X
یادداشت | محمد باغچقی عضو گروه امت و تمدن پژوهشکده باقر العلوم (علیه السلام) قم
یادداشت | احمد کوثری
این یادداشت، با نگاهی به آیین باشکوه وداع با «امام شهید»، این رخداد را فراتر از یک مراسم تشییع و نمادی از پیوند عمیق ملت با آرمانهای اسلام، ایران و مقاومت روایت میکند. نویسنده با تبیین شخصیت امام شهید بهعنوان معمار بیداری امت اسلامی، تأکید دارد که مجاهدت، استقامت و مردمداری، سرمایهای ماندگار آفرید که بازتاب آن را میتوان در حضور پرشور ملت ایران، همراهی ملتهای منطقه و ادای احترام جهانی به این شخصیت تاریخی مشاهده کرد.
یادداشت | احمد کوثری مدیر گروه امت و تمدن پژوهشکده تبلیغ و مطالعات اسلامی باقرالعلوم (ع)
یادداشت | مهدی افراز
در این یادداشت، نویسنده با تمرکز بر نسبت «شجاعت روشنفکری» و مواجهه اندیشمندان با شرایط بحرانی، به بازخوانی نقش اهل فکر در میدانهای اجتماعی و سیاسی میپردازد. او با تفکیک میان روشنفکران منفعل و روشنفکران صریح و حقگو، شجاعت علمی و اخلاقی را بهمثابه امری درونی و برخاسته از عقل و وجدان معرفی میکند که در بزنگاههای تاریخی خود را آشکار میسازد.
در میانه جنگ ترکیبی دشمن که میدان اصلی آن از مرزها به ذهنها و روابط اجتماعی منتقل شده است، پیام اخیر رهبر انقلاب با تأکید بر «جانفدایی» و پرهیز از تبدیل اختلاف به تنازع، نقشه راهی راهبردی برای صیانت از مهمترین سرمایه کشور، یعنی انسجام اجتماعی و نخبگانی، ارائه میدهد.
یادداشت | سیدعلی موسوی، استاد حوزه و دانشگاه
در روزگاری که دشمن پس از ناکامی در میدان نظامی و اقتصادی، تمرکز خود را بر شکافهای درونی جامعه ایران قرار داده است، هر اختلاف —اگر موجّه و برخاسته از دغدغههای انقلابی باشد— میتواند به ابزاری در خدمت پروژه فرسایش انسجام ملی تبدیل شود. پیام اخیر رهبر انقلاب با برجستهسازی مفهوم «جانفدایی»، تلاشی است برای بازتعریف مرز میان «اختلافِ سازنده» و «تنازعِ ویرانگر»؛ مرزی که عبور از آن، زمین بازی را ناخواسته به سود دشمن تغییر میدهد.
اینجا میناب است؛ شهری که نامش با «مِیِ شهادت» و «آبِ معصومیت» گره خورده است. روایتی از یک کشف و شهود تمدنی در تقابل میان دنیای پلیدیها و دنیای پاکیها؛ جایی که مدرسه شجره طیبه به مقتلی برای رویاهای آمریکایی تبدیل شده و کودکانش، زودتر از همگان، فارغالتحصیل مکتبخانه حقانیت ایران شدهاند.
حضور محوری زنان در تجمعات و عرصههای مقاومت، فراتر از یک مشاهده ساده، نیازمند توصیف و تحلیلی مبتنی بر مبانی هویت اسلامی است. رضا طراوت در این یادداشت با نقد الگوهای غربی که میان «کار» و «زندگی» دوقطبی ایجاد کرده و منجر به مردوارهشدن یا ابزارانگاری زنان شدهاند، به تبیین «الگوی سوم» میپردازد؛ الگویی که در آن زن انقلابی ایرانی با حفظ اصالت انسانی و نقش زندگیسازی، در متن جنگ و بحرانهای اجتماعی، پیشرویی خود را در مسیر تمدنسازی اسلامی به اثبات میرساند.
یادداشت | احمد کوثری مدیرگروه امت و تمدن پژوهشکده تبلیغ و مطالعات اسلامی باقرالعلوم (ع)
یادداشت | عبدالله صفری مدیرگروه سیاستگذاری فرهنگی پژوهشکده تبلیغ و مطالعات اسلامی باقرالعلوم (ع)
دومین شماره دوفصلنامه علمی ـ پژوهشی «امت و تمدن»، به صاحبامتیازی پژوهشکده تبلیغ و مطالعات اسلامی باقرالعلوم(ع)، با مدیرمسئولی و سردبیری دکتر احمد کوثری منتشر شد.
