به گزارش روابط عمومی پژوهشکده تبلیغ و مطالعات اسلامی باقرالعلوم (ع)، سیزدهمین نشست پیشهمایش «امتداد اجتماعی عرفان در ساحت تمدنی» با موضوع «نسبت عرفان با علوم دیگر و تعریف جدیدی از عرفان اسلامی برای مأموریت الهی تمدنی» برگزار شد. در این نشست، حجتالاسلام والمسلمین وکیلی به تبیین جایگاه عرفان اسلامی در منظومه معارف دینی، نسبت آن با علوم انسانی و ظرفیتهای آن برای حضور در عرصههای اجتماعی و تمدنی پرداخت.
عرفان؛ تبیین لایههای عمیق دین و مسیر رسیدن به توحید
حجتالاسلام والمسلمین وکیلی در ابتدای سخنان خود، شکلگیری دانش عرفان را در بستر تاریخی توسعه علوم اسلامی بررسی کرد و گفت: دانشهای اسلامی بهتدریج و در پاسخ به نیازهای معرفتی شکل گرفتهاند. در این میان، عرفان نیز برای تبیین ابعادی از معارف دین پدید آمد که در دیگر دانشهای اسلامی کمتر مورد توجه قرار گرفته بودند.
وی با اشاره به دو محور اصلی عرفان، یعنی شناخت نسبت خداوند با مخلوقات و شناخت مقام انسان کامل و مسیر رسیدن انسان به توحید، توضیح داد: عرفان نظری به تبیین این مسائل میپردازد و عرفان عملی ناظر به بایدها و دستورالعملهایی است که انسان را در پیمودن مسیر عبودیت یاری میکنند. عرفان عملی، در این معنا، چیزی افزون بر دین نیست، بلکه به دینداری عمیق و توجه به ابعاد باطنی و عمیقتر معارف دینی اشاره دارد.
این استاد حوزه علمیه مشهد، یکی از وجوه تمایز عرفان اسلامی با دیگر جریانهای معنویتگرا را هدف آن دانست و افزود: عرفان اسلامی انسان را به توحید و لقاءالله دعوت میکند؛ درحالیکه برخی جریانهای معنوی، اهدافی متفاوت دارند یا مسیرهایی را پیشنهاد میکنند که با هدف نهایی دین اسلام یکسان نیستند.
وی همچنین تأکید کرد که در اسلام، حرکت به سوی خداوند به گروهی خاص اختصاص ندارد، بلکه دعوتی عمومی است. ازاینرو، مسیر سلوک باید بهگونهای تبیین شود که برای عموم مردم قابل فهم و پیمودن باشد و درعینحال، از دشواریها و آسیبهای غیرضروری دور بماند.
عرفان اسلامی؛ از انزواگرایی تا حضور در جامعه
وکیلی با اشاره به برخی تجربههای تاریخی عرفان و تصوف اظهار کرد: در دورههایی از تاریخ، توجه به هدف معنوی و حرکت به سوی توحید، با شناخت ناکافی از مسیر سلوک همراه شد و در مواردی، خلوتگزینی و فعالیتهای فردی جایگاه پررنگی پیدا کرد. در چنین شرایطی، جمع میان سلوک معنوی و حضور فعال در جامعه با دشواریهایی روبهرو شد.
وی با اشاره به میراث عرفانی شیعه، بر ضرورت بازشناسی الگویی تأکید کرد که در آن، انسان بتواند در کنار فعالیتهای علمی و اجتماعی، مسیر معنوی خود را نیز دنبال کند. به گفته او، نسبتدادن انزوا و کنارهگیری از اجتماع به حقیقت عرفان، برداشتی نادرست است؛ زیرا محدودیت فعالیت اجتماعی برخی عارفان در دورههای تاریخی را باید با توجه به شرایط زمانه آنان بررسی کرد.
این استاد حوزه علمیه مشهد، با اشاره به تجربههای تاریخی جریانهای شیعی و نیز انقلاب اسلامی، توضیح داد که ظرفیت عرفان اسلامی برای اثرگذاری اجتماعی، زمانی آشکار میشود که آموزههای توحیدی در عرصه عمل، فعالیتهای اجتماعی و شیوه اداره جامعه جریان پیدا کنند.
