X
حضور دبیرکل مجمع جهانی تقریب مذاهب اسلامی در مراسم روز ملی عربستان در تهران، بهانهای شده است تا حجتالاسلام احمد کوثری، مدیرگروه امت و تمدن پژوهشکده باقرالعلوم (ع) در یادداشتی، نسبت میان دیپلماسی، تقریب مذاهب و ملاحظات راهبردی جمهوری اسلامی را بررسی کند. نویسنده با اشاره به جایگاه مجمع تقریب و شرایط پرتنش منطقه، این پرسش را مطرح میکند که مرز میان تعامل دیپلماتیک و فاصله گرفتن از مبانی و اهداف تقریب کجاست.
در این یادداشت، محمدجواد فلاح با طرح این پرسش که «وحدت حول چه چیزی و با چه معیاری؟» به بررسی مفهوم وحدت و نسبت آن با حقیقت و ارزشهای دینی میپردازد. نویسنده با استناد به آیه «وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِیعًا وَلَا تَفَرَّقُوا»، تأکید میکند که وحدت حقیقی باید بر محور «حبلالله» شکل بگیرد و نباید به بهانه حفظ انسجام، ارزشهای دینی یا حق نقد و مطالبهگری نادیده گرفته شود.
گسترش تلفن همراه و اینترنت، پیمایشهای تلفنی و آنلاین را به ابزاری سریع و کمهزینه برای شناخت مسائل فرهنگی و اجتماعی ایران تبدیل کرده است؛ اما سهولت دسترسی به پاسخگویان، لزوماً به معنای دستیابی به تصویری دقیق و نماینده از جامعه نیست. ضعف در چارچوب نمونهگیری، عدم پاسخگویی و تفاوت گروههای حاضر و غایب در نمونه میتواند نتایج پیمایش را با سوگیری مواجه کند؛ مسئلهای که در موضوعات حساس فرهنگی، اجتماعی و سیاسی اهمیت بیشتری پیدا میکند.
احمد کوثری مدیر کارگروه امت و تمدن پژوهشکده تبلیغ و مطالعات اسلامی باقرالعلوم (ع) در این یادداشت با بررسی عملکرد بخش علمی مجمع تقریب مذاهب اسلامی در چهلمین کنفرانس بینالمللی وحدت اسلامی، از فاصله گرفتن «تقریب» از مسائل واقعی و راهبردی جهان اسلام انتقاد میکند. نویسنده با اشاره به ضعف در حضور و گفتوگوی مستقیم با علمای اهلسنت، فقدان گفتمان روشن درباره وحدت و سردرگمی در تشخیص تهدیدها و فرصتهای جریانهای اسلامی، بر ضرورت عبور از همایشهای تشریفاتی و حرکت به سوی تقریبِ راهبردی، اجتماعی و عملیاتی تأکید دارد.
یادداشت | حبیبالله اسداللهی
یادداشت | محمد باغچقی پژوهشگر گروه امت و تمدن پژوهشکده باقرالعلوم علیه السلام
یادداشت | محمد باغچقی عضو گروه امت و تمدن پژوهشکده باقر العلوم (علیه السلام) قم
یادداشت | احمد کوثری
این یادداشت، با نگاهی به آیین باشکوه وداع با «امام شهید»، این رخداد را فراتر از یک مراسم تشییع و نمادی از پیوند عمیق ملت با آرمانهای اسلام، ایران و مقاومت روایت میکند. نویسنده با تبیین شخصیت امام شهید بهعنوان معمار بیداری امت اسلامی، تأکید دارد که مجاهدت، استقامت و مردمداری، سرمایهای ماندگار آفرید که بازتاب آن را میتوان در حضور پرشور ملت ایران، همراهی ملتهای منطقه و ادای احترام جهانی به این شخصیت تاریخی مشاهده کرد.