نشست علمی یکروزه «اربعین؛ فناوری اجتماعی تحقق خونخواهی» با هدف بررسی ظرفیتهای تمدنی راهپیمایی اربعین حسینی، نقش آن در بازتولید سرمایه اجتماعی جبهه مقاومت و واکاوی الزامات فرهنگی و سیاستگذاری این پدیده جهانی، در پژوهشکده تبلیغ و مطالعات اسلامی باقرالعلوم(ع) برگزار شد.
حجتالاسلام دکتر سیدمحمدحسین هاشمیان، عضو هیئت علمی دانشگاه باقرالعلوم(ع)، در نشست «اربعین؛ فناوری اجتماعی تحقق خونخواهی (هیأت، اربعین، مقاومت، خونخواهی)» با تبیین آیات ۱۳ تا ۱۵ سوره مبارکه شوری، اربعین حسینی را یکی از مهمترین تجلیهای قرآنی «اقامه دین»، تحقق وحدت امت و نجات انسان معاصر از حیرت معرفتی دانست و تأکید کرد که راهبرد اربعین، استمرار رسالت همه پیامبران الهی در تحقق تمدن توحیدی است.
حجتالاسلام والمسلمین محسن قنبریان، مدرس حوزههای علمیه، در نشست «اربعین؛ فناوری اجتماعی تحقق خونخواهی (هیأت، اربعین، مقاومت، خونخواهی)» با تأکید بر اینکه خونخواهی در منظومه فکری اسلام صرفاً یک واکنش احساسی یا انتقامجویانه نیست، بلکه نیازمند تبدیل شدن به یک فناوری اجتماعی است، گفت: هیأت و اربعین از مهمترین ظرفیتهای جامعه شیعی برای تبدیل خونخواهی به یک گفتمان عمومی، پایدار و تمدنساز به شمار میروند.
حجتالاسلام دکتر سیداحسان رفیعیعلوی، استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم و دانشیار گروه حقوق دانشگاه باقرالعلوم(ع)، در نشست علمی «اربعین؛ فناوری اجتماعی تحقق خونخواهی» با موضوع «هیأت، اربعین، مقاومت و خونخواهی» تأکید کرد: خونخواهی در منطق اسلام، صرفاً واکنشی احساسی یا انتقامجویانه نیست، بلکه فناوری اجتماعیِ تحقق عدالت و اقامه قسط است و اگر بر پایه عقلانیت دینی سامان نیابد، میتواند به نقطه مقابل کارکرد حقیقی خود تبدیل شود.
ایرانمنش با تبیین انواع رویکردهای راهبردی به اربعین و بعثت امت، گفت: نوع نگاه ما به پدیدههای مردمی، اربعین و اقتضائات زمانه، فناوریهای مورد استفاده در مسیر تحقق اهداف انقلاب اسلامی و مسئله خونخواهی را تعیین میکند.
استاد حوزه و دانشگاه با بیان اینکه اربعین ظرفیت تبدیل رنج تاریخی کربلا به نیروی اجتماعی برای امروز را دارد، گفت: پیادهروی اربعین، منطق خونخواهی امام شهید را در جهان تشیع بازتولید میکند و انسان مقاوم و شبکه همبسته گفتمان مقاومت را شکل میدهد.
حجتالاسلام والمسلمین سیدعلی موسوی با تأکید بر اینکه پیادهروی اربعین برای حفظ پویایی خود نیازمند بازتولید مستمر معناست، گفت: ظرفیتهای تأویلی این حرکت عظیم مردمی میتواند مفاهیم عاشورا، مقاومت و خونخواهی را متناسب با اقتضائات جنگ کنونی محور مقاومت به زبان هیئت، مرثیه، مداحی و دیگر نمادهای فرهنگی منتقل کرده و زمینه تداوم اثرگذاری اجتماعی و تمدنی اربعین را فراهم سازد.
هشتمین نشست تخصصی همایش «امتداد اجتماعی عرفان در ساحت تمدنی و نسبت آن با حکمرانی جمهوری اسلامی ایران؛ چالشها و فرصتها» با موضوع «ظرفیتهای عرفان اسلامی در پیشگیری و کاهش آسیبهای اجتماعی در سایه حکمرانی دینی و تمدنی» به همت پژوهشکده تبلیغ و مطالعات اسلامی باقرالعلوم علیهالسلام برگزار شد.