وی در این زمینه، شناخت دقیق ظرایف سلوک را ضروری دانست و گفت: اگر راهکارها و ظرافتهای حرکت معنوی بهدرستی شناخته شوند، انسان میتواند با صرف انرژی کمتر، فعالیتهای مؤثرتری در عرصه اجتماع داشته باشد. در غیر این صورت، حضور اجتماعی ممکن است به بهای کاهش توجه معنوی تمام شود.
تأثیر عرفان بر علوم انسانی؛ از اهداف تا برنامهها و تحلیل پدیدهها
حجتالاسلام والمسلمین وکیلی در ادامه، تأثیر عرفان اسلامی بر علوم انسانی را در سه سطح: اهداف، برنامههای حرکت و شیوه تحلیل پدیدهها تبیین کرد.
وی نخستین سطح را بازنگری در اهداف علوم انسانی دانست و توضیح داد: مسئله سعادت و هدف زندگی انسان، تنها به اخلاق اختصاص ندارد، بلکه در روانشناسی، جامعهشناسی، تعلیموتربیت و آیندهپژوهی نیز نقش اساسی دارد. اگر هدف انسان در این دانشها با توجه به مبانی توحیدی بازتعریف شود، مبانی نظری و برنامههای عملی آنها نیز دستخوش تغییر خواهد شد.
این استاد حوزه علمیه مشهد، سطح دوم را بازنگری در برنامههای حرکت انسان به سوی کمال دانست و با اشاره به ظرفیت آموزههای عرفانی در حوزههایی مانند مدیریت ذهن، دستیابی به آرامش، تصمیمگیری و کنترل رفتار، بر ضرورت تبدیل این آموزهها به راهکارهای کاربردی تأکید کرد.
وی سطح سوم را به شیوه تحلیل پدیدهها مرتبط دانست و گفت: در حوزههایی مانند روابط بینالملل، سیاست و مسائل اجتماعی، باید نسبت خالق و مخلوق و جایگاه توحید در تحلیل پدیدهها مورد توجه قرار گیرد. از این منظر، نگاه توحیدی میتواند در فهم روابط اجتماعی و بینالمللی و بررسی نظامهای سیاسی و الگوهای توزیع قدرت تأثیرگذار باشد.
او همچنین با اشاره به مشکلات اجتماعی مانند اعتیاد و طلاق، توجه به مبانی معرفتی و ترویج توحید را یکی از ظرفیتهای مهم برای مواجهه با این مسائل دانست؛ هرچند حل همه مشکلات اجتماعی را نمیتوان صرفاً به این عامل فروکاست.
عرفان تمدنی؛ امتداد آموزههای توحیدی در ساختارهای جامعه
این استاد حوزه علمیه مشهد در تبیین مفهوم عرفان تمدنی اظهار کرد: عرفان اسلامی، در حقیقت، ظرفیت حرکت عمومی جامعه به سوی خداوند را در خود دارد و هنگامی که مسیر سلوک بهدرستی شناخته و برای عموم مردم قابل استفاده شود، زمینه امتداد اجتماعی و تمدنی آن فراهم میشود.
وی با بیان اینکه عرفان تمدنی لزوماً به معنای تأسیس دانشی مستقل در کنار عرفان اسلامی نیست، افزود: مسئله اصلی، شناخت دقیقتر ظرفیتهای عرفان و توسعه امتدادهای آن در عرصههای مختلف زندگی است. همانگونه که برخی دانشها در حوزههای تخصصی گسترش مییابند و کاربردهای تازهای پیدا میکنند، آموزههای عرفانی نیز میتوانند در علوم، برنامهریزیها و ساختارهای اجتماعی به کار گرفته شوند.
استاد وکیلی برای توضیح این موضوع به نمونههایی از زندگی روزمره اشاره کرد و گفت: توجه به توحید میتواند در آداب برگزاری مراسم مذهبی، شیوه سخنگفتن، سبک زندگی و رفتارهای اجتماعی نمود پیدا کند. در این نگاه، امتداد عرفان به معنای محدودشدن به مباحث نظری نیست، بلکه آموزههای توحیدی باید در جزئیات زندگی فردی و جمعی نیز حضور داشته باشند.