یادداشت | احمد کوثری مدیر گروه امت و تمدن پژوهشکده تبلیغ و مطالعات اسلامی باقرالعلوم (ع)
یادداشت | مهدی افراز
در این یادداشت، نویسنده با تمرکز بر نسبت «شجاعت روشنفکری» و مواجهه اندیشمندان با شرایط بحرانی، به بازخوانی نقش اهل فکر در میدانهای اجتماعی و سیاسی میپردازد. او با تفکیک میان روشنفکران منفعل و روشنفکران صریح و حقگو، شجاعت علمی و اخلاقی را بهمثابه امری درونی و برخاسته از عقل و وجدان معرفی میکند که در بزنگاههای تاریخی خود را آشکار میسازد.
در میانه جنگ ترکیبی دشمن که میدان اصلی آن از مرزها به ذهنها و روابط اجتماعی منتقل شده است، پیام اخیر رهبر انقلاب با تأکید بر «جانفدایی» و پرهیز از تبدیل اختلاف به تنازع، نقشه راهی راهبردی برای صیانت از مهمترین سرمایه کشور، یعنی انسجام اجتماعی و نخبگانی، ارائه میدهد.
یادداشت | سیدعلی موسوی، استاد حوزه و دانشگاه
حجتالاسلام والمسلمین علی تولایی، پژوهشگر و استاد عالی حوزه علمیه مشهد، در پانزدهمین نشست پیشهمایش «امتداد اجتماعی عرفان در ساحت تمدنی»، با موضوع «عرفانِ سیاسی در ترازوی تاریخ؛ بازخوانی نسبت سیاست و سلوک از مدرسه نجف تا گام دوم انقلاب اسلامی»، بر ناسازگار نبودن عرفان حقیقی با فعالیتهای اجتماعی و سیاسی تأکید کرد.
سه شماره از فصلنامه «نامه جمهور» با محوریت اعتراض، زمینههای اجتماعی و زیستمحیطی آن، مسئله نابرابری و مطالبات کارگری، در نسخه الکترونیکی منتشر شده و از طریق سکوهای کتاب الکترونیکی در دسترس علاقهمندان قرار گرفته است.
کتاب «تقاطع خیابان روزولت؛ تاریخ شفاهی ویلیام لهفلد، رایزن اقتصادی ایالات متحده در ایران» نوشته سید حسین خاتمی سبزواری و حسین باقری، از سوی انتشارات پژوهشکده تبلیغ و مطالعات اسلامی باقرالعلوم(ع) منتشر شد. این اثر مجموعهای از مصاحبههای تاریخ شفاهی ویلیام لهفلد را در بر میگیرد و به ثبت تجربهها و مشاهدات او از فعالیتهای اقتصادی و دیپلماتیک آمریکا در ایران دوره پهلوی دوم میپردازد.
کارگروه مطالعات فضای مجازی پژوهشکده تبلیغ و مطالعات اسلامی باقرالعلوم(ع)، چهارمین نشست تخصصی خود را با موضوع «جایگاه قانون در ساختار نهادی حکمرانی فضای سایبری چین» برگزار میکند.
مراسم رونمایی از کتاب «ایلسو؛ روایت تبلیغ عشایری» با حضور جمعی از نویسندگان و پژوهشگران حوزوی در سالن جلسات پژوهشکده تبلیغ و مطالعات اسلامی باقرالعلوم(ع) قم برگزار شد.
چهاردهمین نشست پیشهمایش «امتداد اجتماعی عرفان در ساحت تمدنی» با موضوع «معنویتِ پیشبرنده؛ واکاوی امتداد اجتماعی عرفان در اندیشه تمدنی آیتالله خامنهای» و با سخنرانی دکتر احمد شاکرنژاد، عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی و مدیر سابق پژوهشکده اخلاق و معنویت پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی، برگزار شد.
پیام تبریک رهبر معظم انقلاب در پی قهرمانی تیم ملی کشتی آزاد زیر ۲۳ سال در مسابقات جهانی
سلسلهنشستهای علمی «رابطه پدر پسری در آیینه علم و دین» با محوریت بررسی چالشها، فرصتها، راهکارها و مهارتهای ارتباط پدر و پسر، از آبانماه ۱۴۰۵ از سر گرفته میشود.
