در شب تهدید به زدن زیرساخت تودۀ مردم خود را آماده کرده بودند ولو بلغ ما بلغ پای جنگ بایستند! امّا این ایمان هرچند ممدوح است، ایمانی است که در دلش کمی هم جهل دارد. همان دانایی که نخبگان را به شدّت هراسناک میکند که با خوردن زیرساختها و با لحاظ وضعیت نظامی، چگونه بجنگیم؟! مردم ما مبعوث شدند. توده در خیابان هستند امّا مردم فقط توده نیستند! نخبگان کجا هستند؟! نخبه در ظرف عقلانیت خود است و در خیابان هست و نیست! و این بودنی که در واقع نبودن است امروز مشکل ما است!
مهمترین رهاورد مدرنیته برای بشریّت عقلانیت مدرن است. عقلانیتی که با تکیّه بر ظرفیت نامحدود انسان در تسخیر طبیعت و عالم ولو در قامت جامعه بشریّت را به سوی قلّههای علم و فناوری سوق داد. اعتقاد به الوهیت انسان مهمترین باور ایدئولوژیک دنیای مدرن است. باوری که میگوید حتّی خدا هم نمیتواند F35 را ببیند!
باور دومی که در ساخت عقلانیت مدرن به شدّت حاضر است، غیب گریزی است. غیب یا اساسا معنادار نیست یا اگر هم معنادار باشد در خدمت انسان مدرن است. این باور، باور مستقلی نیست بلکه زاییده باور اوّل است. برای پایداری اعتقاد به الوهیت انسان باید غیب که ساحتی فرا انسانی است نفی شود!
عقلانیت مدرن به شدّت محاسبهگر است زیرا غیبگریز است و مشاهده مادّی همیشه میگوید که انسان و ظرفیتش محدود است! بنابراین عقلانیت مدرن برای پیشبرد توسعه که برپایۀ فکرِ بینهایتی انسان است چارهای جز خیالفروشی ندارد! ادبیات رؤیای آمریکایی یا رؤیای ایرانی که نادانسته زیاد تکرار میشود نتیجه همین است. در واقع توسعه در دوگانۀ متضاد محاسبهگری و بینهایتی راه خود را باز میکند! هرگاه محاسبهگری اوج پیدا میکند ترامپی پیدا میشود که با شکاندن قالبهای متداول محاسبهپذیری امکانهای نو را در توسعه الوهیت انسان مطرح میکند! در واقع تنظیمگری رؤیافروشی و محاسبهگری کار بسیار سختی است که هنر طرّاحان توسعه است.
افسوس که نخبگان ایرانی محاسبهگری مدرن را خوب یاد گرفتهاند امّا بینهایتیاش را فراموش کردهاند. این نتیجه سالها تحقیر انسان شرقی در عقلانیت مدرن است. برای همین در ایدۀ بسیاری از نخبگان انقلابی و غیر انقلابی، بمب اتم نداشتن حماقت است! جنگیدن در شرایط ذخایر اندک موشکی حماقت است! جنگیدن در فردای خوردن زیرساختها حماقت است و قس علی هذا! عقل مدرن مؤمنین ما را هم مشرک کرده! با این تفاوت که حتّی در مشرک بودنمان هم کامل نیستیم. نه اعتماد به نفس انسان مدرن را یکسره داریم نه اعتماد به خدای انسان را!
این مسیر قلّه و آرمانشهرش آمریکا است، همان آمریکایی که بهشت روی زمین جهان مدرن است و اکنون ساکنانش از تضادّ درونی رنج میبرند. آنها با رؤیای آمریکای اوّل بزرگ شدهاند و امروز میبینند که آمریکا اوّل نیست!
اکنون مظهر اعلای مدرنیته با ما وارد جنگ شده و همه نشانهها دالّ بر این است که در پسای این جنگ نظم جدیدی بر منطقه حاکم خواهد شد و دشمن تا یکسره کردن تکلیف ما دست نخواهد کشید و این آخرین امکانِ عقل مدرن در مهار ایرانِ انقلابی را مفت از دست نخواهد داد!
توسعه مدرن در سنّت الهی امداد (کلّ نمّّد هؤلاء و هؤلاء) امکانپذیر است. ما اگر در سودای مقابله و شکست مدرنیته هستیم. ابتدا باید عقل مدرن را شکست دهیم.
تمدّن توحیدی محصول عقلانیت توحیدی غیبباور است، در تک تکِ آجرهای ساختمان جدید و الهی بشریت باید باور به غیب موج زند. نمیشود این بنای باشکوه را بخواهی بسازی امّا در دلِت انسان را پرستش کنی! محاسبهگریِ محض را ستایش و غیبباوران را مسخره کنی!
غیب و نصرت غیبی محاسبهپذیر نیست. در سپاهیان طالوت هم کسی نمیدانست چگونه قرار است در برابر جالوت پیروز شوند! امّا با صبر و امید به نصرت الهی و ایمان به غیب و محاسبات غیرظاهری پیروز شدند. نصرت الهی گاهی در قامت اشتباه ظاهر میشود! مگر در عملیات فتحالمبین اشتباه مقدّمه پیروزی نشد؟! مهم این است که خالصانه و مؤمنانه در میدان باشی همین! اگر قرار باشد نصرت غیبی الهی هم فرموله شود و شما بدانی کِی و چگونه بهرهمند خواهی شد دیگر چه غیبی است؟! این ایمان الهی است که دقیقا در نقطه توکّل و تفویض بارور میشود!
در این موقعیت تاریخی نخبگان باید تصمیم خود را بگیرند! یا با نیمی از عقل محاسبهگر مدرن، دنبال ایرانی مدرن بروند و ایران سوخته به ارمغان آورند! یا با آتش زدن عقل مدرن که گوساله سامریِ نخبگان ما است، در متن باور به غیب تدبیرگری را سرلوحه قرار خواهد گرفت! امّا ملّت مبعوث اجازه تسلیم نخواهد داد و در ادامۀ این نبرد تاریخساز یا نخبگان ما به تودۀ حاضر در خیابان میپیوندند یا تودۀ مبعوث شده در خیابان نخبگان خود را برخواهد کشید! این تضاد نمیتواند چندان ادامه یابد!