با مشارکت پژوهشکده تبلیغ و مطالعات اسلامی باقرالعلوم علیهالسلام و برخی نهادهای حوزوی، نشست علمی «اربعین؛ فناوری اجتماعی تحقق خونخواهی (هیأت، اربعین، مقاومت و خونخواهی)» با حضور جمعی از اساتید حوزه و دانشگاه برگزار میشود.
کتاب «توحید ربوبی از وحی تا وهم؛ بررسی تطبیقی توحید ربوبی در نگاه امامیه و وهابیت» به همت پژوهشکده تبلیغ و مطالعات اسلامی باقرالعلوم علیهالسلام منتشر شد؛ اثری که با رویکردی علمی و تطبیقی، یکی از مهمترین مباحث اعتقادی اسلام را از منظر امامیه و وهابیت بررسی و تحلیل میکند.
کتاب «مکتب امام راحل و شهید؛ جهانبینی، ایدئولوژی، استراتژی» به قلم حسین بغدادی و گروهی از پژوهشگران حوزه علمیه قم با هدف تبیین منسجم منظومه فکری امام خمینی(ره) و رهبر شهید انقلاب اسلامی و ارائه نقشه راه تحقق تمدن نوین اسلامی، در ۵۸۶ صفحه توسط انتشارات پژوهشکده تبلیغ و مطالعات اسلامی باقرالعلوم(ع) منتشر و روانه بازار نشر شد.
امام حسن عسکری (ع ) در سال 232هجری در مدينه چشم به جهان گشود . مادر والا گهرش سوسن يا سليل زنی لايق و صاحب فضيلت و در پرورش فرزند نهايت مراقبت راداشت ، تا حجت حق را آن چنان که شايسته است پرورش دهد . اين زن پرهيزگار در سفری که امام عسکری (ع ) به سامرا کرد همراه امام بود و در سامرا از دنيا رحلت کرد . کنيه آن حضرت ابامحمد بود .
امام يازدهم صورتی گندمگون و بدنی در حد اعتدال داشت . ابروهای سياه کمانی ، چشمانی درشت و پيشانی گشاده داشت . دندانها درشت و بسيار سفيد بود . خالی بر گونه راست داشت . امام حسن عسکری (ع ) بيانی شيرين و جذاب و شخصيتی الهی باشکوه و وقار و مفسری بي نظير برای قرآن مجيد بود . راه مستقيم عترت و شيوه صحيح تفسير قرآن را به مردم و به ويژه برای اصحاب بزرگوارش - در ايام عمر کوتاه خود - روشن کرد .
به طور کلی دوران عمر 29ساله امام حسن عسکری (ع ) به سه دوره تقسيم مي گردد : دوره اول 13سال است که زندگی آن حضرت در مدينه گذشت . دوره دوم 10سال در سامرا قبل از امامت . دوره سوم نزديک 6 سال امامت آن حضرت مي باشد . دوره امامت حضرت عسکری (ع ) با قدرت ظاهری بنی عباس رو در روی بود . خلفايی که به تقليد هارون در نشان دادن نيروی خود بلندپروازيهايی داشتند . امام حسن عسکری (ع ) از شش سال دوران اقامتش ، سه سال را در زندان گذرانيد . زندانبان آن حضرت صالح بن وصيف دو غلام ستمکار را بر امام گماشته بود ، تا بتواند آن حضرت را - به وسيله آن دو غلام - آزار بيشتری دهد ، اما آن دو غلام که خود از نزديک ناظر حال و حرکات امام بودند تحت تأثير آن امام بزرگوار قرار گرفته به صلاح و خوش رفتاری گراييده بودند . وقتی از اين غلامان جويای حال امام شدند ، مي گفتند اين زندانی روزها روزه دار است و شبها تا بامداد به عبادت و راز و نياز با معبود خود سرگرم است و با کسی سخن نمي گويد . عبيدالله خاقان وزير معتمد عباسی با همه غروری که داشت وقتی با حضرت عسکری ملاقات مي کرد به احترام آن حضرت برمي خاست ، و آن حضرت را بر مسند خود مي نشانيد . پيوسته مي گفت : در سامره کسی را مانند آن حضرت نديده