل شد، محل تنازع راهبردها بوده و پدیده سوم نیز زمانه است که باید دید در چه شرایط و اقتضائاتی قرار داریم.
این فعال فرهنگی و صاحب نظر در حوزه اندیشه انقلاب اسلامی ادامه داد: در مواجهه با بعثت مردمی، چند رویکرد وجود دارد؛ یک رویکرد، نگاه تقلیلگرایانه است که تجمعات خیابانی را صرفاً با عدد و کمیت میسنجد و بدون توجه به عمق و آثار آن، این پدیده را تحلیل میکند.
وی افزود: رویکرد دیگر، توجه به کارکرد مثبت این پدیده برای وضعیت کنونی انقلاب اسلامی است؛ به این معنا که این حضور میتواند در وحدت و بیعت با رهبری جدید انقلاب و عبور از بحرانها و چالشهای پیشرو نقشآفرین باشد.
این پژوهشگر با اشاره به رویکرد تبدیل حضور به نقشآفرینی تصریح کرد: حضور مؤثر مردمی باید به نقشآفرینی مؤثر اجتماعی و تاریخی تبدیل شود؛ چراکه صرف حضور، هدف نهایی نیست، بلکه باید ظرفیتهای ایجادشده در مسیر تحقق اهداف بزرگتر به کار گرفته شود.
وی چهارمین رویکرد را رویکرد تمدنی و تحولی دانست و گفت: تاریخ نشان داده است که برخی پدیدههای اجتماعی در شرایط خاص میتوانند منشأ تحولات بزرگ شوند و زمینه شکلگیری صدها نهاد و جریان اثرگذار را فراهم کنند.
ایرانمنش در ادامه با اشاره به رویکردهای مختلف نسبت به اربعین اظهار داشت: اربعین نیز دارای راهبردها و برداشتهای متنوعی است؛ یک نگاه، رویکرد بسط آیینی است که بر حفظ و توسعه این پدیده، گسترش مخاطبان، افزایش دامنه زمانی و توسعه ابعاد آیینی و معنایی آن تأکید دارد.
وی افزود: رویکرد دیگر، نگاه به اربعین به عنوان یک محیط آیینی درونگراست که بر تقویت مراسمها و افزایش عمق معرفتی تأکید دارد؛ در مقابل، رویکرد برونگرا و کارکردگرا، نقش اجتماعی، سیاسی و تمدنی اربعین را مورد توجه قرار میدهد.
این پژوهشگر با اشاره به اهمیت نگاه راهبردی به اربعین گفت: رهبر شهید انقلاب تأکید داشتند که اربعین هر سال باید بتواند نقشه دشمن را به هم بریزد؛ بنابراین اربعین تنها یک مناسک فردی یا آیینی نیست، بلکه ظرفیت کنشگری در عرصههای بزرگ اجتماعی و تاریخی را دارد.
وی ادامه داد: یک نگاه دیگر، اربعین را سنتی تاریخی و پدیدهای برخاسته از بیداری اسلامی در زمانه حاضر میداند و انتخاب هرکدام از این رویکردها در نوع سندنگاری، سیاستگذاری و برنامهریزی درباره اربعین اثرگذار خواهد بود.
ایرانمنش با اشاره به شرایط کنونی جهان اسلام و جبهه مقاومت گفت: ما در یک جنگ وجودی تمامعیار میان محور مقاومت و محور شرارت قرار داریم که پس از طوفانالاقصی وارد مرحلهای جدید و طولانیمدت شده است؛ نوع رویکرد ما به این زمانه، فناوری مورد استفاده ما را تغییر میدهد و در مسئله خونخواهی نیز اثرگذار خواهد بود.
وی با بیان اینکه خونخواهی در نسبت میان بعثت امت، اربعین و زمانه کنونی میتواند با نگاههای مختلفی تحلیل شود، اظهار داشت: یک نگاه، نگاه نهادوارگی است که به دنبال ایجاد ساختارهای مشخص است؛ نگاه دیگر، نگاه تخصصی و نظامی به مسئله خونخواهی است؛ اما در نگاه نهضتی، همه خونخواهان دارای مسئولیت و وظیفه هستند.