تحول علوم انسانی؛ مقدمه بازسازی نهادها و ساختارهای اجتماعی
در بخش پرسش و پاسخ، حجتالاسلام علیجانزاده روشن با اشاره به حرکت تمدنی آغازشده در بستر انقلاب اسلامی و اندیشههای امام خمینی(ره)، گسترش توحید در جامعه را از جمله مأموریتهای پیشروی جمهوری اسلامی دانست و بر ضرورت توجه به الزامات نهادی و ساختاری این مسیر تأکید کرد.
وی با اشاره به تلاشهایی همچون تحول در علوم انسانی و حرکت به سوی اسلامیشدن عرصههای مختلف علمی و اجتماعی، فقدان ساختارهای متناسب با مبانی توحیدی و ضعف برخی قوانین و سازوکارها را از جمله چالشهایی برشمرد که میتوانند زمینه وابستگی به قواعد و الگوهای نظام استکباری را فراهم کنند.
حجتالاسلام علیجانزاده روشن با طرح این پرسش که نهادسازی و ساختارسازی بر پایه نگاه توحیدی، عرفانی و تمدنی چگونه باید صورت گیرد، به ضرورت بازتعریف نهادهای موجود و طراحی ساختارهای متناسب با جامعه اسلامی اشاره کرد.
وی با یادآوری بحث دولتسازی اسلامی و ضرورت شکلگیری جریانهای نهادگرا و ساختارمند، از حجتالاسلام والمسلمین وکیلی خواست نسبت عرفان اسلامی با این مأموریت تمدنی و چگونگی بهرهگیری از ظرفیتهای آن در بازسازی نهادها و ساختارهای اجتماعی را تبیین کند.
حجتالاسلام والمسلمین وکیلی در پاسخ، بر ضرورت تحول در مبانی و محتوای علوم انسانی پیش از طراحی ساختارها و نهادهای جدید تأکید کرد.
وی توضیح داد: نهادها و ساختارهای اجتماعی بر مبنای الگوهای معرفتی و علمی شکل میگیرند. بنابراین، تا زمانی که علوم انسانی و الگوهای حکمرانی بر اساس مبانی اسلامی بهدرستی بازخوانی و بازسازی نشده باشند، نمیتوان انتظار داشت ساختارهای متناسب با اهداف جامعه اسلامی بهطور کامل شکل بگیرند.
استاد حوزه علمیه مشهد با اشاره به حوزههایی مانند تعلیموتربیت و نظام سیاسی، خاطرنشان کرد که ابتدا باید مبانی و الگوهای مطلوب در این حوزهها استخراج و تبیین شوند تا بتوان بر اساس آنها درباره ساختارها، سیاستها، قوانین و آییننامهها تصمیمگیری کرد.
در ادامه، حجتالاسلام علیجانزاده روشن با طرح پرسشی درباره روش بهرهگیری از میراث عرفان اسلامی، به مباحث مطرحشده در آثاری همچون فصوصالحکم و آموزههای مربوط به مقامات اسمایی اشاره کرد.
وی این پرسش را مطرح کرد که برای پاسخگویی به نیازهای امروز جامعه و تحقق مأموریت تمدنی انقلاب اسلامی، آیا باید مبانی موجود در متون عرفانی را استخراج و متناسب با مسائل روز تبیین کرد، یا این میراث به تکمیل و توسعه نیاز دارد و باید با ارائه طرحی نو، افقهای تازهای در عرفان اسلامی گشود.
حجتالاسلام والمسلمین وکیلی در پاسخ به این پرسش، ضمن تأکید بر اهمیت مباحث عمیق عرفانی، میان نیازهای سالکان در مراتب عالی سلوک و نیازهای عمومی جامعه برای بهرهگیری از آموزههای عرفانی تمایز قائل شد.
وی توضیح داد: مباحثی مانند نظام اسماء و صفات برای سالکانی که مراحل مقدماتی سلوک را پشت سر گذاشتهاند و به مراتب بالاتر رسیدهاند، ضرورت دارد؛ اما برای گسترش عرفان در سطح جامعه، پیش از هر چیز باید به پرسشهای عملی و روزمره مردم پاسخ داد و مسیر حرکت معنوی را به زبانی ساده و کاربردی تبیین کرد.
