به گزارش روابط عمومی پژوهشکده تبلیغ و مطالعات اسلامی باقرالعلوم (ع)، یازدهمین نشست پیشهمایش «امتداد اجتماعی عرفان در ساحت تمدنی» با موضوع «فقه حکمرانی و تربیت عرفانی؛ پیوند ناگسستنی در ساحت اجتماعی ـ تمدنی» پنجشنبه ۱۹ شهریورماه ۱۴۰۵ به دبیری حجتالاسلاموالمسلمین علی جانزادهروشن در پژوهشکده تبلیغ و مطالعات اسلامی باقرالعلوم(ع) برگزار شد.
در آغاز، دبیر علمی نشست با اشاره به دو محور اصلی این جلسه، یعنی «تربیت عرفانی» و «فقه حکمرانی»، گفت: مسئله اصلی این است که ظرفیتهای این دو نگاه چیست و چگونه میتوان میان آنها ارتباط برقرار کرد.
وی افزود: عرفان در این بحث، علم توحید و خداشناسی است و در عرفان اسلامی، حرکت انسان از خودشناسی به خداشناسی مورد توجه قرار میگیرد. در منظومه معرفتی اسلام نیز برای زندگی انسان مؤمن و موحد برنامهای وجود دارد که میتواند او را به مراتب بالاتر اخلاقی و معنوی برساند.
فقه، اخلاق و عرفان؛ سه بخش از یک منظومه
در ادامه، حجتالاسلام زینالعابدینی، بحث خود را از تعریفهای کلی آغاز کرد و گفت: اگر فقه را به معنای فهم دین، اخلاق را سازوکار رفتار درست انسان و عرفان را در این بحث ناظر به هستیشناسی بدانیم، این سه حوزه از یکدیگر جدا نیستند.
وی با اشاره به دیدگاه آیتالله جوادی آملی درباره «جهانبینی، جهانداری و جهانآرایی» اظهار کرد: انسان در ارتباط با خدا، خود، طبیعت، جامعه و دیگران وظایفی دارد. جهانبینی به رابطه انسان با خدا و جهان مربوط میشود، جهانداری به اداره و مدیریت جهان و جامعه و جهانآرایی نیز به رفتار اخلاقی انسان و ساختن زندگی مناسب بازمیگردد.
این استاد حوزه علمیه قم تأکید کرد: فقه نباید فقط به مجموعهای از بایدها و نبایدهای فردی یا عبادات محدود شود، بلکه باید «کشف و تنظیم وظیفه انسان» نسبت به خدا، خودش، دیگران و جامعه را دربرگیرد.
وی با اشاره به مفهوم «حیات طیبه» گفت: اگر فقه، اخلاق و عرفان در کنار یکدیگر قرار بگیرند، میتوان مسائل انسان را از سطح فردی تا روابط اجتماعی و حکمرانی دنبال کرد و عدالت را در جامعه نهادینه کرد.
تربیت عرفانی فقط مسئله فرد نیست
حجتالاسلام والمسلمین دکتر عباسی با اشاره به پژوهش خود درباره تربیت انسان در جامعه اسلامی گفت: در این الگو، سه محور «معرفت، محبت و اطاعت» مورد توجه قرار میگیرد و این سه محور در آموزههای اسلامی و سخنان امیرالمؤمنین(ع) نیز قابل مشاهده است.
وی افزود: تربیت عرفانی را نباید تنها یک امر فردی دانست. حاکمان و عالمان نیز باید از معرفت و تربیت عرفانی برخوردار باشند و رفتار آنها زمینه تربیت جامعه را فراهم کند.
دکتر عباسی، هدف زندگی را قرب الهی دانست و اظهار کرد: معرفت خداوند و حرکت به سوی او، بدون پایبندی به شریعت معنا پیدا نمیکند و اطاعت از شریعت نیز یکی از لایههای مهم این تربیت است.
وی با اشاره به سیره امیرالمؤمنین(ع) گفت: حضرت در سخنان، رفتارها و حتی برخوردهای روزمره خود، مردم را به خداشناسی متوجه میکردند و از پدیدههای مختلف برای نشان دادن نشانههای خداوند بهره میگرفتند.