ام ، وی زاهدترين و داناترين مردم روزگار است . پسر عبيدالله خاقان مي گفت : من پيوسته احوال آن حضرت را از مردم مي پرسيدم . مردم را نسبت به او متواضع مي يافتم . مي ديدم همه مردم به بزرگواريش معترفند و دوستدار او مي باشند . با آنکه امام (ع ) جز با خواص شيعيان خود آميزش نمي فرمود ، دستگاه خلافت عباسی برای حفظ آرامش خلافت خود بيشتر اوقات ، آن حضرت را زندانی و ممنوع از معاشرت داشت . " از جمله مسائل روزگار امام حسن عسکری (ع ) يکی نيز اين بود که از طرف خلافت وقت ، اموال و اوقات شيعه ، به دست کسانی سپرده مي شد که دشمن آل محمد (ص ) و جريانهای شيعی بودند ، تا بدين گونه بنيه مالی نهضت تقويت نشود . چنانکه نوشته اند که احمد بن عبيدالله بن خاقان از جانب خلفا ، والی اوقاف و صدقات بود در قم ، و او نسبت به اهل بيت رسالت ، نهايت مرتبه عداوت را داشت " . " نيز اصحاب امام حسن عسکری ، متفرق بودند و امکان تمرکز برای آنان نبود ، کسانی چون ابوعلی احمد بن اسحاق اشعری در قم و ابوسهل اسماعيل نوبختی در بغداد مي زيستند ، فشار و مراقبتی که دستگاه خلافت عباسی ، پس از شهادت حضرت رضا (ع ) معمول داشت ، چنان دامن گسترده بود که جناح مقابل را با سخت ترين نوع درگيری واداشته بود . اين جناح نيز طبق ايمان به حق و دعوت به اصول عدالت کلی ، اين همه سختی را تحمل مي کرد ، و لحظه ای از حراست ( و نگهبانی ) موضع غفلت نمي کرد " . اينکه گفتيم : حضرت هادی (ع ) و حضرت امام حسن عسکری (ع ) هم از سوی دستگاه خلافت تحت مراقبت شديد و ممنوع از ملاقات با مردم بودند و هم امامان بزرگوار ما - جز با ياران خاص و کسانی که برای حل مشکلات زندگی مادی و دينی خود به آنها مراجعه مي نمودند - کمتر معاشرت مي کردند به جهت آن بود که دوران غيبت حضرت مهدی (ع ) نزديک بود ، و مردم مي بايست کم کم بدان خو گيرند ، و جهت سياسی و حل مشکلات خود را از اصحاب خاص که پرچمداران مرزهای مذهبی بودند بخواهند ، و پيش آمدن دوران غيبت در نظر آنان عجيب نيايد . باری ، امام حسن عسکری (ع ) بيش از 29سال عمر نکرد ولی در مدت شش سال امامت و رياست روحانی اسلامی ، آثار مهمی از تفسير قرآن و نشر احکام و بيان مسائل فقهی و جهت دادن به حرکت انقلابی شيعيانی که از راههای دور برای کسب فيض به محضر امام (ع ) مي رسيدند بر جای گذاشت . در زمان امام يازدهم تعليمات عاليه قرآنی و نشر احکام الهی و مناظرات کلامی جنبش علمی خاصی را تجديد کرد ، و فرهنگ شيعی - که تا آن زمان شناخته شده بود - در رشته های ديگر نيز مانند فلسفه و کلام باعث ظهور مردان بزرگی چون يعقوب بن اسحاق کندی ، که خود معاصر امام حسن عسکری بود و تحت تعليمات آن امام ، گرديد . در قدرت علمی امام (ع ) - که از سرچشمه زلال ولايت و اهل بيت عصمت مايه گرفته بود - نکته ها گفته اند . از جمله : همين يعقوب بن اسحاق کندی فيلسوف بزرگ عرب که دانشمند معروف ايرانی ابونصر فارابی شاگرد مکتب وی بوده است ، در مناظره با آن حضرت درمانده گشت و کتابی را که بر رد قرآن نوشته بود سوزانيد و بعدها از دوستداران و در صف پيروان آن حضرت درآمد .
