انتشار تصاویر جشن روز ملی عربستان سعودی در تهران، جامعهی نخبگانی و دغدغهمندانِ گفتمان مقاومت را در بهت و حیرتی عمیق فرو برد. حضور جمعی از چهرههای دولتی، دانشگاهی و حوزوی در این مراسم، در حالی رقم خورد که همزمان رسانههای بینالمللی از درخواست رسمی محمد بنسلمان از ایالات متحده برای تداوم و تشدید محاصرهی دریایی علیه ملت ایران پرده برداشتند؛ تناقضی تلخ و گزنده میان «میدانِ خصومتِ واقعی» و «لبخندهایِ بیمبنایِ تشریفاتی».
۱. قبحزدایی در پوششِ دیپلماسی
حضور چهرههایی از حاکمیت جمهوری اسلامی در جشنی که نماد حاکمیتِ یک رژیم بدوی، سرکوبگر و متجاوز است، پیش و بیش از هر چیز، نمایانگر فقرِ تحلیل در لایههایی از کارگزاران و فضلای ماست. اگر برای دیپلماتها و رجال دولتی، توجیهِ نخنمای «آداب دیپلماتیک» و «تنشزداییِ صوری» ابزاری برای فرار از مسئولیت انقلابی است، برای شخصیتهای علمی چه توجیهی وجود دارد؟
۲. جناب شهریاری در ضیافت وهابیت چه میکند؟
اگر بتوان بر حضور برخی چهرههای تکنوکرات یا آکادمیک خط بطلان کشید و آن را در قالب خطای محاسباتیِ مسبوقبهسابقه تحلیل کرد، حضور جناب آقای حمید شهریاری، دبیرکل مجمع جهانی تقریب مذاهب اسلامی، بههیچوجه قابل هضم، توجیه و اغماض نیست.
مجمع جهانی تقریب مذاهب اسلامی، نه ادارهکلِ تشریفاتِ وزارت امور خارجه است و نه یک اندیشکدهی بوروکراتیکِ خنثی؛ این نهاد، یادگارِ نگاهِ تمدنیِ امامِ راحل و تدبیرِ حکیمانهی امامِ شهید (ره) برای انسجامبخشی به بدنهی مؤمن امت اسلامی حول «اسلام ناب محمدی (ص)» و در تقابل مستقیم با «اسلام آمریکایی» است. تقریب، بر مدارِ «امت و مقاومت» معنا مییابد، نه بر سفرهی اشرافیتِ نجد و دربارِ وابستهای که شجرهی خبیثهی تکفیر را در دامن خود پرورانده است.
آیا جناب شهریاری فراموش کردهاند که مبنای تئوریکِ نظام اسلامی در شناخت وهابیت چیست؟ امامِ شهید (ره) با صراحتِ تمام، ماهیت این دستگاه را برملا کرده و فرمودند:
«امروز آن دستی که آمریکا علیه وحدت تجهیز کرده، عبارت است از همین دست پلید وهّابیّت. از اوّل، وهّابیّت را به وجود آوردند برای ضربه زدن به وحدت اسلام… حکومت وهّابیّت را و این رؤسای نجد را هم به وجود آوردند برای اینکه در داخل جامعهی اسلامی یک مرکز امنی داشته باشند که به خودشان وابسته باشد».
پالوده خوردن با کارگزارانِ چنین تفکری و بریدنِ کیکِ روز ملیِ آنان، نامش هرچه باشد، «تقریب مذاهب» نیست؛ ذبحِ اصولِ فکریِ انقلاب اسلامی در مسلخِ عکسهای یادگاری است.
۳. سیلی بر صورتِ مقاومت و خسران در افکار عمومی امت
آقای شهریاری باید پاسخ دهد که پیام این حضور برای جوانان سلحشور یمن، مجاهدان جبهه مقاومت و شیعیان مظلوم قطیف و احساء چیست؟ ملتی که سالهاست زیر بمباران، تحریم و محاصرهی همهجانبهی ائتلاف سعودی جان میدهند، چگونه باید باور کنند که عالیترین مقامِ تقریبیِ جمهوری اسلامی، با لبخند و شادباش در سالروز تأسیس چنین حاکمیتی شرکت میکند؟
از سوی دیگر، این رفتار توهینی آشکار به علمای آزاده و اصیل امت اسلامی در سراسر جهان است؛ همان آزاداندیشانی که بهرغم فشارهای مالی و سیاسی ریاض، حاضر نشدهاند استقلال دینی خود را به دلارهای نفتی بفروشند و همواره از دربارِ علمایِ درباریِ سعودی فاصله گرفتهاند. وقتی بسیاری از علمای غیرتمند اهلسنت، چنین محافلی را بایکوت میکنند، حضور یک مقامِ معمم و رسمیِ حکومت در رأس نهاد تقریب، جز ناامیدیِ بدنهی مجاهد امت اسلامی، حاصلی نخواهد داشت.
۴. استمرار سردرگمیِ راهبردی؛ از همایشِ قم تا کیکِ سفارت
متأسفانه این اقدام، ریشه در همان بیماریِ مزمنی دارد که پیشتر در بخش پژوهشی چهلمین کنفرانس وحدت اسلامی در قم شاهد آن بودیم. دبیرکلی که در آن نشست، مباحث انتزاعی و بیارتباط با اولویتهای میدان را مطرح میکند؛ در همایشهای داخلی به عکس گرفتن با عناصر وهابی مباهات میورزد و در عین حال در جذب و دعوت از نخبگانِ واقعیِ ضدِاستکباری اهلسنت دچار انفعال و عجزِ مطلق است، طبیعی است که غایتِ افقِ مدیریتیاش به نشستن پای ضیافتِ آلسعود ختم شود.
این رفتار نشان میدهد که مجمع تقریب، تحت این مدیریت، تفاوتِ حیاتی میان «جریانهای اصیلِ اسلامی» با «کانونهای وهابیت و طاغوتهای وابسته به غرب» را تشخیص نمیدهد. همنشینی با دشمنِ قسمخوردهای که علناً خواهان محاصرهی دریایی ایران و شکستن گردهی ملت ماست، تقریب نیست؛ غفلت و خبطی نابخشودنی در محاسبات راهبردی است.
جناب آقای شهریاری! رسالتِ مجمع تقریب، ریلگذاری برای تحقق تمدن نوین اسلامی با تکیه بر عقلانیت، برادری ومبارزه با استکبار است، نه شرکت در جشن تولد حاکمانی که ستون فقراتِ استعمار در منطقه بودهاند.