کتاب «ایلسو؛ روایت تبلیغ عشایری» نوشته سعید احمدی، از سوی انتشارات پژوهشکده باقرالعلوم(ع) منتشر شد. این اثر مجموعهای از روایتها و خاطرات مرتبط با تبلیغ دینی در میان عشایر است که در کنار بازگویی تجربههای مبلغان در مناطق دوردست، به زندگی عشایری، فرهنگ بومی و جایگاه این مردمان در حفظ هویت و میراث فرهنگی ایران میپردازد.
کتاب «ایلسو؛ روایت تبلیغ عشایری» نوشته سعید احمدی، که از سوی انتشارات پژوهشکده باقرالعلوم(ع) منتشر شده است، روز دوشنبه ۲۷ مهرماه ۱۴۰۵ در آیینی با حضور جمعی از استادان و فعالان حوزه تبلیغ دینی رونمایی میشود.
کتاب «نظریه مقاومت؛ گفتمان عقلانیت در برابر اباحهگری» نوشته سید یحیی حسینی، از سوی انتشارات پژوهشکده باقرالعلوم (ع) منتشر شد. این اثر با تبیین مبانی نظریه مقاومت و مقایسه آن با نظریه لیبرالدموکراسی، به بررسی تفاوتهای این دو گفتمان در موضوعاتی همچون آزادی، عقلانیت، جایگاه انسان، نسبت فرد و جامعه، توحید و حکمرانی میپردازد.
سیزدهمین نشست پیشهمایش «امتداد اجتماعی عرفان در ساحت تمدنی» با موضوع نسبت عرفان با علوم دیگر و تعریف جدیدی از عرفان اسلامی برای مأموریت الهی تمدنی، با سخنرانی حجتالاسلام والمسلمین وکیلی، استاد حوزه علمیه مشهد، به صورت مجازی برگزار شد.
کتاب «هدیه شروع؛ تجربهنگاری مؤسسه خیریه بنیان ازدواج قزوین» نوشته خدیجه خدابنده، توسط انتشارات پژوهشکده باقرالعلوم (ع) منتشر شد. این اثر با بررسی تجربه شکلگیری، تداوم و پیشرفت یک مؤسسه خیریه فعال در حوزه ازدواج، به دنبال شناسایی سازوکارهای مؤثر در فعالیت تشکلهای مردمنهاد و ارائه الگویی برای ارتقای عملکرد این مجموعهها در زمینه تسهیل ازدواج و تحکیم بنیان خانواده است.
شمارههای دوازدهم و سیزدهم فصلنامه «نامهجمهور» با محوریت «اعتراض» منتشر شد. این دو شماره در مجموع ۷۶۰ صفحه، ابعاد تاریخی، اجتماعی، فکری، حقوقی و الهیاتی اعتراض در ایران را بررسی کرده و در ادامه، به مطالبات کارگری، تشکلیابی و نسبت اعتراض با احیای امر اجتماعی پرداختهاند.
کتاب «اشرافیت در عصر نبوی و علوی؛ بررسی اقدامات اشراف در عصر نبوی و علوی و سیره شناختی معصومین(ع) در تقابل با آنها» نوشته مهری خیری، توسط پژوهشکده تبلیغ و مطالعات اسلامی باقرالعلوم(ع) منتشر شد.
کتاب «برای تغییر جهان؛ نظریه ایرانی مقاومت» نوشته سیدجواد طاهایی، با تمرکز بر ابعاد فلسفی، تاریخی و اجتماعی مفهوم مقاومت و نسبت آن با تاریخ و اندیشه ایرانی، بهتازگی توسط انتشارات پژوهشکده تبلیغ و مطالعات اسلامی باقرالعلوم (ع) منتشر شد.