شهادت آن حضرت را روز جمعه هشتم ماه ربيع الاول سال 260هجری نوشته اند . در کيفيت وفات آن امام بزرگوار آمده است : فرزند عبيدالله بن خاقان گويد روزی برای پدرم ( که وزير معتمد عباسی بود ) خبر آوردند که ابن الرضا - يعنی حضرت امام حسن عسکری - رنجور شده ، پدرم به سرعت تمام نزد خليفه رفت و خبر را به خليفه داد . خليفه پنج نفر از معتمدان و مخصوصان خود را با او همراه کرد . يکی از ايشان نحرير خادم بود که از محرمان خاص خليفه بود ، امر کرد ايشان را که پيوسته ملازم خانه آن حضرت باشند ، و بر احوال آن حضرت مطلع گردند . و طبيبی را مقرر کرد که هر بامداد و پسين نزد آن حضرت برود ، و از احوال او آگاه شود . بعد از دو روز برای پدرم خبر آوردند که مرض آن حضرت سخت شده است ، و ضعف بر او مستولی گرديده . پس بامداد سوار شد ، نزد آن حضرت رفت و اطبا را - که عموما اطبای مسيحی و يهودی در آن زمان بودند - امر کرد که از خدمت آن حضرت دور نشوند و قاضی القضات ( داور داوران ) را طلبيد و گفت ده نفر از علمای مشهور را حاضر گردان که پيوسته نزد آن حضرت باشند . و اين کارها را برای آن مي کردند که آن زهری که به آن حضرت داده بودند بر مردم معلوم نشود و نزد مردم ظاهر سازند که آن حضرت به مرگ خود از دنيا رفته ، پيوسته ايشان ملازم خانه آن حضرت بودند تا آنکه بعد از گذشت چند روز از ماه ربيع الاول سال 260 ه . ق آن امام مظلوم در سن 29سالگی از دار فانی به سرای باقی رحلت نمود . بعد از آن خليفه متوجه تفحص و تجسس فرزند حضرت شد ، زيرا شنيده بود که فرزند آن حضرت بر عالم مستولی خواهد شد ، و اهل باطل را منقرض خواهد کرد ... تا دو سال تفحص احوال او مي کردند ... . اين جستجوها و پژوهشها نتيجه هراسی بود که معتصم عباسی و خلفای قبل و بعد از او - از طريق روايات مورد اعتمادی که به حضرت رسول الله (ص ) مي پيوست ، شنيده بودند که از نرگس خاتون و حضرت امام حسن عسکری فرزندی پاک گهر ملقب به مهدی آخر الزمان - همنام با رسول اکرم (ص ) ولادت خواهد يافت و تخت ستمگران را واژگون و به سلطه و سلطنت آنها خاتمه خواهد داد . بدين جهت به بهانه های مختلف در خانه حضرت عسکری (ع ) رفت و آمد بسيار مي کردند ، و جستجو مي نمودند تا از آن فرزند گرامی اثری بيابند و او را نابود سازند . به راستی داستان نمرود و فرعون در ظهور حضرت ابراهيم (ع ) و حضرت موسی (ع ) تکرار مي شد . حتی قابله هايی را گماشته بودند که در اين کار مهم پی جويی کنند . اما خداوند متعال - چنانکه در فصل بعد خواهيد خواند - حجت خود را از گزند دشمنان و آسيب زمان حفظ کرد ، و همچنان نگاهداری خواهد کرد تا مأموريت الهی خود را انجام دهد . باری ، علت شهادت آن حضرت را سمی مي دانند که معتمد عباسی در غذا به آن حضرت خورانيد و بعد ، از کردار زشت خود پشيمان شد . بناچار اطبای مسيحی و يهودی که در آن زمان کار طبابت را در بغداد و سامره به عهده داشتند ، به ويژه در مأموريتهايی که توطئه قتل امام بزرگواری مانند امام حسن عسکری (ع ) در ميان بود ، برای معالجه فرستاد . البته از اين دلسوزيهای ظاهری هدف ديگری داشت ، و آن خشنود ساختن مردم و غافل نگهداشتن آنها از حقيقت ماجرا بود . بعد از آگاه شدن شيعيان از خبر درگذشت جانگداز حضرت امام حسن عسکری (ع ) شهر سامره را غبار غم گرفت ، و از هر سوی صدای ناله و گريه برخاست . مردم آماده سوگواری و تشييع جنازه آن حضرت شدند .