این پژوهشگر خاطرنشان کرد: در برخی نگاهها، مسئله خونخواهی صرفاً به مطالبهگری محدود میشود، اما در نگاه نهضتی، هر فرد و جریان مؤمن باید خود را در تحقق این آرمان مسئول بداند.
وی با اشاره به مسئله شکلگیری هستههای مقاومت گفت: در زمینه شکلگیری هستههای مقاومت به عنوان فناوری صدور انقلاب اسلامی، به میزان مطلوب موفق نبودهایم، اما اربعین پنجره جدیدی پیش روی ما گشوده است و میتواند زمینه شکلگیری هستههای مقاومت اجتماعی و فرهنگی را فراهم کند.
ایرانمنش در پایان با تأکید بر اینکه اربعین منطق «کثرت در عین اخوت» را پیش روی ما قرار میدهد، گفت: گاهی تصور میکنیم برای رسیدن به وحدت باید به سمت یکسانسازی حرکت کنیم، اما اربعین به ما میآموزد که میتوان در عین تفاوتها و تکثرها، به وحدتی عمیق و برادری مشترک دست یافت.

حجتالاسلام دکتر احمد اولیایی؛
فناوری اجتماعی اربعین؛ از استعاره قدم تا تهدید هویت
حجتالاسلام دکتر احمد اولیایی با ارائه بحثی با عنوان «فناوری اجتماعی اربعین؛ از استعاره قدم تا تهدید هویت» بر ضرورت توجه به زمینههای فرهنگی، هویتی و اجتماعی در مواجهه با پدیده عظیم اربعین تأکید کرد و گفت: هرگونه برنامهریزی و مداخله در این حرکت عظیم باید با شناخت دقیق زیستبوم میزبان و با کمترین آسیب به مرزهای هویتی آن انجام شود.
وی در ابتدای سخنان خود با اشاره به نمونههایی از شکست برخی برندهای جهانی در ورود به جوامع دیگر، اظهار کرد: بسیاری از مجموعههای اقتصادی بزرگ، نه به دلیل ضعف محصول، بلکه به دلیل نشناختن زمینههای فرهنگی جامعه مقصد با شکست مواجه شدند.
حجتالاسلام اولیایی با اشاره به تجربه برندهایی مانند پپسی، والمارت، اچاندام و کیافسی افزود: این نمونهها نشان میدهد که حساسیتهای فرهنگی و اجتماعی جوامع میزبان، حتی در برابر برندها و جریانهای قدرتمند نیز پابرجاست و نادیده گرفتن آنها میتواند به واکنش منفی جامعه منجر شود.
این استاد حوزه و دانشگاه با اشاره به نظریههای هویت اجتماعی بیان کرد: بر اساس نظریههای مطرح در حوزه هویت اجتماعی، هر گروهی که دارای هویت مشترک است، نسبت به مرزهای هویتی خود حساسیت دارد و در برابر مداخلاتی که این مرزها را تهدید کند واکنش نشان میدهد.
وی افزود: اربعین یک پدیده ذاتاً عراقی است و باید در مدیریت و برنامهریزی آن مراقبت کرد که مهمان به جای همراهی با میزبان، در جایگاه مالک و تصمیمگیر قرار نگیرد؛ زیرا این مسئله میتواند به تدریج موجب آسیب به هویت بومی این حرکت شود.
حجتالاسلام اولیایی ادامه داد: گاهی احساسات، آرمانها و مطالبات ما باعث میشود نسبت به این حساسیتهای هویتی کمتر توجه کنیم؛ در حالی که اگر مهمان احساس مالکیت پیدا کند و بخواهد برای یک پدیده هویتیِ متعلق به میزبان برنامهریزی کند، با مرزهای هویتی آن جامعه مواجه خواهد شد.
