به گزارش روابط عمومی پژوهشکده تبلیغ و مطالعات اسلامی باقرالعلوم (ع)، عاشورا یک رویدادِ تقویمیِ محصور در گذشته یا مجالی برای سوگواریِ صرفاً احساسی نیست؛ کربلا مرزبندی زندهای است میان کرامت انسانی و ذلتپذیری. در آستانه تاسوعا و عاشورا، تحلیل ابعاد معرفتی این جریان نشان میدهد که چگونه وفاداریِ آگاهانه یاران امام، موازنه قدرت سیاسی و اخلاقی حاکمیت وقت را به چالش کشید و معیاری جاودانه برای سنجش حرکتهای مصلحانه در تاریخ بنا نهاد.
عاشورا پیش از میدان نبرد، در بازار سنجش عیار آدمها شکل گرفت؛ در نقطه انتخاب میان منافع شخصی و پایبندی به اصول. روز تاسوعا تجلی دقیق همین مفهوم است. اما وفاداری در مکتب کربلا، تبعیتی سنتی و کورکورانه نبود؛ این پیوند، تماماً برخاسته از بصیرت و شناخت عمیق است.
ماجرای اماننامه در عصر تاسوعا، پرده از همین واقعیت برمیدارد. دستگاه سیاسی کوفه تلاش کرد با یک تاکتیک سیاسی، هسته اصلی یاران امام را دچار انشقاق کند؛ اما عباس بن علی (ع) با رد صریح این پیشنهاد، خطای محاسباتی دشمن را برملا کرد. این اقدام، صرفاً رد کردن یک تعارف نظامی نبود، بلکه ابطال منطقِ نگاههای مقطعی بود که همواره حق را پای امتیازات زودگذر ذبح میکنند. قمر بنیهاشم با این رفتار مبنایی ثابت کرد که وفاداری به جبهه حق، مرز سرخی دارد که با هیچ جلوه مادی معامله نمیشود [۱].
عاشورا، آوردگاهِ برخوردِ دو نگاه متضاد به دین و حکمرانی بود؛ یک سو، جریانی که دین را ابزار توجیه ظلم و تثبیت قدرت میخواست [۲] و دیگر سو، حرکت امام حسین (ع) برای احیای سیره نبوی و اصلاح انحرافات ساختاری امت. در واقع، تقابل حسینی صرفاً یک رویارویی نظامی نبود، بلکه «مهندسیِ آگاهی» در برابرِ منطقِ نظام سلطه بود؛ منطقی که با ترویج جبرگرایی و غبارآلود کردنِ حقیقت، به دنبالِ بیتفاوتیِ توده مردم بود تا چهرهی واقعی اسلامِ اصیل را در حجابِ فریب پنهان کند.
«تحلیلگران تاریخ سیاسی معتقدند عاشورا پیش از آنکه یک نبرد نظامیِ ناگزیر باشد، یک ایستادگی تمدنی در برابر سقوط اخلاقی جامعه بود. امام حسین (ع) با فدای بالاترین سرمایههای خود اثبات کرد که پایمردی بر سر اصول عقیدتی و ایستادگی برای حفظ کرامت انسانی، راهبردیترین تصمیم برای بقای هویت یک جامعه است.» [۳]
کربلا با این منطق، به یک «سنجه همیشگی» تبدیل شد تا تفاوت بنیادین میان نگاه اصولی و رویکردهای منفعلانه در برابر ستم را عیان سازد؛ نگاههایی که تلاش میکردند با اتخاذ موضع بیطرفی، امنیت و آسایش مقطعی خود را تضمین کنند.
برای نهادهای علمی و پژوهشی، مناسبتهای محرم فراتر از یک یادبود مذهبی، یک بستر بازخوانی راهبردی است. امروز مطالبات نسل جدید و نیاز جامعه، فرارفتن از لایههای صرفاً تعظیمی و دستیافتن به منطق حرکتیِ سیدالشهدا (ع) را اقتضا میکند.
بررسی گامبهگام حرکت امام نشان میدهد که مکاتبه با نخبگان و خطابههای روشنگرانه ایشان، الگویی بینظیر از «اتمام حجت همهجانبه» و بیدار کردن افکار عمومی بود؛ حرکتی مقتدرانه که با تبیین حق، جبهه باطل را در بنبست فکری قرار داد [۴]. این سیره، نشان میدهد که در میدان مواجهه با جریانهای انحرافی، روشنگریِ هدفمند، سلاحی برنده و راهبردی است.
امروز وظیفه پژوهشگران، تبیین همین منطق استوار بر اساس سیره سیدالشهداست. این رسالت، فراتر از یک وظیفه علمی، «جهاد تبیینِ تمدنی» است تا جامعه را در مواجهه با پیچیدگیهای جهانِ مدرن، به الگوهای عملیِ ایستادگی بر اصول مجهز سازد و راهکارهای تمدنسازِ عاشورایی را از حصار تفسیرهای منفعلانه خارج کرده و در دنیای امروز جاری نماید.
📚 پینوشتها:
[۱] شیخ مفید، الإرشاد، ج ۲، ص ۸۹ / طبری، تاریخ طبری، ج ۵، ص ۴۱۵ (ماجرای اماننامه تاسوعا).
[۲] سید بن طاووس، لهوف، ص ۲۰۲ / رسول جعفریان، تاریخ سیاسی اسلام، ج ۲، ص ۳۸۵ (بررسی تفکر جبرگرایی اموی).
[۳] خوارزمی، مقتلالحسین، ج ۱، ص ۱۸۸ (متن وصیتنامه امام) / مرتضی مطهری، حماسه حسینی، ج ۱، ص ۶۵ (تحلیل تمدنی قیام).
[۴] بلاذری، أنساب الأشراف، ج ۳، ص ۱۵۵ / ابناعثم، الفتوح، ج ۵، ص ۸۲ (استراتژی نامهنگاری و دیپلماسی عمومی امام).