این استاد حوزه علمیه مشهد با اشاره به سخنی منسوب به آیتالله قاضی (ره) مبنی بر اینکه «اگر نمازتان را حفظ کنید، همهچیزتان محفوظ است»، بر ضرورت تبیین عرفانی چنین آموزههایی تأکید کرد و گفت: مسئله صرفاً تفسیر این گزارهها نیست، بلکه باید راهکارهای عملی در اختیار مخاطب قرار گیرد؛ بهگونهای که روشن شود نماز اول وقت با رویکرد توحیدی چه اقتضائاتی دارد و چگونه میتوان آموزههای عرفانی را در برنامه روزانه، روابط خانوادگی و ارتباط با همسر به کار بست.
وکیلی افزود: این رویکرد به معنای کماهمیتدانستن مباحث عمیق عرفانی یا بینیازی از آثاری مانند فصوصالحکم نیست؛ بلکه باید مسیر سلوک از مراحل ابتدایی تا مراتب عالی، متناسب با ظرفیت مخاطبان تبیین شود. به گفته وی، بسیاری از این آموزهها در متون دینی و میراث عرفانی، بهویژه مکتب نجف، وجود دارند و برای استفاده عمومی به بازآفرینی و صورتبندی کاربردی نیازمندند.
وی در ادامه، محدودکردن عرفان به مباحث نظری و تخصصی و غفلت از نیازهای عملی سالکان در مراحل ابتدایی را از آسیبهای عرفانخوانی در حوزه دانست و تأکید کرد که در کنار ارائه راهکارهای ساده و قابل استفاده برای عموم مردم، باید مسیر دستیابی به مراتب عالی معرفت و سلوک نیز حفظ شود؛ مسیری که در مراحل پیشرفته، به دانش عمیق عرفانی و بهرهگیری از راهنمایی استادان آگاه نیاز دارد.
ضرورت بهرهگیری هماهنگ از منابع معرفتی
حجتالاسلام والمسلمین وکیلی در پاسخ به پرسشی دیگر درباره منابع شناخت و تدوین علوم انسانی اسلامی و عرفان اسلامی، بر استفاده از مجموعه ظرفیتهای معرفتی تأکید کرد.
وی با بیان اینکه قرآن و سنت از منابع اصلی شناخت دینیاند، افزود: برای شناخت واقعیت باید از ابزارهای مختلف معرفتی، از جمله عقل، تجربه و شهود، بهصورت هماهنگ استفاده کرد. مسئله اساسی، چگونگی تنظیم نسبت میان این منابع است؛ بهگونهای که نه به کنارگذاشتن برخی ظرفیتهای شناختی بینجامد و نه موجب تحمیل برداشتهای نادرست بر معارف دینی شود.
او با اشاره به شیوه علامه طباطبایی در بهرهگیری از آیات و روایات و توجه به استدلالهای عقلی و شهودی، بر ضرورت استفاده روشمند از منابع مختلف در فرایند تولید دانش دینی تأکید کرد.
عرفان اسلامی و امکان همراهی با نسل جوان
این استاد حوزه علمیه مشهد در بخش دیگری از سخنان خود، با تأکید بر ضرورت عرضه متناسب آموزههای عرفانی به نسل جوان، تصریح کرد که عرفان نباید بهگونهای ارائه شود که مخاطب را با تکالیف سنگین و خارج از ظرفیتش مواجه کند یا او را از مسیر اصلی زندگی دور سازد.
به گفته وی، مباحث عرفانی باید بهصورت تدریجی، متناسب با ظرفیت افراد و همراه با راهکارهای عملی ارائه شوند؛ بهگونهای که زمینه تربیت انسان موحد، مسئولیتپذیر و فعال در عرصه اجتماعی را فراهم کنند.
حجتالاسلام وکیلی در پایان بر این نکته تأکید کرد که عرفان اسلامی، با شناخت دقیق توحید و برنامه حرکت به سوی آن، ظرفیت حضور در عرصههای گوناگون علمی و اجتماعی را دارد. از این منظر، گسترش شناخت توحیدی و تبیین راههای عملی تحقق آن، زمینهساز امتداد اجتماعی عرفان و حرکت جامعه به سوی اهداف الهی خواهد بود.