وی در ادامه با اشاره به نظریه دریافت در حوزه ارتباطات گفت: معنا همیشه در ذهن مخاطب شکل میگیرد و الزاماً آنچه فرستنده قصد انتقال آن را دارد، همان معنایی نیست که مخاطب دریافت میکند.
این پژوهشگر اجتماعی افزود: مخاطب یک عنصر فعال است و بر اساس پیشفرضهای فرهنگی، تجربههای اجتماعی و زیستبوم خود پیام را تفسیر میکند؛ بنابراین نباید انتظار داشت همه جوامع، مفاهیمی مانند مقاومت، خونخواهی یا اربعین را دقیقاً با همان چارچوب معنایی ما دریافت کنند.
وی با اشاره به تفاوتهای فرهنگی میان ایران و عراق خاطرنشان کرد: ممکن است مسئلهای در یک جامعه حساسیت جدی ایجاد کند، اما در جامعهای دیگر چنین برداشتی وجود نداشته باشد؛ ازاینرو در طراحی پیامها و برنامهها باید تفاوتهای فرهنگی را در نظر گرفت.
حجتالاسلام اولیایی در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به مفهوم «مشی» در قرآن اظهار کرد: برای فهم چگونگی مواجهه با اربعین میتوان از استعاره قرآنی قدمزدن و راهرفتن بهره گرفت.
وی افزود: پیادهروی اربعین در سطح فردی میتواند نماد حرکت متواضعانه، خودسازی و بهرهگیری از برکات سیدالشهدا(ع) باشد و در سطح سیاستگذاری نیز میتواند به معنای حرکت همراه با احتیاط، تواضع و پرهیز از مداخله شتابزده باشد.
این استاد دانشگاه با اشاره به آیه «وَلَا تَمْشِ فِي الْأَرْضِ مَرَحًا» گفت: همانگونه که قرآن انسان را از راه رفتن با تکبر نهی میکند، در برنامهریزی برای اربعین نیز باید مراقبت کرد که رویکرد ما مبتنی بر تواضع، همراهی و احترام به بستر فرهنگی این حرکت باشد.
وی تأکید کرد: برای انتقال مفاهیم جدید به فضای اربعین، باید این کار به صورت تدریجی و هماهنگ با ظرفیتهای درونی این پدیده انجام شود، نه با تحمیل مفاهیم از بیرون.
حجتالاسلام اولیایی در پایان با تفکیک میان «خروجی» و «اثر» در سیاستگذاری فرهنگی اظهار کرد: در هر اقدام اجتماعی باید میان هدف مستقیم و پیامدهای حاصل از آن تفاوت قائل شد.
وی افزود: در مدیریت اربعین، باید خروجیها را متناسب با هویت و نیازهای جامعه میزبان تعریف کرد و به دنبال اثرات گستردهتر و مشترک بود.
عضو هیأت علمی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی پیشنهاد کرد: به جای تمرکز بر شعارهایی که ممکن است از سوی جامعه میزبان با فاصله هویتی مواجه شوند، میتوان بر مفاهیمی مانند «عراق قوی» تأکید کرد؛ زیرا تقویت عراق، در نهایت به تقویت جبهه مقاومت و منافع مشترک امت اسلامی نیز منجر خواهد شد.
وی خاطرنشان کرد: اگر اربعین بتواند برای جامعه میزبان منفعت محسوس و قابل درک ایجاد کند، زمینه پذیرش مفاهیم مشترک نیز بیشتر خواهد شد. بنابراین باید از روایت عراقی برای تقویت اربعین بهره گرفت و با رویکردی همراهانه، این فناوری اجتماعی عظیم را حفظ و تقویت کرد.