مدرس حوزه و دانشگاه از مشاهده مورچه در میدان جنگ، عسل و زنبور عسل و حتی فضولات حیوان به عنوان نمونههایی یاد کرد که در این نوع تربیت میتوان از آنها برای توجه دادن انسان به خالق استفاده کرد.
عدالت، یکی از نمودهای تربیت عرفانی
حجتالاسلام زینالعابدینی با تأکید بر اینکه فقه مطلوب باید بر اساس قرآن، روایات و سیره علمی و عملی اهلبیت(ع) شکل بگیرد، گفت: فقه مطلوب باید «نظمبخش حیات مؤمنان» باشد؛ یعنی ایمان را از قلب به رفتار، از رفتار به روابط اجتماعی و از روابط اجتماعی به ساختارهای عادلانه برساند.
وی افزود: اگر فقه فقط به ظاهر احکام و تکالیف محدود شود، نمیتواند تمام آن چیزی را که در زندگی مؤمنان مورد نیاز است، پوشش دهد.
این استاد حوزه علمیه قم با اشاره به سیره امیرالمؤمنین(ع) اظهار کرد: عبادت شبانه حضرت مانع حضور ایشان در عرصه اجتماعی و مقابله با ظلم و اداره جامعه نمیشد. در نامه امیرالمؤمنین(ع) به مالک اشتر نیز عبادت، تقوا، عدالت، رعایت حقوق مردم و اصلاح زندگی آنان در کنار یکدیگر قرار گرفته است.
دکتر عباسی نیز با اشاره به نامه مالک اشتر، عدالت و رسیدگی به جامعه را از مظاهر مهم تربیت عرفانی دانست و گفت: اگر عدالت اجرا نشود، یکی از ارکان مهم تربیت عرفانی در عرصه اجتماعی رعایت نشده است.
فقه بدون اخلاق و عرفان، از هدف فاصله میگیرد
حجتالاسلام زینالعابدینی در ادامه با بیان اینکه فقه، اخلاق و عرفان باید در ساختارها و نظام اجتماعی حضور داشته باشند، گفت: اگر این مباحث فقط در حد مفهوم و کلیدواژه باقی بمانند، نتیجه آن در جامعه دیده نمیشود.
وی برای توضیح این موضوع به روابط خانوادگی اشاره کرد و گفت: در روابط میان زن و شوهر، اگر فقط حکم را ببینیم و از «مودت» و «رحمت» سخن نگوییم، فقه به امری خشک و سرد تبدیل میشود؛ در حالی که قرآن از «جعل بینکم مودت» سخن گفته است.
استاد حوزه علمیه قم افزود: توجه به اخلاق و عرفان در کنار فقه میتواند هدفهایی مانند آرامش را نیز در روابط انسانی مورد توجه قرار دهد.
خودسازی؛ مقدمه اصلاح جامعه
حجتالاسلام زینالعابدینی با اشاره به ضرورت خودسازی در تربیت دینی گفت: انسان باید ابتدا در درون خود مراقبت داشته باشد؛ واجبات را انجام دهد و از محرمات دوری کند. در کنار این خودسازی، امر به معروف و نظارت اجتماعی نیز برای اصلاح جامعه لازم است.
وی در توضیح این مسئله، به جوامعی اشاره کرد که قوانین راهنمایی و رانندگی در آنها بهصورت جدی رعایت میشود و گفت: گاهی افراد به دلیل ساختار و الزام قانونی رفتار مشخصی دارند، اما تربیت دینی باید به مرحلهای برسد که انسان از درون نیز خود را کنترل کند.
مدرس حوزه و دانشگاه با اشاره به روایت «فَأمّا مَن كانَ مِن الفُقَهاءِ صائنا لنفسِهِ حافِظا لِدينِهِ مُخالِفا على هَواهُ مُطِيعا لأمرِ مَولاهُ فلِلعَوامِّ أن يُقَلِّدُوهُ، وذلكَ لا يكونُ إلّا بَعضَ فُقَهاءِ الشِّيعَةِ لا جَميعَهُم» اظهار کرد: انسان فقیه و اهل تربیت باید نسبت به خود مراقبت داشته باشد و در برابر امر الهی مطیع باشد.
