«اختلاف موجه»، یعنی برخی اختلافات لازم است برای رشد و پویایی و پیشرفت؛ اما تاکید رهبر انقلاب آن است که نباید این اختلاف به «تنازع و تفرقه» منجر شود.
راهبرد کلان جنگ و مذاکره یکی از اختلافات موجه این روزهاست که مستعد شکل دادن به تنازع و تفرقه در بدنه انقلابی است.
عدهای معتقدند واقع بینانه باید دید چه میزان از اهداف قابل دستیابی است. وقتی میتوان بدون جنگ به بخشی از اهداف رسید، چرا با جنگ به استقبال ویرانی برویم؟ در صورت ویرانی، حمایت مردمی در داخل را از دست خواهیم داد.
از سویی باید تا جای ممکن قدرتهای جهانی را با خودمان همراه کنیم تا اجماع علیه ما ساخته نشود. نباید بهانه به دست دشمن بدهیم و باید خویشتندارانه به عنوان یک بازیگر صلحطلب وارد تعامل با آمریکا شد و وارد بازی جنگطلبان آمریکا و اسرائیل نشد.البته اگر دشمن وارد جنگ تمام عیار شد، به ناچار تا زمانی که او ادامه دهد، ما هم ادامه می دهیم. اما در موقعیت جنگ نیز به شکل کنترلشده، سطح و دامنه جنگ را کنترل میکنیم.
یک عده مذاکره با آمریکا را مطلقاً غیر عاقلانه میدانند و معتقدند آمریکا در خلیج فارس در نقطه شکنندهای قرار دارد لذا فرصت شکستن چرخۀ جنگ مذاکره آشوب فراهم است. حتی امکان برچیدن پایگاههای آمریکایی در همین جنگ کنونی هست. از طرفی در مقابل رفتار متهورانه آمریکا تنها همان جنس پاسخ آتشبهاختیار ابتدای جنگ سوم تحمیلی (پیش از مسلط شدن شعام بر صحنه نبرد) جواب میدهد. باید هر نوع نقض آتش بسی از طرف آمریکاییها پاسخی «پشیمان کننده» بیابد وگرنه دشمن دچار «خطای محاسباتی» میشود. این عده معتقدند نه فقط حملات پراکندۀ کنونی آمریکا به جنوب ایران، بلکه محاصره ایران باید پاسخ پشیمان کننده مییافت. این عده بر همین اساس منتقد خویشتنداری ایران در پاسخ به حملات اسرائیل به پایگاهها و شخصیتهای ایرانی در سوریه و کنشهای ایران در مابعد طوفان الاقصی و حتی پیش از آن شهادت حاج قاسم هستند.
این اختلافات ریشه در دو تلقی راهبردی «جان فدایان» از مکتب امام خمینی (ره) دارد. این دو تلقی در سال ۸۴ رقابت احمدی نژاد ـ هاشمی را کلید زد اما این رقابت به کینه و دشمنی تبدیل شده و تفرقهای عمیق در کشور شکل داد که در سال ۸۸ فتنه بزرگی را پدید آورد. در دور اول انتخابات ریاست جمهوری ۴۰۳ در رقابت کمپین آقای قالیباف و آقای جلیلی بار دیگر این رقابت درون «جان فدایان» انقلاب اسلامی آغاز شد که با خویشتنداری هر دو کاندیدا، بحمدالله دامنۀ این اختلاف کنترل شد. اما بدنه انقلابی به دلیل زیرساخت ایدئولوژیک مواضع و نه صرفا منافع و مصالح، جزمیت و قاطعیت در استناد دارند. این نوع مواجهه به طور کلی مستعد اتهام زنیهای ایدئولوژیک است.
ما نیازمند «گفتگو»ی صریح و بدون خود سانسوری هستیم و این تنها با احترام و صمیمیت و برادری امکانپذیر خواهد شد. اتهام زنیهای متقابل عامل انسداد محیط اجتماعی، بسته شدن مسیر آزاداندیشی و شکوفایی و از آن مهمتر زمین خوردن رسالت بزرگ جهاد تبیین است.
قبل از صدور حکم وطن فروشی و خیانت و انحراف باید با آرامش، «اختلافات موجه» را در محیط برادری، تبدیل به اعتلای «عقلانیت انقلابی» کنیم. این اختلاف موجه حتما رحمت است. اما هر اختلافی که غل و نقار از برادر مومن وارد قلب ما کند، خیط ولایت را خواهد زدود. اعاذنا الله.
گذشته از مصادقة الاخوان المومنین درون جریان انقلابی، حتی با جریان اصلاحطلب و غربگرا و مخالف اعتقادیمان باید بر اساس «تقیه» معاشرت کنیم. اختلافات ما و جریان غربگرا در عمیقترین لایههای اعتقادی و ایدئولوژیک است. این جماعت معتقد به زیست زیر سلطه هژمونی غرب است هرچند الزاما مزدور اجنبی نیست. او معتقد است تنها راه پیشرفت ایران در تبعیت سیاسی و اقتصادی و فرهنگی از غرب است. این جماعت نیازمند نجات از توهم است. نباید اجازه داد دشمن آمریکایی او را در جبهه خود مصادره کند.
اختلاف دو جریان انقلابی در مسأله جنگ و مذاکره در نوع مواجهه با جریان غربگرا نیز وجود دارد. برخی برای حفظ وحدت ملی معتقدند در نقاط اختلاف فرهنگی در حجاب و فضای مجازی، اقتصادی در آزادسازی قیمت ها و حتی تنشزدایی خارجی باید تا حدی با جریان غربگرا همراهی کرد و یک نقطه تعادل میانه را یافت و حتی گاه با او معامله کرد. در مقابل عدهای دیگر معتقد به مرزبندی ایدئولوژیک با غربگرایان هستند و به دنبال زدودن این جریان از حاکمیت سیاسیاند.
به حکم جهاد تبیین و آزاداندیشی، ما در مقابل غربگراهای لیبرال باید بدون سانسور و با صراحت توهماتشان را نقد کنیم اما صمیمیت و احترام نسبت به خود «افراد» را از باب تقیه مداراتی باید حفظ کرد. حتی گاه با رهبران معاند و مزدورشان نیز در ظاهر باید تقیه کرد تا حرمتها حفظ شده و یکپارچگی جامعه حفظ شود. اما در رسالت جهاد تبیین و نقد توهم غربزدگی لحظهای نباید تعلل کرد. تقیه برای گرفتن ضربات این حملات است. اگر حمله به مبانی آنها نباشد، چه داعیهای بر حفظ حرمتهای ظاهری.