حجتالاسلام یاسر رضایی؛
بررسی عناصر تصمیمسازی در سیاستگذاری خونخواهی اربعین با رویکرد دینی و فناوری اجتماعی
حجتالاسلام یاسر رضایی با ارائه بحثی با عنوان «نیمنگاهی به عناصر تصمیمسازی در سیاستگذاری خونخواهی در مراسم اربعین مبتنی بر منابع دینی، بیانات امامین انقلاب و نگرش فناوری اجتماعی» به بررسی الزامات مداخله و اصلاح در پدیده اربعین و تبیین مفهوم خونخواهی بهعنوان یک جریان اجتماعی پرداخت.
وی در ابتدای سخنان خود با اشاره به تجربه سالهای اخیر در مواجهه با پدیده اربعین، اظهار کرد: در سالهای گذشته مجموعهای از مداخلات از سوی افراد و نهادهای دارای قدرت فرهنگی، اقتصادی و مدیریتی در فضای اربعین صورت گرفته است، اما گاهی میان آنچه در میدان اتفاق میافتد و آنچه از بیانات رهبر انقلاب درباره اربعین برداشت میشود، فاصله وجود دارد.
رضایی افزود: مسئله اصلی این است که اصلاحات و مداخلات در اربعین باید با شناخت دقیق از ماهیت این پدیده انجام شود و نگاه فناورانه میتواند چارچوبی برای فهم بهتر نحوه کنشگری و اثرگذاری در این عرصه فراهم کند.
این پژوهشگر با اشاره به مطالعات انجامشده در حوزه فناوری اجتماعی گفت: برای شناخت فناوری اجتماعی، مجموعهای از رویکردها و تعاریف موجود بررسی و بر اساس روش تحلیل مضمون دستهبندی شد تا بتوان به چارچوبی برای شناخت ویژگیهای این حوزه دست یافت.
وی تأکید کرد: هدف از این بررسی آن است که در فضای اصلاح یا مداخله اجتماعی، توصیهها و تصمیمها بهصورت دستوری و خشن ارائه نشود، بلکه متناسب با بافت و ویژگیهای پدیده اجتماعی باشد.
استاد رضایی با بیان اینکه خونخواهی نیز نیازمند یک دستگاه مفهومی و عملیاتی است، خاطرنشان کرد: گاهی خونخواهی بهعنوان مفهومی کلی و انتزاعی مطرح میشود، در حالی که در میدان اجتماعی با افراد، سطوح مختلف کنشگری و فرآیندهای متنوع مواجه هستیم.
وی افزود: در بررسی ادبیات تولیدشده درباره خونخواهی، تلاش شد سطوح مختلف این مفهوم استخراج شود و نسبت آن با مخاطبان مختلف اعم از زائران و خادمان اربعین مورد توجه قرار گیرد.
حجتالاسلام رضایی با اشاره به عناصر موجود در فناوری اجتماعی اربعین، گفت: در پدیده اربعین ظرفیتهایی همچون ساختارهای رسمی، سرمایه اجتماعی، نظامهای نمادین، مشارکت مردمی، اعتماد اجتماعی، شبکه فعالان محلی، توانمندیهای فردی، تجربه و دانش ضمنی، ارتباطات اجتماعی، حل مسائل اجتماعی، ابزارهای فناورانه، قدرت هنجارسازی، بازتولیدپذیری و قدرت نرم وجود دارد.
وی تصریح کرد: استفاده صحیح از این ظرفیتها نیازمند شناخت دقیق از ماهیت اربعین و پرهیز از مداخلاتی است که با ساختار درونی این پدیده ناسازگار باشد.
این استاد حوزه و دانشگاه با تفکیک میان «مداخله» و «اصلاح» اظهار کرد: مداخله زمانی رخ میدهد که فرد یا مجموعهای بیرون از یک پدیده بخواهد بر آن اثر بگذارد، اما اصلاح زمانی است که فرد از درون همان جریان برای بهبود آن اقدام میکند. در فضای اربعین باید تلاش کرد بیشتر با نگاه اصلاحی و از جایگاه همراهی با این جریان حرکت شود.