ابوالاديان مي گويد : من خدمت حضرت امام حسن عسکری (ع ) مي کردم . نامه هاي آن حضرت را به شهرها مي بردم . در مرض موت ، روزی من را طلب فرمود و چند نامه ای نوشت به مدائن تا آنها را برسانم . سپس امام فرمود : پس از پانزده روز باز داخل سامره خواهی شد و صدای گريه و شيون از خانه من خواهی شنيد ، و در آن موقع مشغول غسل دادن من خواهند بود . ابوالاديان به امام عرض مي کند : ای سيد من ، هرگاه اين واقعه دردناک روی دهد ، امامت با کيست ؟ فرمود : هر که جواب نامه من را از تو طلب کند . ابوالاديان مي گويد : دوباره پرسيدم علامت ديگری به من بفرما . امام فرمود : هرکه بر من نماز گزارد . ابوالاديان مي گويد : باز هم علامت ديگری بگو تا بدانم . امام مي گويد : هر که بگويد که در هميان چه چيز است او امام شماست . ابوالاديان مي گويد : مهابت و شکوه امام باعث شد که نتوانم چيز ديگری بپرسم . رفتم و نامه ها را رساندم و پس از پانزده روز برگشتم . وقتی به در خانه امام رسيدم صدای شيون و گريه از خانه امام بلند بود . داخل خانه امام ، جعفر کذاب برادر امام حسن عسکری را ديدم که نشسته ، و شيعيان به او تسليت مي دهند و به امامت او تهنيت مي گويند . من از اين بابت بسيار تعجب کردم پيش رفتم و تعزيت و تهنيت گفتم . اما او جوابی نداد و هيچ سؤالی نکرد . چون بدن مظهر امام را کفن کرده و آماده نماز گزاردن بود ، خادمی آمد و جعفر کذاب را دعوت کرد که بر برادر خود نماز بخواند . چون جعفر به نماز ايستاد ، طفلی گندمگون و پيچيده موی ، گشاده دندانی مانند پاره ماه بيرون آمد و ردای جعفر را کشيد و گفت : ای عمو پس بايست که من به نماز سزاوارترم . رنگ جعفر دگرگون شد . عقب ايستاد . سپس آن طفل پيش آمد و بر پدر نماز گزارد و آن جناب را در پهلوی امام علی النقی عليه السلام دفن کرد . سپس رو به من آورد و فرمود : جواب نامه ها را که با تو است تسليم کن . من جواب نامه را به آن کودک دادم . پس " حاجزوشا " از جعفر پرسيد : اين کودک که بود ، جعفر گفت : به خدا قسم من او را نمي شناسم و هرگز او را نديده ام . در اين موقع ، عده ای از شيعيان از شهر قم رسيدند ، چون از وفات امام (ع ) با خبر شدند ، مردم به جعفر اشاره کردند . چند تن از آن مردم نزد جعفر رفتند و از او پرسيدند : بگو که نامه هايی که داريم از چه جماعتی است و مالها چه مقدار است ؟ جعفر گفت : ببينيد مردم از من علم غيب مي خواهند ! در آن حال خادمی از جانب حضرت صاحب الامر ظاهر شد و از قول امام گفت : ای مردم قم با شما نامه هايی است از فلان و فلان و هميانی ( کيسه ای ) که در آن هزار اشرفی است که در آن ده اشرفی است با روکش طلا . شيعيانی که از قم آمده بودند گفتند : هر کس تو را فرستاده است امام زمان است اين نامه ها و هميان را به او تسليم کن . جعفر کذاب نزد معتمد خليفه آمد و جريان واقعه را نقل کرد . معتمد گفت : برويد و در خانه امام حسن عسکری (ع ) جستجو کنيد و کودک را پيدا کنيد . رفتند و از کودک اثری نيافتند . ناچار " صيقل " کنيز حضرت امام عسکری (ع ) را گرفتند و مدتها تحت نظر داشتند به تصور اينکه او حامله است . ولی هرچه بيشتر جستند کمتر يافتند . خداوند آن کودک مبارک قدم را حفظ کرد و تا زمان ما نيز در کنف حمايت حق است و به ظاهر از نظرها پنهان مي باشد . درود خدای بزرگ بر او باد .
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ[ مشاهده کل متن ]ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
هفدهمین جلد از مجموعه «گلشن ابرار» در حالی منتشر شده که این اثر، بیش از یک کار معمول در حوزه زندگینامهنویسی، بهعنوان بخشی از یک پروژه گسترده برای بازنمایی تاریخ نخبگان شیعه قابل خوانش است؛ پروژهای که تلاش دارد مسیر تداوم جریان علمی تشیع را از دل شخصیتها و دورههای مختلف تاریخی دنبال کند.