ترس، به عنوان یک رذیله و ویژگی اخلاقی ناپسند، ساختار شخصیتی انسان و بهویژه توانایی او در اتخاذ تصمیمهای عقلانی و درست را تحت تأثیر قرار میدهد. این ضعف اخلاقی نهتنها در زندگی فردی و خانوادگی اثرگذار است و زمینهساز انتخابها و تصمیمهای نادرست شخصی میشود، بلکه در عرصهی اجتماعی نیز پیامدهای جدی و گستردهای بر جای میگذارد.
این ویژگی درباره سیاستمداران و به ویژه مسئولان نظامی بیشتر رخ مینماید. اساساً شجاعت را به عنوان یک فضیلت اخلاقی در مقابل ترس مطرح کردهاند که به عنوان فضیلت قوه غضبیه از آن یاد میکنند. این فضیلت باعث میشود انسان در موقعیتهایی که لازم است و باید از خود و دیگران دفاع کند و در مقابل دشمنان درونی و بیرونی قدرت ایستادگی داشته باشد.
یکی از ویژگیهای ترامپ و بلوک غرب ایجاد ترس و وحشت در ملتها و دولتها برای غلبه بر آنهاست. از اینرو تا قبل از جنگ ایران همواره تهدید به حمله نظامی به ایران به عنوان یک حربه مورد بهره برداری ترامپ قرار میگرفت و با سایه جنگ در مسئولین و مردم ایجاد هراس و ترس مینمود.
چنین ترسی باعث شده بود که قاطبه مردم، فعالان اقتصادی و برخی مسئولات دولتی در تصمیمگیریها منفعل یا خنثی عمل کنند و سایه چنین ترسی بر فعالیتهای آنان تأثیرگذار بود. در اصل سایه جنگ خروجیش چیزی نیست جز ترس.
اما با نادانی و بیعقلی دشمنی که به لطف الهی از قماش احمق هاست معادله ترس از جنگ تبدیل شد به جنگ و مردم ایران تاکنون از این شرایط تحمیلی جنگ با موفقیت و سربلندی بیرون آمده و جهان را به شگفتی واداشتهاند.
نوع مدیریت خوب شرایط اقتصادی و اجتماعی در ایران نیز محصول چنین جنگی است. این جنگ با قدرتنمایی و شجاعت مردم و نیروهای مسلح و همراهی مسئولان نظام تبدیل شدِ به یک سرمایه نرم و قدرت زبانزد.
اما آنچه در ادامه جنگ با آن مواجه شدیم تبدیل شدن جنگ به ترس از جنگ سخت و حمله به زیرساختها و نابودی تمدن ایران بود. در اصل ترامپ چون نتیجهای از جنگ نگرفته است به این شکل باز میخواهد از سایه جنگ وجودی استفاده کند و با ایجاد ترس معادلات مردم و مسئولان و نیروهای مسلح را به هم بریزد و قدرت تصمیمگیری آنها را مختل سازد.
برای ایران در چنین مواجههای دونوع برخورد قابل پیشبینی بود؛
۱. بواسطه تهدیدات ترامپ و غلبه ترس تصمیم به آتشبس گرفته و با ترامپ کنار بیاید که این همان چیزی است که مطلوب دشمن است. در این صورت میتوانست روی فرصتهای دیگر احتمالی حساب باز کند. ولی با توجه به مقاومت مردم ایران با شرایط ایران مقرر گردید چنین آتشبسی که تأمینکننده شرایط ایران در این معادله باشد البته با تدبیر مسئولان سیاسی و نظامی صورت پذیرفت.
۲. عدم اعتنا به تهدیدهای ترامپ و مقابله شدیدتر با ترامپ تا عقبنشینی کامل. در این صورت معادلات طرف مقابل دستخوش تغییر و تحلیل رفتن است. کما اینکه تا اکنون بواسطه عدم عقبنشینی ایران از مواضع خود در مقابل تهدیدهای ترامپ و تعیین ضربالاجل های متعدد او مسیر تصمیمگیری او دچار آشفتگی و نابسامانی شده و چنین اضطراب و پریشانی در قول و فعل و تدبیرات او نمایان است.
باتوجه به قرار گرفتن ایران در شرایط آتش بس دوهفته ای - که امیدوارم مبتنی بر یک حجت مطمئن انجام شده باشد- ترامپ دوباره به سمت حربه ایجاد ترس و تجمیع قوا برای ضربههای آتی روی آورده است. در این فرصت با ایجاد سایه جنگ مجدد امید به فروپاشی انسجام عمومی مردم و رخنه در شرایط کنونی دارد. او حالا بیشتر دریافته است که سایه جنگ برای مردم ایران کاریتر از خود جنگ است. چون پشت این سایه میتواند افرادی را برای رخنه صف کند.
نتیجه اینکه همراهی مردم وانسجام و دوری از سخنان تفرقه افکن در این شرایط باید مسیر آتش بس و جنگ را به سمت و سویی ببرد که تمام معادلات دشمن در تصمیمگیریهایش منجر به خطای محاسباتی شده و در نوع عملکردش تجدید نظر کند.
البته به نظر میرسد تاوانی که دشمنان ایران باید نسبت به این تصمیمشان گرفتند به گونهای باشد که هیچگاه دشمن در دستگاه محاسباتیش چنین تصمیماتی را اتخاذ نکند و همه اینها بستگی به شجاعت ملت و دولت و نیروهای مسلح و انتقال و انعکاس شفاف این شجاعت و نترسیدن به کشورهای متخاصم دارد.