زمان ، چارچوب و روند مذاکره فعلی با آمریکا، در امتداد منطق اصولی انقلاب اسلامی _ که برخاسته از قرآن و سیره معصومین(ع) و تجربه تاریخی جمهوری اسلامی، و نیز هشدارهای مکرر امام شهید انقلاب و پیام اخیر امام سید مجتبی خامنه ای می باشد _ ؛ قابل دفاع نیست.
در این ارتباط هم، مسئله فقط «مذاکره کردن» نیست؛ بلکه مسئله این است که آمریکا اساساً طرف قابلاعتماد، اهل تعهد و تضمین برای توافق نیست. هرجا بعضی جریان های سیاسی ایران به وعدههای آمریکا تکیه کرده اند، نتیجه یا فشار بیشتر بر مردم بوده است یا تحمیل شروط یکطرفه. بنابراین مذاکره با دشمنی که همزمان ابزار تحریم، تهدید، عملیات روانی و فشار امنیتی را فعال نگه میدارد، چیزی جز ابزاری برای نفوذ و فریب نیست.
این شیطان بزرگ با وعده رفاه و توسعه میآید، اما میآید که عزت ملی را بگیرد و مقاومت را بیاثر کند.از این رو هر کسی که امروز مذاکره را تنها راهحل جلوه میدهد، باید اثبات کند این بار چه چیزی تغییر کرده است: آیا آمریکا قابلاعتماد شده است؟ آیا تضمین عملی داده است؟ آیا از حمایت اسرائیل و مداخله منطقهای عقبنشینی کرده است؟ اگر نه، مذاکره فقط باز کردن یک مسیر جدید برای نفوذ برجامی مجدد است.
راه درست، تقویت بازدارندگی، مقاومت، و بستن تمام راههای نفوذ از جمله سیاسی و اقتصادی دشمن است؛ نه امید بستن به توافقی که نه امنیت میآورد، نه عزت، نه گشایش اقتصادی.
اگر مذاکره نکنیم پس چه کنیم؟
بی شک بازدارندگی حقیقی و رفع تهدیدات از مسیر مذاکره مستقیم با آمریکا به دست نمیآید؛ بلکه با تغییر موازنه قدرت، خنثی کردن تحریم، و وادار کردن طرف مقابل به عقبنشینی حاصل میشود که به ابعاد آن می پردازیم.
۱. بازدارندگی چگونه ایجاد میشود؟
بازدارندگی با «امتیاز دادن برای کاهش تهدید» ساخته نمیشود، بلکه با بالا بردن هزینهی تهدید برای طرف مقابل ساخته میشود.
یعنی ایران باید نشان دهد که فشار نظامی، امنیتی یا اقتصادی علیه آن بیهزینه نیست. عناصر این بازدارندگی عبارتند از:
▫️توان نظامی و موشکی؛ طرف مقابل بداند حمله یا فشار نظامی پاسخ پرهزینه دارد.
▫️قدرت منطقهای؛ ایران فقط در مرزهای خودش محدود نیست و میتواند در منطقه موازنه ایجاد کند.
▫️تابآوری داخلی؛ اینکه اقتصاد و جامعه با اولین موج فشار دچار فروپاشی نشوند.
▫️انسجام داخلی؛ طرف مقابل حس نکند با فشار میتواند درون ایران شکاف تعیینکننده ایجاد کند.
پس اگر ایران مذاکره کند اما همزمان نشانهی نیاز، اضطرار یا عقبنشینی بدهد، بازدارندگی کم میشود؛ چون آمریکا نتیجه میگیرد فشار جواب داده است.
۲. تحریمها بدون مذاکره چگونه برداشته میشوند؟
هدف اصلی باید بیاثر کردن تحریم باشد، نه التماس برای لغو آن، زیرا دشمن هیچگاه فورا تحریم ها را بر نمیدارد!
راهحل چیست؟
فروش نفت از مسیرهای غیررسمی یا جایگزین ، تجارت با کشورهای غیرغربی، پیمانهای پولی دوجانبه، کاهش وابستگی بودجه به دلار و نفت، تولید داخلی کالاهای راهبردی ، دور زدن شبکه بانکی غربی
عضویت و همکاری با بلوکهایی مثل شانگهای، بریکس و اوراسیا ، افزایش هزینه تحریم برای طرف مقابل.
چراکه تحریم وقتی واقعاً لغو میشود که آمریکا ببیند تحریم دیگر کارکرد ندارد. یعنی بهجای اینکه ایران برای رفع تحریم امتیاز بدهد، باید کاری کند که تحریم از ابزار فشار خارج شوند.
۳. پولهای بلوکهشده چگونه آزاد میشود؟
پولهای بلوکهشده را نباید با «توافق بزرگ سیاسی» آزاد کرد، چون طرف مقابل از آن بهعنوان اهرم باجگیری استفاده میکند.
راهحلهای پیشنهادی چیست:
تهاتر کالا با کشورهایی که پول ایران را نگه داشتهاند، فشار حقوقی و دیپلماتیک از طریق دولتهای واسطه ، استفاده از پولهای بلوکهشده برای خرید دارو، غذا، کالاهای اساسی یا تجهیزات ، افزایش قدرت چانهزنی ایران در پروندههای امنیتی یا منطقهای
۴. اگر مذاکره نکنیم، اقتصاد چه میشود؟
اقتصاد ایران نباید گروگان توافق با آمریکا باشد. باید یک اقتصاد مقاوم، درونزا و برونگرا ساخته شود. یعنی از داخل تولید کند و از بیرون با شرق، همسایگان و جنوب جهانی معامله کند و نیز به دلار و بانکهای غربی کمتر وابسته شود.کالاهای اساسی و فناوریهای حیاتی را داخلیسازی کند و مسیرهای جایگزین مالی، حملونقل و انرژی بسازد.
پس این مذاکره که اقتصاد را شرطی می کند، خطرناک است. چون بازار، ارز، سرمایهگذاری و تصمیمگیری کشور معطل نتیجه مذاکره میماند.
سخن آخر:
این را همه باید بدانند که آمریکا فقط وقتی عقبنشینی میکند که ابزار فشارش بیاثر شود، نه وقتی ایران پای میز مذاکره نیازمندانه بنشیند زیرا مذاکره از موضع نیاز، دشمن را به فشار بیشتر تشویق میکند.