به گزارش روابط عمومی پژوهشکده تبلیغ و مطالعات اسلامی باقرالعلوم علیهالسلام، علیرضا مؤمن آرانی مسئول کارگروه تجربهنگاری فرهنگی پژوهشکده در یادداشتی با عنوان «انقلاب اسلامی و مسئله زنان» با اشاره به نقشآفرینی زنان در فعالیتهای سیاسی و اجتماعی به ویژه عرصههای دانشی پس از انقلاب اسلامی ایران، آورده است: انقلاب اسلامی باید پاسخ گوید که زن مسلمان ایرانی چه جایگاه، هویت و نقشی در جامعه در نسبتهای جدیدش دارد و چگونه میتواند ضمن حفاظت از شخصیت اصیل خود و نظام خانواده، در عرصههای جدید حضور داشته باشد.
این یادداشت را میخوانیم:
در سنت تاریخی ما عموماً مباحث اجتماعی زنان در خانواده فهم و دنبال میشد. با ورود جامعه اسلامی و ایرانی به تاریخ مدرن، به مرور زمان و به شکلهای مختلف و تازه، موضوع حضور اجتماعی زنان مورد بحث قرار میگرفتند. اما با تمام وقایع رخ داده، میتوان گفت که غاطبه جامعه تا قبل از انقلاب اسلامی، موضع زنان را در خانواده فهم و دنبال می کردند. با انقلاب اسلامی، می توان گفت یک انقلاب در فهم اجتماعی زنان در میان جامعه ما و نه فقط اقشار خاص واقع شد. این انقلاب اساسا مبتنی بر ورود حضرت امام (ره) به عنوان مجتهد و مرجع تقلید از یک طرف و رهبر یک نظام اسلامی از سوی دیگر بود که نه تنها به زنان اجازه ورود به عرصههای مختلف اجتماعی و سیاسی را دادند، بلکه این وضعیت را وضعیت مطلوب زنان مسلمان معرفی کردند.
همراه با ورود زنان و نقشآفرینی آنها در انقلاب، زنان ایرانی یک احساس و تشخص دینی نسبت به این حضور پیدا کردند که از یک طرف این تشخص دینی بود و از رابطه میان زنان با امام (ره) رقم خورده بود و از سویی وجهای زنانه یا مادرانه داشت و زنان تمایل بسیار بالایی برای حفاظت و رشدِ انقلابی که خود در وقوع آن نقش داشتند، از خود نشان دادند، به عبارتی دیگر، به انقلاب اسلامی در ذیل رهبری امام (ره) مانند یک طفل نوپا یا نهال نوپا نگاه میکردند که باید از آن مراقبت کرد و پای آن ایستاد.
این نوع نگاه علاوه بر انواع مشارکتهای مختلف سیاسی و اجتماعی که به همراه داشت، نسبتهای سیاسی و اجتماعی جدیدی در جامعه ایرانی رقم زد. مهمترین این نسبتها، نسبت فهم و عمل حضور اجتماعی زنان در جامعه بود. در ماقبل انقلاب اسلامی خانواده خود را مسئول حفاظت از حریم خود میدانست و به شیوههای مختلف فرهنگی و اجتماعی، از موقعیت و جایگاه زن مسلمان محافظت میکرد. اما در بعد از انقلاب اسلامی، جامعه به شکل کلی و جامعه زنان به شکل، با شکلگیری حکومت دینی در ذیل رهبری حضرت امام (ره)، یک آسودگی فکر و رفع دغدغه و نگرانی پیدا کرد که محیط جامعه دینی و امن است و زنان و دختران میتوانند در ذیل این امنیت، در عرصههای مختلف اجتماعی حضور داشته باشند و فرایند رشد و سازندگی خود و جامعه را دنبال کنند، و این مهم با اجازه خانواده برای حضور گسترده دختران و زنان در عرصه آموزش و پرورش و دانشگاه تثبیت شد و خانوادهها در این دوران با تلاش زیاد، سعی در باسواد شدن خود و طی مدارج علمی کردند تا بتوانند نقشهای جدیدتری در جامعه پیدا کنند.
