دوره تربیت مدرس انسان 250 ساله - جلسه اول: افتتاحیه

دوره تربیت مدرس انسان 250 ساله - جلسه اول: افتتاحیه

ما یک سیره اهل بیت(ع) داریم و یک فرهنگ اهل بیت(ع)؛‌ فرهنگ علوی فراتر از سیره علوی است. متاسفانه ما مردم را در سیره اهل بیت متوقف کردیم و زمانی که در سیره می مانیم نمی‌توانیم در مورد یزیدی‌های زمان حرف بزنیم و آنها را معرفی کنیم و مجبوریم تنها یزید دوره اهل بیت(ع) را تحلیل و معرفی بکنیم.

دبیر کارگروه مکتب امام خمینی(ره) در گزارشی از جلسه افتتاحیه دوره «تربیت مدرس انسان 250ساله» گفتند: روز پنجشنبه 04/07/1398 اولین جلسه از این دوره که در پژوهشکده باقرالعلوم(ع) برگزار گردید؛ شاهد حضور پرشور روحانیون و طلاب گرانقدر بودیم.

جلسه با قرائت آیاتی از کلام الله مجید آغاز و با ذکر توسل به ساحت اهلبیت(ع) و ذکر مصیبت حضرت سیدالشهداء(ع) ادامه یافت.

در ادامه حجت‌الاسلام و المسلمین دکتر احمد رهدار،‌ از اساتید برجسته تاریخ و عضو هیأت علمی دانشگاه باقرالعلوم(ع)، بحث مبسوطی تحت عنوان «ضرورت نگاه تحلیلی به تاریخ ائمه(ع)» ارائه نمودند.

ایشان در این بحث نکات مهمی را همراه با ذکر مصادیق مطرح کردند که خلاصه‌ای از سرفصل‌های اصلی آن درادامه آمده است:

  1. تاریخ، بُعد وجود آدمی است، چراکه تنها انسان فرایند رشد دارد؛ حال این سیر انسان یا تکاملی است یا تنازلی. به بیان دیگر تاریخ تبیین نمودار تتاور و رشد انسان ها است و به همین دلیل است که مطالعه تاریخ هویت‌ساز است.
  2. تاریخ اسلام، سوای دیگر تاریخ‌ها دارای زاویه مهم دیگری است و آن اینکه تاریخ 250ساله صدراسلام تنها تاریخ در کل بشریت است که استناد به آن، حجیت معرفتی دارد. دوران 250ساله تاریخ صدراسلام یک مقطع علم‌آور است؛ علم، به‌معنای دینی خود. این دوران هم بصورت تقریبا کامل ثبت شده است. در میان تاریخ 250ساله مهمترین رخدادی که برای ما هویت‌بخشی کرده، واقعه کربلا است. برخی می گویند تاریخ بشر از زمانی آغاز می شود که شریعت(شریعت کامل) آغاز می شود.
  3. ما یک تاریخ داریم و یک فلسفه تاریخ، کما اینکه یک فقه داریم و یک فلسفه فقه. واقعیت این است که اگر تاریخ به فلسفه تاریخ گره نخورد؛ مانند خواندن قصه‌ها و داستان ها خواهد بود. تاریخ بند به مساله زمان است ولی فلسفه تاریخ بند به مقوله زمان نیست و به راحتی می تواند برای امروز ما نورافشانی کند، ما زمانی که می آییم در لایه فلسفه تاریخ آن زمان می‌توانیم خود را از کثرات تاریخی نجات بدهیم و قواعدی را بدست بیاوریم که با آنها می توان کارهای جدی کرد. در واقع فلسفه تاریخ قواعد حاکم بر تاریخ است که البته برای ما قواعد مستنبط از تاریخ است.
  4. ما یک سیره اهل بیت علیهم السلام داریم و یک فرهنگ اهل بیت علیهم السلام؛‌ فرهنگ علوی فراتر از سیره علوی است. متاسفانه ما مردم را در سیره اهل بیت متوقف کردیم و زمانی که در سیره می مانیم نمی‌توانیم در مورد یزیدی‌های زمان حرف بزنیم و انها را معرفی کنیم و مجبوریم تنها یزید دوره اهل بیت را تحلیل و معرفی بکنیم، ما باید از سیره استفاده بکنیم و مردم را با فرهنگ اهل بیت علیهم السلام آشنا کنیم.
  5. اگر تاریخ صدر اسلام را اینگونه بررسی کنیم که یکبار تاریخ جاهلیت را بخوانیم و بعد 60 سال بعد بعثت حضرت خاتم(ص) را نیز بخوانیم قطعا می‌گوییم معجزه رخ داده است. نکته در این است که حجج الهی میانبرهای تاریخ را بلد هستند و اینان بازیگران اصلی تاریخ اند و تاریخ را بستر تحقق سنن الهی می‌کنند و در این بستر است که بالقوه ها بالفعل می شوند.
  6. باید توجه داشت که تاریخ اسلام تاریخ شلوغی است، اساساً جاهایی که پیج تاریخی است شلوغ است! و تاریخ اسلام پیچ تاریخ بشریت است بنابراین ما باید این تاریخ را جریان شناسانه مورد بررسی قرار داده تا راحت‌تر به تحلیل آن بپردازیم.

 

 

 

 

 

 

Powered by TayaCMS