حجتالاسلام رضایی با تأکید بر اینکه اربعین دارای بافت اجتماعی ویژهای است، گفت: هرگونه سیاستگذاری یا تصمیمسازی درباره اربعین باید متناسب با ویژگیهای این میدان باشد؛ چراکه اربعین در فضایی اجتماعی ـ سیاسی شکل میگیرد و عناصر فرهنگی، قومی، مذهبی و ملی در آن نقش مهمی دارند.
وی افزود: مقوله اعتماد، قدرت سازمانی، شبکههای اجتماعی و حافظه جمعی از جمله عواملی هستند که در کنشهای اربعین تأثیرگذارند و برخی مداخلات نادرست میتواند به سرمایه اعتماد موجود آسیب بزند.
حجتالاسلام رضایی با تأکید بر اینکه اربعین را نباید صرفاً یک فناوری اجتماعی دانست، اظهار کرد: اربعین یک امر قدسی است که دارای کارکردهای فناورانه و اجتماعی است. اگر نگاه صرفاً اجتماعی و برساختی به آن داشته باشیم، حقیقت معنوی و الهی این پدیده را نادیده گرفتهایم.
وی ادامه داد: اربعین دارای لایههای مختلفی است؛ لایه جبروتی که به ولایت و توحید مرتبط است، لایه ملکوتی که ناظر به روابط، ارزشها و معناهاست و لایه مُلکی که در قالب اجتماع عظیم سالانه ظهور پیدا میکند.
این پژوهشگر با اشاره به مفاهیم موجود در زیارت اربعین و زیارت عاشورا، خونخواهی را یک جریان چندلایه دانست و گفت: در زیارت عاشورا چهار گروه در شکلگیری ظلم معرفی میشوند؛ کسانی که اساس ظلم را بنا گذاشتند، کسانی که جایگاه اهلبیت(ع) را تغییر دادند، کسانی که اقدام مستقیم به قتل کردند و کسانی که زمینهساز و پشتیبان ظلم بودند.
وی افزود: مقابله با این لایهها بخشی از حقیقت جریان خونخواهی است و خونخواهی صرفاً واکنش به یک حادثه تاریخی نیست، بلکه تلاشی مستمر برای تحقق اهداف و آرمانهای شهید است.
استاد حوزه علمیه قم تصریح کرد: خونخواهی میتواند اربعین را از یک خاطره تاریخی صرف، به یک جریان زنده تمدنی در مسیر تحقق آرمانهای الهی تبدیل کند.
حجتالاسلام رضایی در پایان با اشاره به ظرفیت تمدنی اربعین گفت: اربعین میتواند بستری برای تحقق پیروزی خون بر شمشیر باشد؛ چراکه خون زمانی پیروز شد که جریان اربعین توانست پیام عاشورا را امتداد دهد.
وی خاطرنشان کرد: اربعین ظرفیتی بزرگ برای مبارزه با استکبار، بازتولید ارزشهای عاشورایی و حرکت در مسیر تحقق آرمانهای الهی و تمدنی است.
گفتنی است، این نشست علمی با هدف تعمیق نگاه پژوهشی به ظرفیتهای تمدنی اربعین و بررسی نسبت میان مناسک حسینی، فناوری اجتماعی، هیأت و جریان مقاومت برگزار شد و طی آن جمعی از استادان، پژوهشگران و فعالان فرهنگی به ارائه دیدگاهها و تحلیلهای خود درباره ابعاد مختلف اربعین بهعنوان بستری برای بازتولید سرمایه اجتماعی، تقویت همبستگی امت اسلامی و تحقق آرمانهای جبهه حق پرداختند.
ارائههای علمی این نشست بر ضرورت شناخت دقیق منطق درونی اربعین، پرهیز از مداخلات شتابزده و توجه به اقتضائات فرهنگی و اجتماعی این پدیده جهانی تأکید داشت و تلاش کرد زمینهای برای شکلگیری ادبیات علمی و راهبردی در مواجهه با ظرفیتهای بیبدیل اربعین حسینی فراهم آورد.