این حضور در عرصههای دانشی، با گذشت زمان، طیف گستردهای از زنان را در جامعه شکل داد، که دنیای متفاوتی از تجربیات را در ذیل انقلاب اسلامی دیده بودند و به این خاطر تفاوتهای زیادی با زنان یا مادران قبل از خود داشتند. این در حالی بود که جامعه و به ویژه اقشار سنتی جامعه، نگاه و نگرش جدیدی نسبت به زنان و خانواده پیدا نکرد و نتوانست سنت خود در نسبت با این وضعیت جدید پیدا کند تا مانع از انواع و اقسام مشکلات و آسیبهای اجتماعی ناشی از این تغییرات شود. در تقاطع این تغییر و عدم تغییر، موضوع زنان، به یکی از موضوعاتی بدل شد که انقلاب اسلامی باید به صورتبندی وضعیت جدیدش پاسخ گوید، که زن مسلمان ایرانی بعد از انقلاب اسلامی، چه جایگاه، هویت و نقشی در جامعه در نسبتهای جدیدش دارد و چگونه میتواند ضمن حفاظت از شخصیت اصیل خود و نظام خانواده، در عرصههای جدید حضور داشته باشد. عدم پاسخگویی یا پاسخگویی ضعیف به این وضعیت، نوعی رها شدگی یا متولی نداشتن را در زیست زنان جامعه رقم زد و متوجه شدند اینکه تصور میکردند همانطور که با ایجاد حکومت دینی امکان حضور خاص زن مسلمان ایرانی فراهم شده است و آنها اجازه (تغییر نظام ارزشی و هنجاری جامعه) حضور در عرصههای مختلف را پیدا کردهاند، در ادامه تدابیر لازم برای تداوم این حضور ویژه و خاص را فراهم میکند، تصور دقیق یا درستی نیست و حکومت دینی، گرفتار انواع مختلفی از دغدغههای دیگر است که جامعه زنان در آن دغدغهها، اولویت بالایی ندارد. در این وضعیت خودآگاهی زنانه، امکان ظهور انواع و اقسامی از صورتبندیهای مختلف توسط افراد و گروههای مختلف برای روشن کردن وضعیت و سبک کردن زندگی برای زنان از نظر فرهنگی و اجتماعی مهیا شد و صورتبندی وضعیت زنان بعد از انقلاب اسلامی توسط جریانهای اتفاق افتاد که تقریبا نسبتی با انقلاب اسلامی نداشتند. این صورتبندیها، هر چند برای برخی از زنان در کوتاه مدت، موجه و مفید جلو میکنند اما، عملا به علت تفاوت و یا تخالف آشکار که با فرهنگ اسلامی و ایرانی جامعه ما دارند، عموماً باعث به همریختگی بیشتر وضعیت زنان و افزایش چالشهای این حوزه برای زنان وخانواده میشوند و احتمالا فقط بخشی از زنان شهری که موقعیتهای اجتماعی و اقتصادی خاص دارند، با تحمل یکسری از مشکلات بتوانند مقداری با این صورتبندیها، زیست زنانه خود را فهم و قابل تحمل کنند. لذا این وضعیتها و صورتبندیهای که خارج از انقلاب اسلامی برای فهم و قابل زندگی کردن جامعه برای زنان، اولاً اثرات بسیار محدودی برای بهبود زندگی اجتماعی زنان دارند و ثانیا باعث غفلت یا پوشاندن صورتبندی اصیل حضور اجتماعی زنان در ذیل انقلاب اسلامی میشوند. به عبارتی وضعیت موجود زنان جامعه، ماحصل انقلاب اسلامی بوده و راهحل آن نیز پاسخگویی به این وضعیت در ذیل انقلاب اسلامی است. به واقع آنچه در صحنه حضور دارد و فعال است، ماحصل است و نباید در فهم و صورتبندی آن را در جای دیگر و برای وضعیت دیگری فاکتور کرد.