حکومت، امانت مردم است
حجتالاسلام زینالعابدینی در بخش دیگری از سخنان خود، جدا کردن حکومت از مردم را نادرست دانست و با اشاره به سفارش امیرالمؤمنین(ع) به مالک اشتر گفت: مسئول باید در میان مردم، سپاهیان، فقرا و ثروتمندان حضور داشته باشد و از جامعه فاصله نگیرد.
وی افزود: اگر مسئولان از مردم جدا شوند، از واقعیتهای جامعه، مسائل جدید و مشکلات مردم اطلاع کافی پیدا نمیکنند و مردم نیز احساس مسئولیت مشترکی با حکومت نخواهند داشت.
استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم با تأکید بر مفهوم امانت گفت: حکومت و مسئولیت، امانتی در دست مسئولان است و باید با مردم بر اساس مسئولیت و امانتداری رفتار شود.
فقه، صورت عملی شریعت و عرفان، روح حرکت
حجتالاسلام زینالعابدینی همچنین درباره نسبت فقه و عرفان توضیح داد: فقه چارچوب عملی شریعت برای تنظیم رفتار فردی و اجتماعی انسان بر اساس اراده الهی است و عرفان، حرکت انسان از ظاهر تکلیف به معرفت، اخلاص و قرب الهی را دنبال میکند.
وی افزود: هنگامی که عرفان از خلوت فردی فراتر رود و در رابطه انسان با جامعه، عدالت، مسئولیت و حقوق مردم حضور پیدا کند، میتوان از عرفان اجتماعی سخن گفت.
به گفته این مدرس حوزه، در مکتب اهلبیت(ع)، فقه و عرفان دو مسیر جدا از هم نیستند؛ فقه صورت عملی و عرفان روح و جهت حرکت شریعت است.
سیره علوی؛ عرفان در متن حکمرانی
حجتالاسلام والمسلمین عباسی در بخش پایانی سخنان خود، سیره علوی را الگویی دانست که در آن تربیت عرفانی از عرصه اجتماعی و حکمرانی جدا نیست.
وی گفت: تربیت عرفانی در سیره علوی به حاشیه نمیرود، بلکه در زندگی اجتماعی و اداره جامعه جریان دارد و همین مسئله، این الگو را از برخی مدلهای دیگر متمایز میکند.
این مدرس حوزه و دانشگاه افزود: سیره امیرالمؤمنین(ع) الگویی برای تمدنسازی است که هم لایه فردی دارد و هم لایه اجتماعی و حقوقی. در این الگو، علم، عدالت اقتصادی، امنیت روانی و معنویت باید در کنار یکدیگر مورد توجه قرار گیرند.
دکتر عباسی تأکید کرد: فقه تمدنساز باید بتواند تربیت عرفانی ایجاد کند و اجرای احکام اسلامی، اطاعت از حاکم اسلامی، عدالت نسبت به مردم و سپاهیان و توجه به حقوق آنان باید همراه با خداشناسی باشد.
وی خاطرنشان کرد: صرف اطاعت از حکومت نمیتواند ملاک تفاوت حکومت اسلامی با حکومتهای دیگر باشد؛ آنچه اهمیت دارد خداباوری است.
حکمرانی برای نزدیک کردن انسان به خدا
دکتر عباسی در جمعبندی سخنان خود گفت: در مکتب علوی، تربیت عرفانی باید در عرصه اجتماعی و در متن حکومت اسلامی ظهور پیدا کند و هر لحظه و هر تصمیم در حکومت اسلامی باید با توجه به خداوند و حرکت انسان به سوی او باشد.
وی افزود: هر اقدام و حکمی باید مردم را یک گام به خدا نزدیکتر کند و امید آنان را به خداوند افزایش دهد.
حجتالاسلام زینالعابدینی نیز با تأکید بر پیوند فقه و عرفان در عرصه حکمرانی گفت: اگر فقه بدون اخلاق و معنویت اجرا شود، ممکن است به ظاهرگرایی و اجرای بیروح احکام منجر شود و اگر عرفان از شریعت جدا شود، ممکن است به فردگرایی و برداشتهای شخصی از معنویت بینجامد.