چهلمین کنفرانس بینالمللی وحدت اسلامی، پس از سه روز نشست در تهران، قم و مشهد (۵ تا ۸ شهریور)، دیروز با پیام حضرت امام سیّد مجتبیٰ خامنهای به کار خود پایان داد. اگر بخواهیم از سرِ انصاف به صحنه نگاه کنیم، انتقالِ بخشی از نشستهای علمی همایش به شهر قم و تبیین «هندسه تقریب» از سوی مدیر حوزه های علمیه کشور آیتالله اعرافی، از تصمیمهای درست و امیدبخشی بود که نشان داد ظرفیت حوزه علمیه قم باید موتور محرکِ بحثهای راهبردی جهان اسلام باشد. اما افسوس که این مسیرِ روشن، در میانهی «فقرِ راهبردی» و ضعفِ عمیق در مدیریتِ دبیرکل مجمع تقریب، باز هم به بیراهه رفت.
۱. تقریبِ بیمخاطب؛ گپگفت در اتاقِ دربسته
برگزاری نشستی با نام «وحدت»، آن هم در قم، قلب علمیِ تشیع، بدون حضور حتی یک عالمِ برجسته و شاخص از میان اهلسنت، چه معنایی جز یک دورهمیِ درونگروهی دارد؟ میزبانی از بحثهای علمیِ تقریب در قم، اگر قرار باشد منهای یک طرفِ اصلیِ گفتوگو (نخبگان و علمای اهلسنت) شکل بگیرد، نه پیامآور وحدت است و نه حلالِ مشکلی؛ بلکه صرفاً تکرارِ حرفهای گذشته در فضایی بسته و جدا از واقعیتِ میدان است.
۲. فقدان گفتمان وحدت در کلام دبیرکل
جناب آقای شهریاری در پشت تریبون همایش، نه در جایگاه یک دیپلماتِ هوشمندِ تقریبی، بلکه در کسوتِ یک مدرسِ دروس انتزاعی ظاهر شد. سخنان ایشان حول فلسفه اخلاق و پیدایش انسان و ماندگاری یاد انسان و بدتر اینکه تکرارِ ملالآورِ همان حرفهای روزِ قبل در تهران بود، که هیچ نسبتِ مشخصی با «مسئلهی عینیِ وحدت» و گرههای واقعیِ جهان اسلام نداشت. وقتی عالیترین مقامِ اجراییِ مجمع تقریب، توانِ اولویتسنجی در صحنه را ندارد، چطور قرار است مسیر «وحدت» را ریلگذاری کند؟
۳. سردرگمی در تشخیص «تهدید» و «فرصت»
اشرافِ جریانشناسانه و فهمِ دقیقِ نقشهی راه، شرطِ اولِ مدیریت در عرصه تقریب است. متأسفانه آقای شهریاری همچنان در تفکیکِ «تهدیدِ وهابیت» از «فرصتِ تعامل با جریانهای معتدل اهل سنت» دچار خطای محاسباتیِ فاحش است. ایشان در همایش سال قبل استان گلستان از یکسو با ذوقزدگی از عکس گرفتن با عناصر وهابی یاد میکند و آن را فتحالفتوح میداند، و از سوی دیگر نسبت به تعامل با جریانهای ریشهدار و منطقیتر گاردِ بسته میگیرد؛ همان جریانهای استکبارستیزی که امامِ شهید (ره) همواره موضعی واقعبینانه و منطبق بر مصالح امت دربارهشان داشتند.
این رفتار در حالی است که مبنای کلامی و تاریخی ما در مواجهه با جریانهای دستساز و انحرافی و تکفیری تماماً روشن است؛ چنانکه امامِ شهید (ره) در تاریخ ۵ دی ۱۳۶۸ صریحاً فرمودند:
«امروز آن دستی که آمریکا علیه وحدت تجهیز کرده، عبارت است از همین دست پلید وهّابیّت. از اوّل، وهّابیّت را به وجود آوردند برای ضربه زدن به وحدت اسلام… حکومت وهّابیّت را و این رؤسای نجد را هم به وجود آوردند برای اینکه در داخل جامعهی اسلامی یک مرکز امنی داشته باشند که به خودشان وابسته باشد».
۴. خروج از ویترین، ورود به میدان
کارنامه مدیریتی و دیپلماتیک جناب شهریاری، بیش از هر چیز نشاندهنده یک انفعالِ سنگین است. در شرایطی که پس از شهادت قائدِ امت، پیامهای تسلیتِ فراوانی از سوی شخصیتهای برجسته و تأثیرگذار جهان اسلام (نظیر مفتی محمد تقی عثمانی، طارق جمیل، شیخ احمد طیب، مفتی لیبی و...) صادر شد، مدیریتِ مجمع نتوانست از این سرمایه عظیم اجتماعی برای دعوت از آنان و حضور در مراسم تشییع استفاده کند؛ فرصتِ بینظیری که میتوانست مناسباتِ بینالمللی امت اسلامی را یک گامِ بلند به جلو ببرد، با بیتدبیری از دست رفت.
حرف آخر
زمانهی «همایشهای ویترینی» و «نمایشهای تقریبمحور» به سر آمده است. تقریب، یک تشریفاتِ اداری و ساختنِ رزومهی همایشی نیست؛ تقریب، یک پروژه حیاتی و تمدنی است. تمدن نوین اسلامی که آرمانِ امامِ شهید بود و امروز مورد تأکید حضرت امام سیّد مجتبیٰ خامنهای است، با سخنرانیهای کلیشهای و مدیریتِ بیخبر از جریانشناسیِ میدان ساخته نمیشود. وقت آن رسیده است که مجمع تقریب از «ویترینهای نمایشی» فاصله بگیرد و به سمت «اجتماعیسازی و عملیاتیسازیِ وحدت» حرکت کند؛ پیش از آنکه این نهاد راهبردی، به ساختاری بیاثر، خنثی و خاطرهمحور تبدیل شود.