واقعه اجتماعی دیگری که در ذیل انقلاب اسلامی در حوزه زنان و خانواده دنبال شد، تغییر روندهای تربیتی، از خانواده به آموزش و پروش بود. به عبارتی جامعه بعد از شکلگیری حکومت دینی نه تنها، اجازه حضور زنان در آموزش و پرورش و دانشگاه را داد، بلکه به مرور زمان بخش مهمی از ظرفیتها و مهارتهای تربیتی و پرورشی خود را نیز به این نهادها واگذار کرد. این نهادها که در ابتدا نهادهای انقلابی با عناصر انقلابی بودند، اهتمام بیشتری بر حوزه پرورشی داشتند و عملاً توانسته بودند، نسل جدیدی از تربیت یافتگان را به جامعه تحویل دهند که از مسیر متفاوتی امر تربیتی آنها رقم خورده بود. به مرور زمان و استقرار یافتن سازوکارهای دولت بروکراتیک مدرن در آموزش و پرورش، امر پرورشی مدارس به حاشیه رفت و عملاً نه تنها آموزش و پرورش در تربیت و پرورش انسان بعد از انقلاب اسلامی ناکارامد شد، بلکه نهاد خانواده نیز، در امر تربیتی و پرورشی دچار خلأ شد و نتوانست به مانند گذشته امر تربیت و پرورش نسلی بعد از انقلاب اسلامی را به خوبی دنبال کند. این وضعیت در حوزه زنان و موقعیت جدیدی که زنان بعد از انقلاب اسلامی پیدا کرده بودند، حادتر بود. چرا که علاوه بر سایر تغییرات اجتماعی، حضور اجتماعی آنها دچار تغیرات جدی شده بود و هماهنگی و همراه شدن خود و جامعه با این تغییرات، امر بسیار سنگین، گسترده و پیچیدهای بود و عملاً جامعه زنان با توجه با خصوصیات ویژهای که دارند، فشارهای مختلفی را باید تحمل میکردند و نه خانواده توان آماده کردن این زنان برای ورود و نقشآفرینی داشت و دیگر خود خانواده چنین توانی داشت تا بتواند این نقش را بازی کند. در اغلب حالتها خانواده توانست تا با تمام ظرفیتهای که دارد از اعضای خود در برابر انواع آسیبها وفشارها حمایت کند تا زنان مجبور نشوند در یک وضعیت رها شدگی و خارج از خانواده، قرار بگیرند. این فشارها که ناشی از تغییرات جدید در زیست اجتماعی زنان بود، زنان را دچار انواع مختلفی از ناهماهنگیها، فشارها، عدم پذیرشها، تبعیضها، ... کرد که عمدتاً باید از طرف حاکمیت پاسخ پیدا میکردند. بخش قابل توجهی از وضعیت نابهنجار جامعه زنان ایرانی، ناشی از نداشتن مهارت و دانشهای لازم برای زیست در این وضعیت جدید است که باید در حوزههای پرورشی و تربیتی جامعه پاسخ پیدا کنند که مهترین آنها نهاد خانواده و نهاد آموزش و پرورش است.
نهاد خانواده بعد از انقلاب اسلامی نیازمند به یک خودآگاهی عمیق است تا بتواند موقعیت جدید خود را فهم کند و در یک فرایند تجربی، مهارتها و دانشهای لازم برای انجام وظایف خود را پیدا کند و همانند سنت تاریخی خود، بخش عمدهای از فرایند تربیتی و پرورشی افراد خود را برعهده بگیرد و از شخصیت اصیل زن و خانواده ایرانی محافظت کند. سپردن عمده فرایند تربیتی و پرورشی به ساختارهای بروکراتیک یک اشتباه فاحش در نظم بخشی به نظام اسلامی در بعد از انقلاب اسلامی خواهد بود که حاکمیت باید به دنبال اصلاح آن باشد.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ[ مشاهده کل متن ]ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